شعري از رودكي........................................
توسط : hesam_k_2007
سرای سپنج
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن هميـشگی نه رواست

زيـر خاک اندرونت بايـد خفت
گر چه اکنونت خواب بر ديـباست

با کسان بودنت چه سود کند
که به گور اندرون شدن تنهاست

يـار تو زيـر خاک مور و مگس
چشم بگشا، ببيـن، کنون پيـداست

آنکه زلفيـن و گيـسويـت پيـراست
گرچه ديـنار يـا دَرمش بهاست

چون ترا ديـد زردگونه شده
سرد گردد دلش؛ نه نابيـناست
«رودكي»
Hesam- k- 2007
شنبه 12/8/1386 - 15:13
پسندیدم 0
UserName