عيد فطر و نقش آن در تحولات فردى و اجتماعى
توسط : حامد...

 

عيد فطر و نقش آن در تحولات فردى و اجتماعى

روز بازگشت‏به فطرت

در فرهنگ اسلامى اولين روز ماه شوال به عنوان عيد فطر و جشن بازگشت‏به فطرت معين شده است، زيرا مسلمانان روزه‏دار در طول ماه رمضان با ارتباطهاى پى در پى با خداوند متعال واستغفار از گناهان به تصفيه روح و جان خويش همت گماشته و از تمام آلودگى‏هاى ظاهرى و باطنى كه بر خلاف فطرت آن‏هاست، خود را پاك نموده و به فطرت واقعى خود برمى‏گردند . اميرمؤمنان على عليه السلام نيز از همين زاويه به عيد فطر مى‏نگرد و با اشاره به روز عيد مى‏فرمايد: «انما هو عيد لمن قبل الله صيامه وشكر قيامه وكل يوم لا يعصى الله فهو عيد (1) ; اين عيد كسى است كه خدا روزه‏اش را پذيرفته و نماز او را ستوده است و هر روز كه خدا نافرمانى نشود، آن روز عيد است .»

بلى روز ترك گناه و فاصله گرفتن از زشتى‏ها و پليدى‏ها و روز غلبه بر شياطين، روز عيد است . عيد فطر روز بازگشت‏به فطرت است، اين معنا رامى‏توان از لغت «عيد فطر» هم فهميد، چرا كه «عيد» به معناى بازگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبيعت‏» است .

مسلمانان در اين روز در اثر يك ماه ضيافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏يافته و در حقيقت، شخصيت واقعى خويش را بازيافته‏اند، آرى، فطرت پاك انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت‏به انواع گناهان و معصيت‏ها مبتلا شده و از حقيقت‏خود دور مى‏شود و در نتيجه دچار خودفراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد . اما با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خويش به يك زندگى نوين دست مى‏يابد، كه مى‏توان آن را «بازگشت‏به خويشتن‏» ناميد .

در روز عيد فطر گوئى يك مسلمان از نو متولد مى‏شود، چرا كه طبق گفتار اميرمؤمنان عليه السلام، روزه‏داران در شب عيد فطر از تمام آلودگى‏ها و پليدى‏ها پاك شده‏اند و كمترين پاداش خود را كه پاكى و پاكيزگى است دريافت نموده‏اند . آن حضرت چنين مى‏فرمايد: «واعلموا عباد الله! ان ادنى ما للصائمين والصائمات ان يناديهم ملك فى آخر يوم من شهر رمضان: ابشروا عباد الله! فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون (2) ; اى بندگان خدا! بدانيد كه كوچكترين چيزى كه براى مردان و زنان روزه‏دار است، اين است كه فرشته‏اى در روز آخر ما مبارك رمضان به آن‏ها ندا مى‏دهد: اى بندگان خدا! بشارتتان باد كه [خداوند متعال ] تمام گناهان گذشته شما را آمرزيد، پس بنگريد كه بعد از اين چگونه عمل خواهيد كرد .»

شيخ مفيد مى‏نويسد: اينكه روز اول ماه شوال عيد اهل ايمان قرار داده شده است، به خاطر اين است كه آنان براى قبولى اعمالشان در ماه رمضان خوشحالند و از اينكه خداوند متعال گناهانشان را بخشيده و بر عيب‏هاى آنان پرده كشيده و مژده و بشارت از طرف خداوند رسيده است كه ثواب‏هاى بسيارى براى روزه‏داران عطا خواهد كرد و از اينكه مؤمنين در اثر تلاش‏هاى شب و روز ماه مبارك رمضان چند مرحله به قرب الهى نزديك شده‏اند، حالت‏سرور و نشاط دارند . در اين روز غسل معين شده و اين علامت پاكى از گناهان مى‏باشد، عطر زدن و بوى خوش استعمال كردن و لباس زيبا و تميز پوشيدن و به صحرا رفتن و زير آسمان نماز خواندن همه‏اش علامت‏شادى و سرور و از روى حكمت مى‏باشد (3) .

مراتب روزه‏داران در عيد فطر

بدون ترديد تك تك مسلمانان با فرا رسيدن عيد سعيد فطر نوعى شادى و لذت درونى در خود احساس مى‏كنند، اما استقبال مسلمانان از روز عيد فطر يكنواخت و مساوى نيست . زيرا هر كسى نسبت‏به معرفت و ايمان خود به اين عيد بزرگ و با عظمت مى‏نگرد و از آن بهره مى‏گيرد . زمينه‏ها، ذهنيت‏ها، مراتب ايمان و عوامل ديگرى در نگرش و انگيزه افراد دخالت دارد .

