آنجا پایان دنیا نیست
توسط : ahmad21
میگویند. وقتی خداوند جهان را افرید. در صندوقچه ی جادویی را باز کرد و تمام افریده ها از ان بیرون پریدند. اما همین که (امید)خواست خارج شود.ناگهان در بسته شد و امید با تمام ارزوهایش. در ان جعبه ی سردو تاریک حبس شد

 

شاید خداوند میخواست با این کار همدلی را برای تاریکیهای زندگی ات باقی بگذارد تا در ان روزها . احساس تنهایی نکنی و به خود بگویی که هنوز همه چیز تمام نشده است و حتما به همین علت است که هرگاه اتفاق ناخوشایندی برایمان پیش می یاد.اطرافیان میگویند جای شکرش باقیست که مثلا طور دیگری نشد. در بدترین مواقع هم میتوان روزنه ای از امید را در تاریکیهای احساس ردیابی کرد.

به فردا نگاه نکن.به پشت سر برگرد. اگر بگویی که قادر به دیدن ان موج نور سبز که در بیکرانها سوسو میزند .نیستی.حتما دروغ گفته ای.مگر اینکه به دست خدا خلق نشده باشی که ان هم امری محال است

چشمهایت را از ان طیف وام گیر که ان نور محبت خداوند است به تو و این. اخرین تیر تو خواهد بود که به هیچ وجه نباید از دستش بدهی.صدای طپشهای قلبت را بشنو!

و تو زنده ای و زنده را چاره ای نیست جز زندگی کردن.مثل یک قوی مغرور.قامتت را راست کنو سرت را بالابگیر. و بدان که تو هر چه قدر هم که قدرتمند باشی. در مقابل جریان خروشان زندگی .تاب مقاومت را نخواهی داشت. زیرا هر صبح . خورشید خواهد دمیدو هر غروب. ماه طلوع خواهد کرد. فرصتی را که در اختیار داری. غنیمت شمار و تاریکیها را رها کن به نور بیندیش!!!!!!!!!!!!!!که فردا حتما نورانی خواهد بود

جمعه 11/8/1386 - 15:39
پسندیدم 0
UserName