ماجراى ايران گيت
توسط : jadval

ماجراى ايران گيت



 

اين ماجرا كه بعضاً «ايران گيت»، «ريگان گيت»، «كونترا گيت» و «نورث گيت» ناميده مى شود، اشاره به تلاش هايى دارد كه از سـوى مـقـام هـاى آمـريكايى براى برقرارى رابطه سياسى باجمهورى اسلامى ايران صورت گرفت .
وجـه تـسـمـيه «ايران گيت» از سوى رسانه هاى آمريكا به مسئله تـلاش دولت ريـگـان بـراى برقرارى ارتباط با ايران اطلاق مى شـود كه آن را با بحران «واتر گيت» نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكا مقايسه مى كنند. اصطلاح «كونترا گيت» به اين سبب گفته مى شود كه برخى از محافل آمريكا، ريگان و دولتش را متهم كردندكـه سـود حـاصـله از تـجـارت اسـلحـه را جـهـت تـاءمـيـن هـزينه هاى شورشيان ضدّ دولتى نيكاراگوا (كونترا) اختصاص داده است .
اصـطـلاح «نـورث گـيـت» بـديـن سـبـب كـه مـقـام هـاى مـسـئول ، سـرهـنـگ دوم «آليـور نـورث» مـعـاون «آدميرال جان پويند كستر» (مشاور ريگان در امور امنيت ملى آمريك»را از مهره هاى اصلى اين ماجرا مى دانند.
در 13 آبـان 1365، رئيـس مجلس وقت طى نطقى اين اقدام آمريكا ر«تـلاش هـاى مـقامات كاخ سفيد براى جلب رضايت جمهورى اسلامى ايران» عنوان كرد و اعلام نمود كه «رابرت مك فارلين» از چهره هاى ارشد كاخ سفيد (مشاور سابق ريگان در امور امنيت ملى )، با سه نـفـر ديـگـر مـخفيانه با گذرنامه هاى ايرلندى و با يك هواپيماى حـامـل اسـلحه اى كه از بازارهاى بين المللى خريدارى كرده بوديم وارد تـهـران شـدنـد. ما به دستور امام از تماس با آنها خوددارى وفـقـط بـه مـدت سـه سـاعـت آنـهـا را تخليه اطلاعاتى كرده و موردبازجويى قرار داديم . آنها پيامى از جانب ريگان براى برقرارى مـجـدّد رابـطـه بـا جمهورى اسلامى ايران آورده بودند. پس از پنج روز بازداشت از ايران خارج شدند.
روز پـانـزدهـم آبان ، وزارت امور خارجه ايرلند شمالى نسبت به استفاده غير قانونى از گذرنامه به آمريكا اعتراض كرد.
در همين روز نخست وزير وقت مهندس موسوى ، اظهار داشت :
«مـا در سـطح جهان با كشورهاى متعددى سر و كار داشته و با آنهاصـحـبـت و مـذاكـره مى كنيم . ليكن به فرموده حضرت امام ، رابطه آمـريـكـا بـا ايـران رابـطـه گـرگ و مـيـش اسـت ، ودليـل آن جـنـايـاتـى اسـت كـه آمـريـكا در رابطه با انقلاب اسلامى ايـران مـرتـكـب شـده يا مى شود.» وى تاءكيد كرد كه جز در موارد مـربـوط به دادگاه لاهه هيچ مذاكره رسمى و غير رسمى بين ايران اسلامى و آمريكا وجود ندارد.
مـطـبـوعـات غـرب ادعـا كـردنـد كـه هدف اصلى سفر مك فارلين به ايران تلاش براى مقابله با تروريسم و جلوگيرى از آدم ربايى در لبـنان و استفاده از نفوذ ايران در لبنان براى آزادى گروگانهاى آمريكايى بوده است .
روز 17 آبـان 1365 مـك فـارليـن طـى مـصاحبه اى در آمريكا اظهارداشـت كـه : «خـبرهاى مربوط به اين سفر كاملاً دروغ و خيالبافى است . وى گفت : در شرايط سختى به سر مى برد كه نمى تواند در مورد اين گزارش ها اظهار نظر كند.»