به همين جهت عارف واصل ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى‏قدس سره (4) روزه دارانى را كه به عيد سعيد فطر وارد مى‏شوند، به پنج گروه تقسيم مى‏كند و نوع نگرش آنان رانسبت‏به اين روز با عظمت توضيح مى‏دهد . ايشان در مورد پايين‏ترين مراتب استقبال كنندگان از عيد فطر مى‏نويسد: «گروهى از روزه‏داران حقيقت روزه را نشناخته‏اند و با زحمت و تكلف از خوردن و آشاميدن و ساير مبطلات خود دارى مى‏كنند و اين را نوعى طاعت مى‏شمارند و خود را منت‏دار خداوند مى‏دانند . آنان از اعضاء و جوارح خود مراقبت نكرده و با دروغ و غيبت و بهتان و افترا و دشنام، به آزار ديگران پرداخته و زحمات خود را هدر مى‏كنند و در نزد خداى عالميان منزلتى ندارند، مگر اينكه حضورشان در روز عيد براى حسن ظن به عنايت‏خداى بزرگ باشد و در نمازگاه خود در روز عيد فطر از گناهان استغفار نموده و طلب آمرزش كنند .»

وى عالى‏ترين مرتبه استقبال كنندگان از عيد فطر را از آن روزه‏داران عارفى مى‏داند كه لذت نداى خداى «جل جلاله‏» ، رنج گرسنگى و تشنگى و شب زنده دارى را از ياد آنان برده و با شوق و شكر بلكه با وجد و سكر (5) آن را پيشواز نموده، در سرعت‏سير و سلوك و پيشروى به سوى خير، جديت‏به خرج داده و از عمق جان به نداى رب الارباب لبيك گفته‏اند .

خداوند متعال اعمال را از اين گروه به حسن قبول مى‏پذيرد و آن‏ها را به مقام قرب نزديك مى‏نمايد و در پيشگاه صدق در جوار خود با اولياء و اصفياء مى‏نشاند و از «جام اوفى‏» به آن‏ها مى‏چشاند و به مقام «او ادنى‏» مى‏رساند (6) . آرى، در حقيقت در سحرگاه عيد فطر اولياء الهى با حضرت حق چنين نجوا دارند:

اى عيد عاشقان به حقيقت جمال تو

هر لحظه عيديى رسدم از وصال تو

عيد كسان غره شوال و عيد من

آن ساعتى بود كه ببينم جمال تو

حل مشكلات اقتصادى و اجتماعى در مورد ابعاد اقتصادى و اجتماعى عيد فطر مى توان به پرداخت زكات فطره به عنوان عاملى ارزشمند براى فقرزدايى، توسعه اقتصادى و حل مشكلات اجتماعى در جامعه اسلامى اشاره نمود . افزون بر اينكه در كنار كمك به فقراء، موارد مصرف ديگرى نيز براى زكات فطره در اسلام منظور شده است كه از جمله آن‏ها احياى روحيه هميارى و تعاون، رسيدگى به وضع بهداشتى، درمانى و فرهنگى مسلمانان مى‏باشد . از زكات فطره مى‏توان قرض بدهكاران حقيقى و افرادى را كه در راه معصيت و خلاف بدهكار نشده‏اند، پرداخت نمود . در ساختن مسجد، مدرسه، پل‏ها و راه‏ها و بيمارستان‏ها و برطرف كردن ساير نيازهاى مسلمانان نيز مى‏توان از اين بودجه مردمى استفاده كرد .

همچنين با اين بودجه مى‏توان باورهاى دينى و اعتقادات مسلمانان ضعيف الايمان را تقويت نمود و كسانى را كه در معرض شبهات و وسوسه‏هاى دشمنان قرار دارند يارى كرد .

مسلمانان با عمل به اين موارد كه با پرداخت زكات فطره انجام مى‏شود، در حقيقت‏به بخشى از دعاهاى ماه رمضان - كه در مدت يكماه بعد از نماز زمزمه مى‏كردند - ، در روز عيد فطر جامه عمل مى‏پوشانند . گذشته از اين‏ها، پرداخت زكات فطره كه با نيت عبادت و تقرب به خداوند متعال انجام مى‏شود، نوعى بهره‏گيرى از ماديات براى رسيدن به معنويات است .

