عشق یعنی * عشق یعنی با تو خواندن از جنون ، عشق یعنی سوختنها از درون
توسط : hadibahal_2006
عشق یعنی * عشق یعنی با تو خواندن از جنون ، عشق یعنی سوختنها از درون عشق یعنی سوختن تا ساختن ، عشق یعنی عقل و دین را باختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ، عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن مرا، عشق یعنی می ستایم من تو را عشق یعنی در پی تو در به در ، عشق یعنی یک بیابان درد سر عشق یعنی با تو آغاز سفر ، عشق یعنی قلبی آماج خطر عشق یعنی تو بران از خود مرا ، عشق یعنی باز می خوانم تو را عشق یعنی بگذری از آبرو ، عشق یعنی کلبه های آرزو عشق یعنی با تو گشتن هم کلام، عشق یعنی انتظار یک سلام عشق یعنی دستهایی رو به دوست ، عشق یعنی مرگ در راهت نکوست عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ، عشق یعنی دل سپردن تا ابد عشق یعنی سروهای سر بلند ، عشق یعنی خارها هم گل کنند عشق یعنی تو بسوزانی مرا ، عشق یعنی سایه بانم من تو را عشق یعنی بشکنی قلب مرا ، عشق یعنی می پرستم من تو را عشق یعنی آن نخستین حرفها ، عشق یعنی در میان برفها عشق یعنی یاد آن روز نخست ، عشق یعنی هر چه در آن یاد توست عشق یعنی تک درختی در کویر ، عشق یعنی عاشقانی سر به زیر عشق یعنی بگذری از هفت خان ، عشق یعنی آرش و تیر و کمان ....
يکشنبه 28/5/1386 - 2:32
پسندیدم 0
UserName