روز بعد وى گفت كه بهبود روابط به چند شرط بستگى دارد:
1ـ توقف صدور تروريسم و انقلاب در منطقه خليج فارس
2ـ مذاكره براى خاتمه جنگ ايران و عراق
3ـ همكارى در آزاد سازى گروگان هاى آمريكا (در لبنان ).
و هدف از سفرش به ايران براى تحقق اين سه شرط بوده است .
بـه ايـن تـرتـيب مك فارلين به سفر به ايران و به هدف اصلى سـفـر، يـعنى گشودن رابطه با ايران ، با عنوان كردن سه شرط اعتراف كرد.
روز 19 آبان ، حملات مطبوعات آمريكا عليه دولت ريگان آغاز شد.نـيـويـورك تـايـمـز نـوشت : «اعتبار آمريكا خدشه دار شده است .»«كـريستين ساينس مانيتور» نوشت : «آمريكا با آبروى خود بازىمى كند.»
روز 21 آبـان ، «جـان پـويـنـد كـسـتـر» مـشاور امنيت ملى ريگان درمـصـاحـبـه اى بـا واشـنـگـتـن پست گفت : «آمريكا در مورد فردى كه بـتواند در ايران مورد اعتماد كاخ سفيد قرار گيرد اشتباه كرده است.»
روز 22 آبـان ، نـمـايـنـده دائمـى ايـران در سـازمـان مـلل طـى مـصاحبه اى كه در نيويورك برگزار شد، شايعه صدور اسـلحـه از اسـرائيـل بـه ايـران را يك دروغ مسخره براى سرپوش نـهـادن بر رسوايى آمريكا در ايران دانست . وى گفت : اقلام نظامى كه ايران در زمان شاه از آمريكا خريدارى كرد و يا مطالباتى كه از آن كـشـور يـا فـرانـسـه داريـم ، هيچ گونه ارتباطى با سايرقضايا ندارد و وصول آن تعهدات را حق قانونى خود مى دانيم . وىدر مورد گروگان هاى آمريكايى در لبنان گفت : مسئله گروگان هامـسـئله مـردم لبـنـان اسـت و ما نفوذى نسبى در لبنان داريم و زمانى بـراى همكارى آمده ايم كه آمريكا ثابت كند سياست خود را نسبت به مـنـطـقـه و مـسـلمـانـان عوض كرده است . مك فارين در يك مصاحبه باشكبه تلويزيونى اى . بى . سى آمريكا به سفر خود اعتراف ، وافزود: ماجراى كيك و انجيل كه ايرانى ها ادعا مى كنند ما با خود به تـهـران بـرده به عنوان كليد فتح باب مذاكره تقديم داشته ايم ،صحت ندارد.
ريـگـان در يك سخنرانى تلويزيونى اعلام كرد كه هدف ما تجديد روابـط بـا ايـران ، خـاتـمـه آبـرومـنـدانـه جـنـگ (تـحميلى )، قطع تـروريـسـم دولتـى در خـاورميانه و تاءمين بازگشت سالم تمامى گروگان هاى آمريكايى از لبنان بوده است .
