که قصر امل سخت سست بنيادست
توسط : حامد...
 

 

که قصر امل سخت سست بنيادست

بيار باده که بنياد عمر بر بادست

 

غلام همت آنم که زير چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزادست

 

چه گويمت که به ميخانه دوش مست و خراب

سروش عالم غيبم چه مژده ها دادست

 

که اي بلندنظر شاهباز سدره نشين

نشيمن تو نه اين کنج محنت آبادست

 

تو را ز کنگره عرش مي زنند صفير

ندانمت که در اين دامگه چه افتادست

 

نصيحتي کنمت ياد گير و در عمل آر

که اين حديث ز پير طريقتم يادست

 

غم جهان مخور و پند من مبر از ياد

که اين لطيفه عشقم ز ره روي يادست

 

رضا به داده بده وز جبين گره بگشاي

که بر من و تو در اختيار نگشادست

 

مجو درستي عهد از جهان سست نهاد

که اين عجوز عروس هزاردامادست

 

نشان عهد و وفا نيست در تبسم گل

بنال بلبل بي دل که جاي فريادست

 

حسد چه مي بري اي سست نظم بر حافظ

قبول خاطر و لطف سخن خدادادست
پنج شنبه 10/8/1386 - 9:42
پسندیدم 0
UserName