شعری از مرحوم امین پور
توسط : jadval

سبزتر از بهار

طلوع مى كند آن آفتاب پنهانى
زسمت مشرق جغرافياى عريانى
دوباره پلك دلم مى پرد، نشانه چيست؟
شنيده ام كه مى آيد كسى به مهمانى
كسى كه سبزتر است از هزار بار بها
ر كسى، شگفت كسى، آن چنان كه مى دانى
تو از حوالى اقليم هر كجاآباد بيا
كه مى رود شهر ما رو به ويرانى
در انتظار تو تنها چراغ خانه ماست
كه روشن است در اين كوچه هاى ظلمانى
كنار نام تو لنگر گرفت كشتى عشق
بيا كه نام تو آرامشى است توفانى

شنبه 12/8/1386 - 7:33
پسندیدم 0
UserName