یهودیت 15

15- حكومت بنى اسرائيل

پس از حضرت موسى (ع )، حضرت يوشع بن نون (ع ) به امر خدا به رهبرى قوم برخاست . وى از رود اردن كه از شمال به جنوب فلسطين كشيده شده است ، گذشت و بلاد كنعان و حدود آن را فتح كرد. به ادعاى عهد عتيق سكنه بومى آن مناطق قتل عام شدند و آن سرزمين به بنى اسرائيل اختصاص يافت . جريان اين جنگها در ششمين كتاب عهد عتيق ، به نام صحيفه يوشع موجود است . پس از حضرت يوشع (ع ) مردان بزرگى در بنى اسرائيل به رهبرى مردم اشتغال داشتند كه داوران بنى اسرائيل ناميده مى شوند. آنان عموما سمت پيامبرى يا پادشاهى نداشتند. تاريخ اين رهبران در سفر داوران آمده است .
آخرين داور بنى اسرائيل حضرت سموئيل (ع ) دو پسر داشت كه شايستگى رهبرى قوم را نداشتند. از اين رو، مردم از آن حضرت درخواست كردند كه پادشاهى براى آنان برگزيند. در واقع بنى اسرائيل در آن زمان پادشاهى نداشتند. سموئيل پس از اصرار زياد مردم ، از طرف خدا جوانى را به پادشاهى آنان نصب كرد.
نخستين پادشاه بنى اسرائيل حدود 1030 سال قبل از ميلاد انتخاب شد. نام اين پادشاه در عهد عتيق (كتاب اول سموئيل ، باب 9به بعد) شائول و در قرآن كريم طالوت است (بقره : 247).
پس از انتخاب نخستين پادشاه ، جنگ مهمى ميان بنى اسرائيل و فلسطينيان آن زمان رخ داد و پيروزى نصيب بنى اسرائيل گرديد. مهمترين قهرمان اين قوم جليات بود كه در قرآن كريم جالوت ناميده شده است . وى به دست حضرت داوود (ع ) كشته شد و لشكر وى گريخت .
حضرت داوود (ع ) جانشين حضرت طالوت شد (حدود 1015 سال قبل از ميلاد) و حضرت سليمان (ع ) به جاى پدرش حضرت داوود (ع ) نشست و مهمترين و با شكوهترين دوران بنى اسرائيل را به وجود آورد. وى معبد بسيار بزرگى در شهر اورشليم (يعنى شهر سلامت ) ساخت كه به نام هيكل سليمان معروف شد. (هيكل در زبان عبرى به معناى ساختمان بلند است ). اين معبد بعدا يك بار حدود 587 ق .م . به دست بختنصر و بار ديگر در سال 70 م . به دست شاهزاده رومى ، تيتوس (Titus) خراب شد.
اهل كتاب بر مبناى محتويات دروغين عهد عتيق (كتاب اول پادشاهان ، باب 11) معتقدند كه حضرت سليمان (ع ) بر اثر وسوسه همسران بت پرست خويش ، در آخر عمر بت پرست و خطاكار شد! قرآن كريم با تمجيد فراوان از آن حضرت ، ساحت قدس وى را پاك كرده است .
پس از رحلت حضرت سليمان (ع )، فرزندش رحبعام زمام امور مملكت بنى اسرائيل را در كف گرفت و چون وى به ستمكارى پرداخت گروهى از مردم از فرمان او بيرون رفتند و تنها دو سبط يهودا و بنيامين در سرزمين يهودا (به نام يكى از فرزندان حضرت يعقوب ) كه بخش نسبتا كوچكترى بود، براى او باقى ماند. اين قسمت كه شامل شهر اورشليم (قدس ) نيز مى شد، اهميت بسيارى داشت و نام «يهودى » از اينجا مى آيد. ده سبط ديگر حكومت مستقلى به نام اسرائيل به رهبرى فردى به نام يربعام بن ناباط در شمال فلسطين تشكيل دادند. يربعام يكى از استانداران حضرت سليمان (ع ) بود.
تجزيه كشور مبداء ضعف و بدبختى آنان بود. پادشاهان يهودا و اسرائيل نيز عموما گنهكار بودند و مردم را به گناه و بت پرستى دعوت مى كردند.

دوشنبه 12/6/1386 - 14:44
پسندیدم 0
UserName