طاعت بی آلایش
توسط : دیوژن م
حضرت موسی (ع) عرض کرد: خداوندا می خواهم آن مخلوق را که خود را برای ياد تو خالص کرده باشد و در طاعتش بی آلايش باشد ببينم.
خطاب رسيد ای موسی برو در کنار فلان دريا تا به تو نشان بدهم آنکه را می خواهی. حضرت رفت تا رسيد به کنار دريا. ديد درختی در کنار درياست و مرغی بر شاخه ای از آن درخت که کج شده به طرف دريا نشسته است و مشغول به ذکر خداست. موسی از حال آن مرغ سوال کرد. در جواب گفت: از وقتی که خدا مرا خلق کرده است در اين شاخه درخت مشغول عبادت و ذکر او هستم و از هر ذکر من هزار ذکر منشعب می شود. غذای من لذت ذکر خداست. حضرت موسی سوال کرد: آيا از آنچه در دنيا يافت می شود آرزو داری؟ عرض کرد: آری، آرزويم اين است که يک قطره از آب اين دريا را بياشامم. حضرت موسی تعجب کردو گفت: ای مرغ ميان منقار تو و آب دريا فاصله ای نيست چرا منقار را به آب نمی رسانی؟ عرض کرد: می ترسم لذت آن آب مرا از لذت ياد خدايم باز دارد.
شنبه 12/8/1386 - 9:48
پسندیدم 0
UserName