توصيف خليفه

در منزل والي بصره، بين بهلول وعمربن‌عطاء‌عدوي كه از نوادگان عمر‌بن‌خطاب بود، مناظره‌اي صورت گرفت. پس از بحثهاي زيادي كه انجام شد،عمر‌عدوي از بهلول پرسيد: «امام تو كيست؟».
بهلول گفت: «سبّح في كفّه الحصي و كلّمه الذّئب اذا عوي و ردّت الشّمس له بين الملا و اوجب الرّسول علي الخلق له الولاء، فذلك امامي و امام البريّات». يعني امام من كسي است كه سنگريزه در كف دستش تسبيح گفت و گرگ با او صحبت كرد و خورشيد به خاطر او برگشت و حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ ولايت او را بر تمام خلق، واجب كرد. او امام من و امام همه‌ي جهانيان است.
عدوي گفت: «واي بر تو! آيا هارون‌الرشيد را به عنوان امام و خليفه، قبول نداري؟».
بهلول گفت: «واي بر تو اي ملعون! يعني تو مي‌گويي هارون‌الرشيد، فاقد اين اوصاف است؟ پس تو دشمن خليفه هستي و به دروغ، او را خليفه مي‌داني».
و با اين ترفند، او را رسوا نمود و والي، عدوي را از مجلس بيرون كرد

منبع : مردان علم در ميدان عمل، ج 1، ص 492

پنج شنبه 10/8/1386 - 11:1
پسندیدم 0
UserName