عشق . . .
توسط : عافی
 

عشق یعنی با تو خواندن از جنون ، عشق یعنی سوختنها از درون

عشق یعنی سوختن تا ساختن ، عشق یعنی عقل و دین را باختن

عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ، عشق یعنی گم شدن در باغ دل

عشق یعنی تو ملامت کن مرا، عشق یعنی می ستایم من تو را

عشق یعنی  در پی تو در به در ، عشق یعنی  یک بیابان درد سر

عشق یعنی با تو آغاز سفر ، عشق یعنی  قلبی آماج خطر

عشق یعنی تو بران از خود مرا ، عشق یعنی  باز می خوانم تو را

عشق یعنی  بگذری از آبرو ، عشق یعنی کلبه های آرزو

عشق یعنی با تو گشتن هم کلام، عشق یعنی انتظار یک سلام

عشق یعنی دستهایی رو به دوست ، عشق یعنی مرگ در راهت نکوست

عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ، عشق یعنی دل سپردن تا ابد

عشق یعنی سروهای سر بلند ، عشق یعنی خارها هم گل کنند

عشق یعنی  تو بسوزانی مرا ، عشق یعنی سایه بانم من تو را

عشق یعنی بشکنی قلب مرا ، عشق یعنی می پرستم من تو را

عشق یعنی آن نخستین حرفها ، عشق یعنی  در میان برفها

عشق یعنی  یاد آن روز نخست ، عشق یعنی  هر چه در آن یاد توست

عشق یعنی  تک درختی در کویر ، عشق یعنی  عاشقانی سر به زیر

عشق یعنی بگذری از هفت خان ، عشق یعنی  آرش و تیر و کمان ....

سه شنبه 27/6/1386 - 19:47
پسندیدم 0
UserName