منتظرش نماند
توسط : hamed2560

در يک روز خزان پاييزي پرستويي را در حال مهاجرت ديدم به او گفتم : چون به ديار يارم مي روي به او بگو دوستش دارم بهار سال بعد پرستو  آمد و گفت : دوستش بدار ولي منتظرش نمان.






.:: نظر هم يادت نره ::.

چهارشنبه 28/6/1386 - 11:0
پسندیدم 0
UserName