پرسشگری مخاطب و جبر و اختیار از منظر فیلمسازان
توسط : alias2006

سینما و فلسفه - پرسشگری مخاطب و جبر و اختیار از منظر فیلمسازان

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: بحث جبر و اختیار از مباحث بسیار عمیق و دقیق است که از دیرباز ذهن، زبان، قلب و روان انسانها را به خود مشغول ساخته و فیلمسازان نیز از این عرصه بی تأثیر نمانده اند و آثاری را برای پاسخ به پرسشها بشری یا افزودن پرسش به پرسشها موجود، جلوی دوربین برده و روی پرده بزرگ سینما نمایش دادند.

پرسشهای فلسفی چون اراده آزاد و جبرگرایی یکی از پرسشهای اصلی است که صنعت فیلم و سینما آن را مورد توجه قرار داده و قسمت اعظم توجه خود را براین پرسش به اشکال گوناگون متمرکز کرده است که آیا آینده از پیش مقدر شده یا اراده آزاد می تواند آینده را تغییر دهد این پرسش در ابعاد مختلف درباره زندگی و سرنوشت انسانها، آینده بشری با محتوا و درون مایه های متنوع در پرده نقره ای سینما به تصویر کشیده شده تا مخاطب خود را به تفکر درباره جبر و اختیار فرو برد.


گزارش اقلیت (2002)


سال 2054 در واشنگتن دی سی قتلی صورت می گیرد. آینده پیش بینی شده و گناهکار پیش از انجام جرم مجازات می شود. سه سه و مرد جش یافته پیشگو که ذهنشان به یک کامپیوتر وصل شده به نحوی جزئیات، زمان و مکان آینده را می بینند که نمی توان گفت بینش آنها از قتلها نادرست بوده است. پلیس هم قاتل را قبل از وقوع جرم دستگیر می کند و بدون محاکمه به زندان می‌اندازد. اما کل داستان فیلم در مورد اقلیتی از مردم است که پیش‌بینی قتل در مورد آن‌ها غلط از آب در می‌آید. این سیستم پیشرفته ترین نیروی جنایی کشور است و جان اندرتون یکی از مشتاق ترین و سخت کوش ترین کاراگاهانی است که در این دایره جنایی فعالیت می کنند. در این میان یکی از پیشگوها از ماجرای قتلی خبر می دهد که به آندرتن مربوط است اما این جنایت با تصویر ذهنی سایر پیشگوئی ها متفاوت است بنابراین قاتل می تواند بی گناهی خود را به اثبات برساند.

پرسش اصلی این فیلم اینجاست که اگر دایره جنایی این سیستم پیشگو به جای آن که قاتل بالقوه را دستگیری و زندانی کند به وی اطلاع دهد که از نیت او باخبر است و در این میان چقدر احتمال دارد که قاتل دست به قتل بزند؟ این فیلم مسئله اراده آزاد و جبرگرایی را در دو مضون دینی و غیر دینی ارائه کرده و که نتیجه آن به استدلالهای یکسانی ارتباط دارد که در هر دو طرف درباره مجازات قاتلان ارائه می شود.

پرتغال کوکی (1971)


این فیلم که براساس رمان آنتونی برگس ساخته شده انگلستان را در آینده ای دیکتاتوری نشان می دهد.

الکس جوان شرور و خلافکاری که در آینده بریتانیا زندگی می کند توسط پلیس دستگیر و به زندان منتقل می شود و در زندان داوطلبانه برای آزمایش درمان به روش جدید برای اصلاح خلاف کاران اقدام می کند و پس از آن از زندان آزاد می شود اما نزدیکان و دوستانش او را ترد می کنند. سرانجام زمانی که در حال مرگ به سر می برد یکی از دغدغه ها و نگرانی ها دولتی می شود که مقدمات استفاده وی از درمان جدید را فراهم کره بود. محور اصلی داستان زمانی است که وی و دارو دسته اش به خانه یک نویسنده وارد می شوند و با کتابی رو به رو می شوند که تحت عنوان " پرتغال کوکی" نوشته و در حقیقت علیه روش دولتی برای اصلاح خلاف کاران محسوب می شود که انسانها را به افرادی کوکی و برنامه ریزی شده تبدیل می کند.

 این فیلم به موضوعاتی چون اراده آزاد، معنای خشونت نظریه گردشی تاریخ می پردازد و زندگی الکس را که دارای ابعادی از جبرگرایی و اراده آزاد است به تصویر کشیده است.


