سحرنزديک است باران
توسط : raki

واي ، باران ، باران، شيشه ي پنجره را باران شست. از دل من اما ، چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربي رنگ ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . مي پرد مرغ نگاهم تا دور ، واي باران ، باران ، پر مرغان نگاهم را شست. خواب روياي فراموشيهاست! خواب را دريابم، که در آن دولت خاموشيهاست. من شکوفايي گل هاي اميدم را در روياها مي بينم، و ندايي که به من مي گويد: گر چه شب تاريک است ، دل قوي دار ، سحرنزديک است باران

سه شنبه 13/6/1386 - 13:42
پسندیدم 0
UserName