و در ادامـه گـفـت : «چـرا شـمـا (مـردم آمـريـكـا) بـايـد سـؤال كـنـيـد كـه آيـا هرگونه رابطه اى با ايران براى ايالات متحده داراى اهـمـيـت اسـت يا خير؟ ايران در قسمتى از پر اهميت ترين منطقه جـغـرافـيايى جهان قرار دارد. اين كشور بين شوروى و آبهاى گرم اقـيـانوس هند واقع گرديده است . جغرافيا توضيح مى دهد كه چرا اتـحـاد شوروى يك ارتش خود را راهى افغانستان مى كند تا بر آن كـشور غلبه كند، و اگر بتواند بر پاكستان و ايران غالب شود.شـرايـط جـغرافيايى ايران ، اين كشور را در موضع حساسى قرارداده كه از آن موضع ، متخاصمين مى توانند در جريان نفت كشورهاى عـرب هـم مـرز خليج فارس دخالت نمايند. از جغرافيا كه بگذريم مـنـابـع نـفـتى ايران براى سلامت دراز مدت اقتصاد جهان حايز اهميت اسـت . بـه ايـن دلايـل بـه نـفـع مـاسـت تـا در پـى تـحـولاتـى در داخـل ايـران باشيم . ريگان افزود ما قادر به چشم پوشيدن از اين واقـعـيـت نـيـستيم ، چرا كه منافع ما در خاورميانه حياتى است ، ولىسـيـاسـت ايـران بـه نـفـى تـمـامـى نفوذ غرب در خاورميانه متمركز گـرديـده است . ما در پى دستيابى به قلمرو يا موضع خاصى درايران نيستيم .
انـقـلاب ايران يك واقعيت تاريخى است و نيازى نيست كه بين منافع بـنـيـاديـن مـلى ايـران و آمـريكا منازعه و مغايرت دائمى وجود داشته بـاشـد. از سـال 1983 كـشـورهـاى مـخـتـلفـى در تـلاش بـراى بـرانـگـيـخـتـن تـمـاس هـاى مـسـتـقيم بين ايران و آمريكا برآمده اند.كـشـورهـاى اروپـايـى ، خاور نزديك و خاورميانه سعى كرده اند تابـه عـنـوان مـيـانـجـى عـمـل نـمـايـنـد، ولى عـلى رغـم خـواسـت وتـمـايل آمريكا براى گام نهادن در اين زمينه ، هيچ يك از اين تلاشهـا ثـمـرى نـداشـت . بـا داشـتـن چـنـيـن تـاريـخـچـه اى بـود كـه مـاسـال گـذشـتـه هنگامى كه نسبت به امكان تثبيت يك سلسله مذاكرات مـسـتـقـيـم بـا مـقـامـات ايـران مـطـلع شـديـم ، آن راقبول كرديم . به خاطر اهميت استراتژيك ايران و نفوذ اين كشور درجـهـان اسـلام اسـت كه ما در صدد كاوش براى يك رابطه بهتر بين كشورهاى خود بر مى آييم .»
در ايـن رهـگـذر، نـامـه 8تن از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى درروزنامه رسالت به اين شرح به چاپ رسيد:
«ريـاسـت مـحـتـرم مـجـلس شـوراى اسـلامى ـ احتراما تقاضا دارد به وزيـر امـور خـارجـه ابـلاغ گـردد كـه طـبـقاصـل 88 قـانـون اسـاسى در مهلت مقرر در مجلس حاضر و به سؤالات زير پاسخ دهند.
1ـ بـا تـوجه به اين كه وزارت امور خارجه عهده دار اجراى سياست خـارجى جمهورى اسلامى است و تعيين خط مشى با مقام معظم رهبرى ومـجـلس شـوراى اسـلامـى اسـت ، در رابـطـه بـاجـنـجال تبليغاتى اخير از داخل و خارج از كشور در خصوص ارتباط بـا دولت آمـريكا اعلام دارند كه اين ارتباط در چه سطحى صورتپذيرفته است .
2ـ نظر به اين كه مجلس شوراى اسلامى هيچ گونه اطلاعى از اين فـعل و انفعالات نداشته ، اعلام دارند چه مقامى يا مقام هايى تصميم به اين تماس و ارتباط گرفته اند.
