مشاركت در غذا 4
 

4 - لازم نباشد كه رفيقش به او بگويد: بخور. يكى از ادبا مى گويد: « بهترين شخص در موقع غذا خوردن كسى است كه رفيقش ناچار نشود از او بخواهد غذا بخورد و زحمت گفتن غذا بخور، را از او بردارد و سزاوار نيست كه چيزى را از آنچه ميل دارد، به خاطر اين كه ديگران نگاه مى كنند ترك كند، زيرا اين كار خلاف واقعيت است ، بلكه بر طبق معمول و عادت خود رفتار كند و از آن عادتى كه در تنهايى دارد چيزى كم نكند، ليكن خود را در تنهايى به حسن ادب عادت دهد تا در بين جمع نياز به انجام عملى خلاف واقع و تصنعى نداشته باشد. آرى اگر به خاطر ايثار به برادران ايمانى و در صورت لزوم با توجه به آنها غذا كم بخورد خوب است و اگر با نيت همراهى و تحريك نشاط ديگران در خوردن غذا به خوردن ادامه دهد، اشكالى ندارد بلكه خوب است .»
جعفر بن محمّد (ع ) مى فرمايد: « بهترين دوستانم كسانى هستند كه زياد بخورند و لقمه شان را بزرگ بردارند و سنگين از همه كسى است كه وقت غذا خوردن مرا وادار به تعارف كند.» (1)
تمام اين احاديث اشاره بر اين مطلب دارند كه غذا خوردن بايد روى جريان عادى باشد، نه تصنعى .
امام صادق (ع ) فرمود: « محبت كسى نسبت به برادر مسلمانش با كامل خوردن غذا در منزل او آشكار مى شود.» (2)
مى گويم :
اين خبر با اندك تفاوتى در اين زمينه با روايات ديگر در كتاب كافى آمده است . و در همان كتاب از عبدالرحمن بن حجاج نقل كرده اند كه مى گويد: « با ابوعبداللّه - امام صادق (ع ) - غذا مى خورديم ، بشقابى برنج آوردند، ما عذر خواستيم . امام (ع ) فرمود: شما چيزى نخورده ايد! محبوب ترين شما نزد ما كسى است كه در نزد ما از ديگران بيشتر غذا تناول كند. عبدالرحمن مى گويد: پس همچون عذابى كه بر سفره نازل شود، آن را برداشتم و خوردم . آنگاه امام (ع ) فرمود: حالا خوب شد؛ سپس ‍ شروع به نقل اين حديث كرد كه براى پيامبر خدا (ص ) از طرف انصار، يك بشقاب برنج هديه آورده بودند، پيامبر (ص ) سلمان ، مقداد و ابوذر - خدايشان بيامرزد - را دعوت كرد، آنها شروع به عذرخواهى كردند و نخوردند پيامبر فرمود: شما كه چيزى نخورده ايد، محبوب ترين شما نزد من كسى است كه غذا بهتر بخورد. آنها با شنيدن سخن پيامبر (ص ) بخوبى غذا را خوردند. سپس امام صادق (ع ) فرمود: خداوند آنها را رحمت كند و از آنها راضى باشد و درود خدا بر آنان باد» .(3)

آدابى كه به دليل اجتماع و مشاركت در غذا،

 علاوه بر آداب ديگر بايد رعايت شود،

 هفت تاست

پاورقى ها :

1- هر دو روايت را كلينى در كافى ، ج 6، ص 278 - همان طورى كه در عبارت مؤ لف هم آمده - با اختلاف نقل كرده و همچنين برقى در كتاب محاسن ؛ ص 414، روايت كرده است .
2- هر دو روايت را كلينى در كافى ، ج 6، ص 278 - همان طورى كه در عبارت مؤ لف هم آمده - با اختلاف نقل كرده و همچنين برقى در كتاب محاسن ؛ ص 414، روايت كرده است .
3- كافى ، ج 6، ص 278، شماره 2.

چهارشنبه 9/8/1386 - 13:59
پسندیدم 0
UserName
x