داستان براي او
توسط : zebayeman

كجا...؟

 

برگرفته از كتاب لياقت عشق

در افسانه ها آمده است.روزي كه خداوند جهان را آفريد ، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فرا خواند و از آنها خواست تا براي پنهان كردن راز زندگي پيشنهاد دهند . يكي از فرشتگان به پروردگار گفت : خداوندا آن را در زير زمين مدفون كن .» فرشته ديگري گفت :« آن را در زير درياها قرار بده » و سومي گفت :« راز زندگي را در كوه ها قرار بده .» ولي خداوند فرمود: « اگر من بخواهم به گفته شما عمل كنم ، فقط تعداد كمي از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند ، در حال كه من مي خواهم راز زندگي در دسترس همه بندگانم باشد .» در اين هنگام يكي از فرشتگان گفت :« فهميدم كجا اي خداوند مهربان . راز زندگي را در قلب بندگانت قرار بده زيرا هيچ كس به اين فكر نمي افتد كه براي پيدا كردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه كند » و خداوند اين فكر را پسنديد.
پنج شنبه 29/6/1386 - 10:15
پسندیدم 0
UserName