تنهـــــــــــــــــــــایی
توسط : mostafa2_gh
 

کاشکی اون روز می دونستم همه کارات کلکه
باید از نگام می خوندی عشق من برات تکه
خیلیا ازم می پرسن چرا از غم می خونم؟
می خونم همه بدونن عشقا دوز و کلکه
اگه پرواز دل من روی یک خط غمه
اگه توی خط عمرم پره از پیچ و خمه
باید از جاده ی غم یه درس عبرت بگیرم
توی این راه بمونم، عشقمو پس بگیرم
بازی نکن با دل من، دل من بازیچه نیست
دیگه بس کن بی حیا، نفست همیشه نیست
اگه تنها شدنم ای خدا یه قسمته
پس بذار تنها بمونم، تنهایی یه نعمته
خواستی بری با رفتنت اشک منو در بیاری
خواستی بری با رفتنت غم روی غم هام بذاری
خواستی بری با رفتنت یه زخم کهنه بذاری
حالا می خوای برگردی و تیشه به ریشم بزنی
آره بدون کور خوندی و اسیر کارات نمی شم
دیگه برام تو مردی و کابوس رویاهات می شم
بذار برو ای لعنتی، تو از جون من چی می خوای؟
می خوای برات من بمیرم؟ نه بابا کم نمیخوای
خدا یار بی کسونه، خدا خیلی مهربونه
تو برو با روزگارت، چی می شه؟ خدا می دونه

يکشنبه 11/6/1386 - 16:54
پسندیدم 0
UserName