آرزو
توسط : raki

كاش بر ساحل رودي خاموش ، عطر مرموز گياهي بودم

چون بر‌آنجا گذرت مي‌افتاد به سروپاي تو لب مي‌سودم

كاش چون ناي شبان مي‌خواندم به نواي دل ديوانه تو

خفته بر هودج مواج نسيم مي‌گذشتم زدر خانه تو

كاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره مي‌تابيدم

ازپس پردة لرزان حرير رنگ چشمان تورا مي‌ديدم

كاش چون آيينه روشن مي‌شد دلم از نقش تو و خنده تو

كاش چون برگ خزان ، رقص مرا

نيمه شب ماه تماشا مي‌كرد

در دل باغچة خانة تو .

شنبه 10/6/1386 - 16:51
پسندیدم 0
UserName
x