گل ارکیده
توسط : __LikeMoon__

 

شاخه ای تکیده؛

گل ارکیده با چشمای خسته ؛

لبهای بسته
غم توی چشماش آروم نشسته شکوفه شادیش از هم گسسته

آه آشنای درده؛

خورشیدش سرده؛

تو قلب سردش غم لونه کرده
مهتاب عمرش در پشت پرده؛

هر ماه سالش پائیز سرده آه
دستای ظریفش تو دست مادر؛

پیکر نحیفش چون گل پرپر از محنت و درد آروم نداره ؛
سایه سیاهی رو بخت شومش؛

ارکیده تنهاست زیر هجومش طوفان درد پایون نداره...
دست من و تو می تونه با هم قصری بسازه با رنگ شبنم
شکوفه ای که غمگین و سرده ؛

گل ارکیدست نمیره کم کم
بیا نذاریم گل ارکیده ؛

گلی که چهرش پاک و سپیده
که توی پائیز شاخه بیده ؛

بهار ندیده ؛

بمیره کم کم

از تمام دوستان عزیزی که این شعرو میخونن خواهش میکنم یه خورده به بچه های سرطانی فکر کنیم و از ته دل براشون آرزوی سلامتی کنیم.

 

 

 

يکشنبه 11/6/1386 - 20:34
پسندیدم 0
UserName