بدين جهت گفته‏اند كه قبول روزه موكول به پرداخت زكات فطره مى‏باشد، چرا كه دادن زكات موجب جدايى از تعلقات مادى و هواهاى دنيوى و نفسانى است و انسان مؤمن براى دوام فطرت الهى خويش و بازگشت‏به عهد فطرى «الست‏» از هر آنچه رنگ تعلق دارد، بايد رها و آزاد باشد و زنجير ماديات را از پاى خود بركند تا سبك بال به سوى خداوند گام نهد . همچنانكه امام على عليه السلام فرمود:

«تخففوا تلحقوا (7) ; سبكبال باشيد تا [به مقصد] برسيد .»

رسيدن به وصال حق باگران بارى و تعلقات بسيار سازگار نيست . خداوند متعال مى‏فرمايد: «قد افلح من تزكى وذكر اسم ربه فصلى‏» (8) ; «همانا رستگار شد كسى كه [با پرداخت زكات، ] خود را تزكيه نمود و آنكه نام پروردگارش را ياد نموده و سپس نماز خواند .»

يكى از مصاديق اين آيه، عيد فطر و زكات فطره مى‏باشد . در روايات آمده است كه همواره رسول خدا صلى الله عليه و آله روزهاى عيد فطر قبل از رفتن به مصلى فطره را تقسيم مى‏كرد و اين آيه را مى‏خواند (9) .

تعظيم شعائر اسلامى

خداوند متعال مى‏فرمايد: «ومن يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب‏» (10) ; «هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد، اين كار نشانه تقواى دل‏هاست .»

تعظيم شعائر الهى يكى ديگر از ويژگى‏هاى عيد سعيد فطر مى‏باشد . شعار تكبير و تهليل و تحميد و تقديس از جمله اعمالى است كه به روز عيد جلوه خاصى مى‏بخشد .

يك مسلمان بايد از راه‏هاى مختلف نداى حياتبخش توحيد را به گوش جهانيان برساند، كه يكى از آن راه‏ها بيان شعارهاى مذهبى است . رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «زينوا اعيادكم بالتكبير (11) ; عيدهاى خود را با [شعار] تكبير زينت دهيد .» و در حديث ديگرى مى‏فرمايد: «زينوا العيدين بالتهليل والتكبير والتحميد والتقديس (12) ; عيدهاى فطر و قربان را با شعارهاى لا اله الا الله و الله اكبر و الحمدلله و سبحان الله زينت دهيد .»

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خود نيز چنين مى‏كرد . آن حضرت در روز عيد فطر از منزل بيرون مى‏آمد و تا رسيدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‏» و «الله اكبر» سر مى‏داد و حتى در ميان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا اين كلمات را تكرار مى‏نمود . حضرت رضا عليه السلام در مورد علت تكبيرهاى زياد در روز عيد فطر مى‏فرمايد: «تكبير، تعظيم و زرگداشت‏خداوند متعال است و نوعى تشكر از هدايت‏ها و نعمت‏هاى پروردگار جهانيان مى‏باشد . (13) »

تقويت وحدت مسلمانان

اجتماع روز عيد فطر مى‏تواند در پيوند و همدلى مسلمانان نقش آفرين باشد . آنان در گردهمايى روز عيد فطر و قرار گرفتن در كنار هم، از نظرات، مشكلات و گرفتارى‏هاى همديگر آگاه مى‏شوند . در اين گردهمايى بغض‏ها و كينه‏ها تبديل به دوستى و همدلى مى‏شود و مؤمنان در يك صف واحد احساس اتحاد و نزديكى بيشترى به همديگر مى‏كنند .

عيد فطر از سويى حكايت از پيوند معنوى انسان با خداى خويش دارد و از سوى ديگر حكايت‏گر ارتباط وى با هم‏كيشان خود است .

حضرت سجاد عليه السلام روز عيد فطر را روز جشن و شادى و اجتماع و هميارى مسلمانان نسبت‏به يكديگر مى‏داند و مى‏فرمايد: «اللهم انا نتوب اليك فى يوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنين عيدا وسرورا ولاهل ملتك مجمعا ومحتشدا (14) ; پروردگارا! ما به سوى تو برمى‏گرديم در روز عيد فطرمان كه آن را براى اهل ايمان روز عيد و شادى و براى اهل ملت‏خودت روز اجتماع و هميارى قرار دادى .»

