روش تفسير ظاهر قرآن 1

دكتر جعفر نكونام

استاديار دانشگاه قم

چكيده

آيات قرآن كريم همراه با قرائن متعددى است كه برخى از مهمترين آنها عبارتند از: زمان نزول، مكان نزول، سبك بيان، سياق، شان متكلم و شان مخاطب . روش كشف مراد الهى از آيات قرآن - كه از آن به روش تفسير ظاهر قرآن تعبير شده است - توجه به همه قرائن است . در اين مقاله مراد الهى و قرائن مذكور تبيين شده است .

كليد واژه‏ها: تفسير قرآن، ظاهر قرآن، منطوق و مفهوم، زمان نزول، مكان نزول، سبك گفتارى، سياق، شان متكلم و شان مخاطب .

1) مقدمه

پرسشى كه در اين نوشتار سعى مى‏رود به آن پاسخ روشنى داده شود، اين است كه چگونه مى‏توان از ميان معانى متعددى كه از ظاهر پاره‏اى از آيات به ذهن متبادر مى‏شود، به مراد خداى تعالى پى برد .

مقصود از تفسير ظاهر قرآن كشف مراد الهى از آيات قرآن است; در مقابل تفسير باطن قرآن كه از آن كشف لوازم مراد الهى از آيات قرآن را منظور داريم [1].

ضرورت طرح اين پرسش و پاسخ‏دهى به آن از اين جهت است كه به نظر نگارنده هنوز نه اصل پرسش به روشنى تبيين شده و نه پاسخ آن به طور منقح و كامل بيان گرديده است .

اجمالا پاسخ سؤال مذكور اين است كه روش كشف مراد الهى از آيات قرآن اين‏چنين است كه بايد در تفسير آيات قرآن به تمام قرينه‏هاى آن عنايت كرد; چرا كه بسنده كردن به پاره‏اى از قرائن، مفسر را به مراد الهى رهنمون نمى‏سازد .

2) تعريف مصطلحات

قبل از پرداختن به تفصيل پاسخ، تعريف‏شمارى از مصطلحات ضرورى مى‏نمايد .

1- 2) تعريف روش

روش به معناى نوع رفتن و حركت كردن است و غرض از روش تفسير ظاهر قرآن ، نوع حركت فكرى مفسر به سوى كشف مراد الهى از آيات است .

نوع حركت فكرى مفسر همسان نوع حركت راننده در جاده است; همانطور كه راننده با توجه به نوع و كمال و نقصان علائم پيرامون جاده، روش حركت‏به سوى مقصد را معين مى‏سازد و با عنايت‏به آنها به مقصد مى‏رسد و يا احيانا با بى‏توجهى به برخى از آنها از رسيدن به مقصد باز مى‏ماند، مفسر نيز با عنايت‏به نوع و كمال و نقصان قرائنى كه در تفسير ظاهر آيات مورد توجه قرار مى‏دهد، حركت فكرى خود را به مقصد كشف مراد الهى به گونه‏اى درست‏يا نادرست‏سامان مى‏دهد .

به نظر نگارنده، روش صحيح تفسير ظاهر قرآن - يعنى كشف مراد الهى - اين است كه همه قرائن حقيقى كلام خدا مورد توجه مفسر قرار گيرد . مهمترين قرائن مذكور عبارت است از: شان خداى تعالى، شان مخاطبان اوليه قرآن ، سبك قرآن ، سياق آيات، زمان نزول و مكان نزول كه شرح آنها در ادامه مى‏آيد .

2- 2) مفهوم تفسير

غرض از تفسير در اينجا كشف مداليل آيات بطور مطلق است; اعم از مدلول جدى و مداليل لازم آن . مدلول جدى يا تصديقى آن است كه گوينده كلام در نيت‏خود دارد .