3ـ بـه طـورى كه شنيده مى شود افرادى خارج از كادر وزارت امورخارجه با هياءت آمريكايى تماس گرفته و مذاكره نموده اند. لطفاًاعـلام داريـد كـه ايـن افـراد مـاءمـوريـتى از جانب وزارت امور خارجه داشـتـه انـد يـا خـيـر و در صـورتـى كـه پـاسـخ منفى باشد مجوزقانونى تماس و ارتباط افراد مذكور كدام است ؟
4ـ جريان سفر هياءت آمريكايى به ايران به چه صورت و با چه كـيـفـيـتـى صـورت پذيرفته و چه كسانى در ايران با آنها مذاكره نموده ، محور مذاكرات به چه تصميماتى منجر گرديده است ؟
ضـمـنـاً مـوضـوع قـبلاً با وزير محترم امور خارجه در ميان گذاشته شده و پاسخ مشاراليه مقنع نبوده است .»
در قـبـال اين رويدادها، امام طى بياناتى فرمودند:(صحيفه نور، ج20، ص 52 ـ 49، 29/8/1365.)
مـى خـواهـم عـرض كنم چرا اين قدر ما عقب افتاده هستيم ؟ چرا ما بايدبـه واسـطـه اغـراض از نـفـسـانيه اين قدر خودمان را ببازيم ؟ چرابـايـد وقتى كه دنيا به تزلزل درآمده است براى اين بى اعتنايى ايـران بـه كـاخ سـفـيـد و سـيـاه ، چـرا مـا بـايـد تـوجـيـه كـنـيـم مسائل آنها را؟ چرا ما بايد اين قدر غرب زده باشيم يا شيطان زده ؟
مـن هـيـچ تـوقـع نـداشتم از بعض اين اشخاص ولو بعضى شان درنظر من پوچند، لكن از بعضى از اين اشخاص كه سابقه دارند هيچتوقع نداشتم كه در اين زمان كه بايد فرياد بزنند سر آمريكا،فرياد مى زنند سر مسئولين ما. چه شده است ؟ شماها چه تان است ؟چـه كـرديـد شماها؟ شماها چرا بايد تحت تاءثير تبليغات خارجى واقـع بـشـويد ياتحت تاءثير نفسانيات خودتان ؟! هم در يك همچه مـسـئله مـهـمى كه بايد همه شما دست به دست هم بدهيد و ثابت كنيدبـه دنـيـا كـه ما وحدت داريم ، وحدت ما اين طور شده است و در روزكه روز هفته وحدت است چرا شماها مى خواهيد تفرقه ايجاد كنيد؟ چرامـى خـواهـيـد بـيـن سـران كـشـور تـفرقه ايجاد كنيد؟ چرا مى خواهيددودستگى ايجاد كنيد؟ چه شده است شما را؟ كجا داريد مى رويد؟ اين تذهبون ؟
«كيسينجر» وزير امور خارجه اسبق نيز در اين رابطه گفت : تلاش رئيـس جـمـهـور آمـريـكـا بـراى دوسـتـى بـا ايـران قـابـل سـتـايـش اسـت ، اما نبايد اين ماجرا با «واتر گيت» مقايسه شود زيرا ارتباط با ايران به نفع آمريكاست ولى رسوايى واترگيت شامل منافعى براى يك حزب بود.
در تـاريـخ 8 بـهـمـن 1365 (28 ژانـويـه 1987)، دولت ايـران انـجـيـل هـديـه شـده ريـگـان را بـا دسـتـخـط و امضاى وى كه براى مـسـئوليـن ايـرانـى ارسـال شـده بـود، به نمايش گذارد. ضمناً ازنـخـسـتـيـن قـربـانـيـان ايـن مـاجـرا مـى تـوان از«آدميرال پويند كستر»، «سرهنگ نورث»، «ويليام كيسى» رئيسسيا، ياد كرد.
ريـگـان پـس از انـتـشـار گـزارش كـمـيـسـيـون تـاور طـى يـك نـطـق تـلويـزيـونـى در چـهـارم مـارس 1987 اعـلام داشـت كـه ابـتـكار درقـبـال ايـران بـه صورت مبادله اسلحه در برابر گروگان ها يك اشـتـبـاه بـود. وى همچنين مسئوليت كامل اقدام هاى خود و دولتش را درارتباط با ايران ، به عهده گرفت .

 

يکشنبه 13/8/1386 - 8:7
پسندیدم 0
UserName