حضرت رضا عليه السلام در مورد نقش عيد فطر در تحولات معنوى، اقتصادى و اجتماعى جامعه مى‏فرمايد: «انما جعل يوم الفطر العيد، ليكون للمسلمين مجتمعا يجتمعون فيه ويبرزون لله عزوجل فيمجدونه على ما من عليهم، فيكون يوم عيد ويوم اجتماع ويوم زكات ويوم رغبة ويوم تضرع و . . . فاحب الله عزوجل ان يكون لهم فى ذلك مجمع يحمدونه فيه ويقدسونه (15) ; روز فطر، عيد مقرر شده تا مسلمانان در اين روز گرد هم آيند و براى خداوند ظهور كنند و او را به خاطر نعمت‏هايش تعظيم كنند . پس اين روز، روز عيد، روز اجتماع، روز فطر، روز زكات، روز رغبت و روز تضرع و . . . است . پس خداوند بزرگ دوست دارد كه مسلمانان در چنين روزى اجتماعى داشته و در آن، او را ستايش كرده و مقدس بدارند .»

عيد فطر و حركت‏هاى سياسى

در طول تاريخ، اجتماع روز عيد فطر آنچنان مهم و تحول آفرين بوده كه رهبران سياسى نيز از آن بهره گرفته‏اند . در اين مورد مى‏توان از حركت‏سياسى ابومسلم خراسانى و شورش وى بر عليه دستگاه خلافت‏بنى اميه نام برد . وى به سليمان بن كثير دستور داد به اقامه نماز عيد فطر و ايراد خطبه بر عليه امويان بپردازد .

سليمان نيز انقلاب و شورش بر عليه سلطنت اموى را در خطبه نماز عيد فطر اعلام كرد . به اين ترتيب آنان در سال 129 ق در روز عيد فطر در شهرهاى ماوراء النهر به پا خاسته و قيام خود را اعلام كردند (16) و در مدت كوتاهى سلسله بنى اميه را منقرض ساختند .

حركت امام رضا عليه السلام براى نماز عيد

در اين ميان حركت معنوى، اجتماعى و سياسى حضرت رضا عليه السلام براى نماز عيد اهميت‏خاصى در تاريخ اسلام دارد . اين حماسه جاويدان نشان مى‏دهد كه اگر پيشوايان معصوم عليهم السلام و بزرگان دين و رهبران صالح در جوامع مسلمان فرصت مى‏يافتند و مى‏توانستند از نمازهاى عيد فطر و قربان بهره بردارى كنند، چه نتايج پربارى براى مسلمانان داشت .

براى آشنايى خوانندگان گرامى با عظمت اين حركت و نقش آن در تحولات معنوى و سياسى جهان اسلام و همچنين توجه به سيره اهل بيت عليهم السلام در اجراى مراسم عيد فطر و قربان خلاصه‏اى از آن واقعه را مى‏خوانيم:

بعد از جريان ولايتعهدى حضرت رضا عليه السلام، عيد فرا رسيد . مامون با اصرار زياد از آن حضرت خواست تا براى اجراى مراسم عيد حضور يابد و ضمن اقامه نماز عيد خطبه بخواند . امام رضا عليه السلام به فرستاده مامون فرمود: شروطى را كه ميان من و تو در پذيرفتن امر ولايتعهدى بود، خودت مى‏دانى [ . بنا، بر اين بود كه من از اين گونه امور معاف باشم] . مامون پيغام داد كه: من مى‏خواهم با اين عمل دل مردم آرامش يابد و فضيلت‏شما را بشناسند .

پيغام‏ها از سوى مامون و امتناع حضرت رضا عليه السلام پيوسته ادامه داشت تا آنكه حضرت رضا عليه السلام در اثر پافشارى خليفه فرمود: دوست دارم مرا از اين امر معاف دارى و اگر معاف نمى‏دارى، من همچنانكه پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام براى نماز عيد بيرون مى‏آمدند، خواهم آمد . مامون گفت: هر طور كه دوست دارى بيرون بيا و مراسم عيد را به انجام برسان . آن‏گاه دستور داد سرداران و تمام مردم صبح زود در مقابل منزل مسكونى حضرت رضا عليه السلام اجتماع نمايند . با انتشار اين خبر مردم مرو مشتاقانه براى شركت در مراسم و بهره‏گيرى از وجود حضرت رضا عليه السلام خود را آماده كردند . هنگامى كه خورشيد طلوع كرد، امام عليه السلام غسل نمود و عمامه سفيدى را كه از پنبه تهيه شده بود بر سر گذاشت و يك سر آن را روى سينه و سر ديگر را ميان دو شانه انداخت . دامن را به كمر زد و به همه پيروان و دوستدارانش دستور داد چنان كنند . آن‏گاه عصاى پيكان دارى به دست گرفت و از منزل بيرون آمد . آن حضرت در حالى كه پا برهنه بود و پيراهن و ساير لباس‏هايش را به كمر زده بود، به همراه غلامان و ياران نزديك خويش - كه آنان نيز چنين كرده بودند - به همين شكل از منزل به سوى مصلا حركت كردند .

