آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده کرد
توسط : raki

 وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد/

وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد/

وقتي زمين ناز تو را در آسمان ها مي کشيد/

وقتي عطش طعم تو را با اشک هايم مي چشيد/

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي/

چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي/

يک آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يک لحظه بود/

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود/

وقتي که من عاشق شدم شيطان به نامم سجده کرد/

آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده کرد/

دوشنبه 12/6/1386 - 13:31
پسندیدم 0
UserName