آداب غذا دادن 2
 

در مكارم الاخلاق آمده است : « از فضل بن يونس روايت كرده اند كه گفت : روزى در منزلم بودم ، خدمتگزار وارد شد و گفت : مردى پشت در ايستاده ، كنيه اش ‍ ابوالحسن ، موسوم به موسى بن جعفر است . گفتم : اى غلام ! او اگر همان كسى باشد كه من تصور مى كنم ، تو در راه خدا آزادى ، مى گويد: با شتاب بيرون رفتم ديدم حضرت موسى بن جعفر (ع ) است ، عرض كردم : بفرماييد! تشريف آورد و وارد مجلس شد. رفتم تا آن حضرت را بالاى خانه بنشانم ، فرمود: اى فضل ! صاحب منزل ، سزاوارتر به نشستن در بالاى مجلس است ، مگر اين كه در ميان حاضران مردى از بنى هاشم باشد. عرض كردم : فدايت شوم ، بنابراين شما سزاواريد. آنگاه گفتم : خداوند مرا فداى شما سازد غذايى براى اعضاى خانواده حاضر است . اگر ميل داريد، بفرماييد. فرمود: اى فضل ! مردم به چنين غذايى ، غذاى بى خبر مى گويند و آن را بد مى دانند اما من اشكالى نمى بينم . اين بود كه دستور دادم ، خدمتگزار آفتابه لگن آورد، نزديك آن حضرت كه رسيد، فرمود: « سپاس خدا را كه براى هر چيزى حد و مرزى تعيين كرده است . عرض كردم : فدايت شوم ، حد و مرز غذا خوردن چيست ؟ فرمود: آن است كه صاحب خانه شروع كند تا روى ميهمانها باز شود و هرگاه آفتابه لگن بياورند، بسم اللّه بگويد و چون بردارند، الحمدللّه گويد» ، تا پايان خبر.(1)

پاورقى ها :

1- مكارم الاخلاق ، ص 170، به نقل از مجموعه پدرش - قدس سرهما - اين خبر طولانى است ، مؤ لف به مقدار نيز اكتفا كرده است .

 

 

شنبه 12/8/1386 - 10:2
پسندیدم 0
UserName