ياد بگير.....
توسط : seniorita
 

پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج كني

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب كنم

پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بيل گيتس است

پسر: آهان اگر اينطور است ، قبول است

 

پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد:

پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم

بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است كه ازدواج كند

پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل  بانك جهاني است

بيل گيتس: اوه، كه اينطور! در اين صورت قبول است

 

بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانك جهاني مي رود

پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم

مديرعامل: اما من به اندازه كافي معاون دارم!

پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است!

مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد

و معامله به اين ترتيب انجام مي شود

 

نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد

چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي برگزينيد.

دوشنبه 29/5/1386 - 20:38
پسندیدم 0
UserName