مرد نمي توان كشت از رودكي
توسط : hesam_k_2007

«مردم نتوان کشت»

چون تيـغ به دست آری، مردم نتوان کُشت
نزديـک خداوند بدی نيـست فرا مُشت

ايـن تيـغ نه از بهر ستمکاران کردند
انگور نه از بهر نبيـذ است به چرخشت

عيـسی به رهی ديـد يـکی کشته فتاده
حيـران شد و بگرفت به دندان سرانگشت

گفتا که که را کشتی تا کشته شدی زار
تا باز کجا کشته شود آن که ترا کشت

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
Hesam-k-2007
«رودكي سمرقندي»
شنبه 12/8/1386 - 15:17
پسندیدم 0
UserName