ماتریس ریلودد(2003)


نئو دو قسمت دوم از سه گانه ماتریکس زمانی که صهیون توسط ارتش ماشین اشغال می شود مسئولیتهای خطیر تری را برعهده گرفته است. نئو به عنوان نشانه مثبتی برای آزاد کردن انسانها شناخته شده و پس از رویداهای ماتریکس اول تاکنون انسانهای بیشتری از ماتریکس نجات یافته و به صهیون به عنوان تنها دژ مقاومت منتقل می شود. نئو نیز به قدرتهای فوق العاده خود پی برده و از آنها استفاده می کند.اما تلاش 250 هزار ماشین که می خواهند به ظرف 72 ساعت آینده به صهیون راه یابند مقاوت انسانها دو چندان کرده و صهیون را برای یک جنگ کامل آماده می کند. اوراکل به نئو مورفیوس و ترینیتی توصیه کرده است که " کی میکر" را که می تواند آنها را برای برقراری ارتباط با "سورس" یاری کند پیدا کرده و از او کمک بخواهند. در میان رویاهای نئو درباره مرگ ترینیتی وی نرا نگران کرده و مأمور اسمیت قدرتمند تر از قبل شده است.

قسمت دوم از سه گانه ماتریس که اراده آزاد درمقابل جبرگرایی و پدیدار شناسی پرداخته است و این مفاهیم را به خوبی و ژرفتر از فیلم پیش تبیین کرده است. این فیلم همچین بخشهای عمده خود را به بحث درباره منجی بشریت اختصاص داده و ارتباطهای دینی خود را آشکار کرده است. نویسنده داستان به نوعی از کاراکتر ها استفاده کرده تا بتواند رویکردهای سنتی به مسئله اراده آزاد و جبرگرایی، جبرگرایی مطلق و لیبرالیسم را روشن کند.


 


هیلاری و جکی (1998)

این کتاب وقایع نگاری معکوس شهرت و انحطاط ذهنی یکی از معروفترین نوازندگان ویول سل را به تصویر کشیده است.

هیلاری و جکی در خانواده ای متورد شدند که از پیشینه موسیقایی سرشناسی برخوردار بودند و هر دودر رقابتهای موسیقی جوایزی کسب کرده بودند. اما جکی به سرعت از خواهر بزرگتر خود پیشی گرفت و قطعات خود را سراسر جهان اجرا و با پیانیست جوانی ازدواج کرد و به شهرت جهانی رسید. از سوی دیگر هیلاری نیز ازدواج کرد و در حومه شهر زندگی خود را ادامه می دهد؛ اما جکی به بیماری ام اس مبتلا می شود.

این فیلم از دو دیدگاه روایت می شود. یکی از دریچه چشم هیلاری و دوم از دریچه چشم جکی، اما نمی توان داستان این فیلم را فلسفی دانست بلکه ساخت این فیلم به نحوی است که ابعاد فلسفی فیلم به ویژه توجه به دو محور جبر و اختیار در آن به چشم می خورد.


روز گراندهاگ (1993)


فیلم داستان هواشناسی به نام" فیل کانرز" است که برای چهارمین سال متوالی باید روز دوم فوریه به پانکستاونی برود و گزارش مراسم آن روز را تهیه کند . در این مراسم که هر سال 2 فوریه برگزار می شود ، عده ی زیادی منتظر می مانند تا موش خرمایی به نام "فیل" از لانه اش بیرون بیاید و اعلام کند که آیا زمستان تمام می شود یا 6 هفته دیگر ادامه خواهد داشت . فیل گزارشگر نیز با بی میلی این کار را انجام می دهد . ولی داستان فیلم از جایی شروع می شود که به خاطر کولاک مجبور می شوند شب در پانکتا ونی بمانند . فردا صبح که فیل از خواب بیدار می شود با صحنه ای عجیب مواجه می شود و آن این که مجددا  روز 2 فوریه تازه ای است . این اتفاق روز بعد و روز بعد از آن هم تکرار می شود و ماجرا همین گونه ادامه پیدا می کند و فیل هر روز در 2 فوریه بیدار می شود درهمان تخت خوابش در هتل و با همان سر و وضع باقی می ماند. فیل در طول داستان دست به کارهای عجیبی می زند چون می داند فردا بازهم دوم فوریه خواهند بود اما سرانجام زمانی که به فردی نوعدوست تبدیل می شود روزها از تکرار شدن باز می ایستند.

داستان فیل و تکرار شدن روز دوم فوریه مسئله اعتقاد به سرنوشت، جبرگرایی و معنای زندگی را مورد توجه مخاطب قرار می دهد.

سه شنبه 27/6/1386 - 14:3
پسندیدم 0
UserName