بر قله ايستادم . آغوش باز كردم . تن را به باد صبح
توسط : hadibahal_2006
بر قله ايستادم . آغوش باز كردم . تن را به باد صبح ، جان را به آفتاب سپردم . روح يگانگی با مهر ، با سپهر ، با سنگ ، با نسيم ، با آب ، با گياه ، در تار و پود من جريان يافت ! موجی لطيف ، بافته از جوهر جهان ، تا عمق هفت پرده تن را ز هم شكافت . ” من “ را ز تن ربود ! ” ما “ ماند ، راه يافته در جاودانگی !
يکشنبه 28/5/1386 - 2:16
پسندیدم 0
UserName