موقع خروج از منزل، امام رضا عليه السلام سر به سوى آسمان بلند كرد و چهار تكبير گفت، اين تكبيرها آن چنان با صلابت و روحانيت‏خاصى ادا مى‏شد كه گويى آسمان و در و ديوار با نواى حضرتش هم آواز هستند . سرداران و نظاميان و ساير مردم كه با آمادگى و آراستگى تمام در بيرون منزل صف كشيده بودند، هنگامى كه امام رضا7 و يارانش را به آن صورت مشاهده كردند به پيروى از امام رضا عليه السلام و هماهنگ با او فرياد تكبير سردادند .

شهر مرو يكپارچه فرياد تكبير سر داد و به دنبال آن از گريه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بيت عليه السلام به لرزه در آمد، سرداران هنگامى كه حضرت را با آن حال ديدند از مركب‏هاى خود پياده شدند و كفش‏هاى خود را در آورده و كنار گذاشتند و به دنبال امام عليه السلام به راه افتادند . حضرت رضا عليه السلام پياده راه مى‏رفت و هر ده قدم يك بار مى‏ايستاد و سه تكبير مى‏گفت .

ياسر خادم مى‏گويد: در اين حال ما خيال مى‏كرديم كه آسمان و زمين و كوه با او هم آواز گشته است، شهر مرو يكپارچه گريه و شيون بود، فضل بن سهل ذوالرياستين با مشاهده اين اوضاع به مامون گفت: اگر [امام ] رضا عليه السلام با اين وضع به مصلا برسد، مردم مجذوب او خواهند شد [و ممكن است‏با يك اشاره طومار حكومت را در هم پيچند، ] به نظر من بهتر است كه از او بخواهى تا برگردد .

مامون هم فورا كسى را فرستاد واز حضرت رضا عليه السلام در خواست نمود تا از ميانه راه برگردد . امام رضا عليه السلام هم كفش‏هاى خود را طلبيد و سوار مركب شده، به منزل مراجعت كرد . (17)

اين روايت گذشته از اينكه تدبير و دورانديشى حضرت رضا7 را براى شكست‏سياست‏هاى شيطانى مامون نشان مى‏دهد، چگونگى اجراى مراسم باشكوه عيد در سيره اهل بيت‏7 و كيفيت‏يك نماز واقعى عيد را بيان مى‏كند .

پى‏نوشت‏ها:

1) نهج البلاغه، حكمت 428 .

2) امالى شيخ صدوق، ص‏100 .

3) مسار الشيعة، ص‏30 .

4) ايشان كه استاد اخلاق و عرفان برجسته‏اى در حوزه علميه قم بود، در سال 1343ق به ديار حق شتافت . در مكتب تربيتى اين عارف فرزانه بزرگان فراوانى تربيت‏شدند كه از جمله آن‏ها مى‏توان از حضرت امام خمينى‏قدس سره، آيت الله مرعشى نجفى‏قدس سره، شيخ اسماعيل تائب تبريزى، آخوند ملا على معصومى و ميرزا عبد الله شالچى تبريزى نام برد . در مورد مقام عرفانى و جذبه اين استاد كامل عرفان همين قدر كافى است‏بدانيم كه حضرت امام خمينى‏قدس سره آن‏گاه كه پس از يكدوره طولانى تبعيد، در اوج عزت و افتخار از پاريس به ايران مراجعت كرده و به شهر قم وارد شد، در اولين فرصت‏به مزار شيخان رفته و در كنار قبر استادش حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى حاضر شده و در كنار آن نشست، آن‏گاه به نشانه تواضع و حق‏شناسى، تحت الحنك عمامه خود را باز كرد - و با آنكه هميشه دستمال همراه داشت - با گوشه عمامه خود غبار سنگ استاد عارف را زدود و سپس به قرائت فاتحه و تلاوت قرآن پرداخت .

5) سكر، يك اصطلاح عرفانى است و عبارت است از يك نوع كيفيت نفسانى كه موجب انبساط روح است و آن بواسطه غلبه سرورى است كه هرگاه عشق و محبت‏سالك به آخرين درجه برسد، بر وى عارض مى‏شود . او در آن حال بر قواى حيوانى و نفسانى خويش چيره مى‏گردد و حالت‏بهت و سكر و حيرت پديد مى‏آيد و اين حالت، عارف سالك را مبهوت و متحير و سرگردان مى‏كند . در شرح كلمات باباطاهر آمده است كه سكر حقيقى آن است كه سالك در فنا مقام گيرد .(فرهنگ علوم عقلى، ص‏300).

پنج شنبه 19/7/1386 - 11:45
پسندیدم 0
UserName