روايت
توسط : raki

 يکي از هم زنداني هاي حضرت يوسف خوابي رو به دروغ به حضرت گفت و تعبيرش را از يوسف پرسيد وقتي يوسف خواب را تعبير کرد آن زنداني گفت: دروغ گفتم و خواب را از خودم ساخته بودم. يوسف گفت : قضي الامر . کار از کار گذشته و آنچه گفتم واقع خواهد شد. ما هم چند باري به خدا دروغ گفتيم گفتيم خدايا دوستت داريم بعد که ابتلائات و تبعات اين دوستي ظاهر شد گفتيم خدايا دروغ گفتيم خداوند فرمود: قضي الامر . کار از کار گذشته و به جمع دوستان ما ملحق شدي

يکشنبه 11/6/1386 - 18:33
پسندیدم 0
UserName