والایی و ارزش زن در آیین ایرانی ( پاره دوم )

والایی و ارزش زن در آیین ایرانی ( پاره دوم )

برابری و یکسانی زن و مرد :

در آیین مزدیسنان زن و مرد هر دو از یک ریشه گیاهی و در یک زمان ، پاک و آراسته و نیک آفریده شده اند و هیچیک را بر دیگری برتری نیست این دو همگام و باهم به جهان پا میگذارند و در راه آبادانی آن میکوشند.

در همه سخنان زرتشت اسپنتمان از زن و مرد یکسان گفته شده است و هیچگاه یکی را بر دیگری برتری ندارد ، در هیچک نسک و دفتر و آیین زرتشتی که پایه اندیشه و فرهنگ ایرانی است هیچگاه نمیتوان واژه ای در مورد دشمنی با زن و یا نابرابری او با مرد یافت. همه جا این دو باهم برابر و یکسانند:


« روانهای همه زنان و مردان پاک را در هرجا که زاده شده اند را میستاییم. ( یسنا هات 29،بند 2) »
« مرد و زن باید خود آزادانه را خویش را برگزینند . بپاخیزید و در گسترش آیین پاکی و راستی و درستی بکوشید .( یسنا هات 20 ،بند2) »
« زن و مرد باید از انچه راست و نیک یافته و برای خویش برگزینند ، و دیگران را بدان بیاگاهانند تا آنان نیز به راست کرداری رهبری شوند ( یسنا 36 ، بند6 ) »


تاریخ نویسان نگاشته اند :

در زمان مادها و هخامنشیان به ویژه ، همه زنان در کار با مردان هم انباز بودند وهر کاری چه سبک و چه سنگین را همراه با مردان انجام میدادند و در زمان بارداری نیز به مرخصی فرستاده شده و یک پرستار برای او در نظر میگرفتند.
بزرگمهر دانشمند پدر و مادر را یکسان ، سرپرست و مسئول پرورش کودکان به شمار میاورد و اندرز میدهد که پرورش نیک از سوی پدر و مادر سودهای فراوانی خواهد داشت که یکسره به خود آنان بر میگردد ، ولی اگر در آن دریغ و کوتاهی شود فرجام زشتی به بار خواهد آورد که گریبان هردو آنان را میگیرد.

به هر روی هرجا سخنی به میان میاید زن و مرد هردو را در بر میگیرد و هیچگاه نشده است که از یکی بی دیگری سخن گفته شود .دختر و پسر هردو آموزشی یکسان میدیدند و از رده ای همتا و برابر بر خوردار بودند .کودکان تا هفت سالگی نزد مادران می آموختند و سپس راهی آموزشگاهها میشدند.

در شاهنامه فردوسی توسی شاهکار همیشه جاوید ایران زمین ، یکی از بنیادی ترین کارمایه هاییست که در شاءن و شکوه زن و برابریش با مرد به خوبی روشن شده است. زیرا به همان اندازه که مردان بی باکانه پا در میدان های رویداد مینهادند و از خود دلاوری ها نشان میدادند زنان نیز پا به پایشان تاخته و خودنمایی کرده اند.اگر با کاردانی مردانی کارگشایی هایی انجام میشود و گره از مشکلات برداشته میشود چهره درخشان زنانی نیز دیده میشود که با یاری گرفتن از خرد و هوشیاری خود کارها را از پیش میبرند و دشواریها را در هم میکوبند بر خلاف آیین تازیان زن نه تنها ناقص العقل نیست بلکه در آیین مزدیسنا هیچگاه زن بر مرد و برخلاف آن بر دیگری برتری داده نشده اند  اگر در آیینی چند زنی مرسوم بوده و زنان بی ارزش بشمار می آمدند در ایران زنان در اوج شکوه و سربلندی میزیستند و به این دو ( زن و مرد ) یکسان نگریسته میشد . زن نه تنها یک موجوداحساسی نبود ( و نیست ) بلکه در ایران باستان میتوانست به مقام دادگری و گاهی بنا به لیاقتی که از خود نشان میداد به مقام فرمانروایی نیز برسد.

نمونه زنانی که برای این مرز و بوم افتخار بشمار میآیند کم نیستند:

" گرد آفرین " و " گردیه " با مردان دست و پنجه نرم میکردند.و دلاوریها از خود نشان میدهند.
تهمینه ، منیژه و فرنگیس و.... سختیها و دشواریها را در هم میکوبند و از فراز و نشیبهای هراس آور میگذرند و خود و مردان دلخواه را به پیروزی میرسانند. همه اینان در کنار مردانی همچون کاوه ، فریدون ، کیخسرو ، رستم و سهراب و...به خودنمایی و درخشش میپردازند و گاه چاره گر درماندگیهای آنان میشوند.

پ.ن :
در آیین زرتشتی یک مرد زمانی میتواند زن دومی بگیرد که همسر پیشین خود مرده باشد و یا همسر او نازا باشد که در این صورت تنها با اجازه همسر اولی خود میتواند دوباره ازدواج کند.


 

دوشنبه 26/6/1386 - 15:4
پسندیدم 0
UserName