گريه، به زور سنگ

يكي از طلاب نجف كه اهل يزد بود، نقل مي‌كرد: كه در جواني، سفري پياده از راه كوير به خراسان رفتم. در يكي از دهات نيشابور، مسجدي بود و من چون جايي را نداشتم، به مسجد رفتم.
پيشنماز مسجد، آمد و نماز خواند و بعد منبر رفت. در اين بين، با كمال تعجب ديدم: فراش مسجد، مقداري سنگ آورد و تحويل پيشنماز داد. وقتي روضه را شروع كرد، دستور داد چراغها را خاموش كردند، چراغها كه خاموش شد، سنگها را به طرف مستمعين پرتاب كرد، كه ناگهان صداي فرياد مردم بلند شد.
چراغها كه روشن شد، ديدم سرهاي مردم مجروح شده است و در حالي كه اشكشان مي‌ريخت، از مسجد بيرون رفتند.
رفتم نزد پيشنماز و به او گفتم: اين چه كاري بود كه كردي؟!
گفت: من امتحان كرده ‌ام، كه اين مردم با هيچ روضه ‌اي گريه نمي‌كنند، و چون گريه كردن بر امام حسين(ع)، اجر و ثواب زيادي دارد و من ديدم كه راه گرياندن اينها، منحصر است به اينكه سنگ به كله ‌اشان بزنم، از اين راه اينها را مي‌گريانم!
اين منطق افرادي است كه عملاً معتقدند: هدف وسيله را مباح مي‌كند. هدف، گريه بر امام حسين(ع) است ولو اينكه يك دامن سنگ به كله مردم بزند

منبع : شهيد مرتضي مطهري،حماسه حسيني، ج 1، ص 44 و 45

پنج شنبه 10/8/1386 - 11:31
پسندیدم 0
UserName