توضيح آنكه مداليلى كه از ظاهر كلام به ذهن مخاطب مى‏رسد، دو نوع است: يك نوع آن است كه مخاطب به مراد متكلم بودن آن باور ندارد و نوع ديگر آن است كه مخاطب آن را مراد متكلم مى‏شمارد . در اصول فقه، نوع اول را مدلول تصورى و نوع دوم را مدلول تصديقى مى‏نامند [2].

مدلول لازم آن است كه همراه مدلول جدى يا تصديقى است و با تدبر در اين مدلول فهميده مى‏شود; مثل "لاتقل لهما اف‏" [اسراء 23] كه مدلول جدى آن "به پدر و مادر اف مگو" است و مداليل لازم آن عبارت است از: با آندو نرمى كن! به آندو دشنام مده! آندو را مزن! [3].

با عنايت‏به همين معنا از تفسير است كه در اين نوشتار لفظ تفسير به ظاهر قرآن اضافه شده است و غرض از اين اضافه تحديد مجال بحث در مدلول جدى است .

ناگفته نماند كه اگر تفسير به كشف مراد جدى تعريف شده بود، اين اضافه معنايى نداشت .

3- 2) معناى ظاهر

مقصود از ظاهر در اينجا ظاهر نهايى است; نه ظاهر بدوى . معناى ظاهرى دو نوع است: يك نوع آن است كه در بدو مواجهه مخاطب با كلام به ذهن او متبادر مى‏شود . چنين مواجهه‏اى كه بدون جستجوى همه قرائن است، بسا ممكن است‏به فهم مراد جدى نيانجامد و معنايى خلاف مراد متكلم به ذهن متبادر سازد . نوع ديگر آن است كه پس از فحص همه قرائن و توجه به تمام آنها در ذهن مخاطب حاصل مى‏شود . نوع اول را ظاهر بدوى يا ظاهر بسيط يا تصديقى اول و نوع دوم را ظاهر نهايى يا ظاهر معقد يا تصديقى دوم خوانده‏اند [4].

چنين معنايى از ظاهر همه اقسام معانى ذيل را در بر مى‏گيرد:

الف معانى چهارگانه منصوص، ظاهر، مجمل و مؤول: توضيح آنكه كلام از لحاظ دلالت‏بر معناى مراد به طور كلى از دو حال بيرون نيست: يا بر يك معنا دلالت دارد كه آن را "نص‏" گويند يا بر بيش از يك معنا دلالت دارد . چنين كلامى نيز دو گونه است: يا هيچيك از معانى آن بر ديگر معانى رجحانى ندارد كه آن را "مجمل‏" خوانند يا يكى از معانى آن بر ديگر معانى رجحان دارد . چنين كلامى نيز به دو صورت است: يا مراد متكلم معناى راجح است‏يا معناى مرجوح . در صورت اول آن را "ظاهر" و در صورت دوم آن را "مؤول‏" نامند [5].

چنانكه پيش از اين آمد، غرض از تفسير ظاهر كشف مراد جدى است; از اين رو با عنايت‏به اينكه مراد جدى در نص و ظاهر معلوم است، تنها مجمل و مؤول نيازمند تفسير ظاهرند .

همانطور كه ملاحظه شد، در اينجا از دو ظاهر سخن رفت: يكى ظاهرى كه در تقسيم چهارگانه مطرح است و ديگرى ظاهرى كه موضوع بحث اين نوشتار است . نسبت ميان اين دو ظاهر عموم و خصوص مطلق است و به عبارت ديگر ظاهر اولى يكى از اقسام ظاهر دومى است . ظاهر قسيم نص از نوع ظاهر بدوى است (1) ; ولى ظاهر مورد بحث، ظاهر نهايى است .

ب معانى سه‏گانه مطابقى، تضمنى و التزامى: بيان اين موضوع آن است كه معناى لفظى به طور كلى دو نوع است: وضعى و استعمالى . معناى وضعى آن است كه لفظ براى آن وضع شده است; مثل اسد براى حيوان درنده معروف و معناى استعمالى آن است كه لفظ در جمله و كاربرد زبانى بر آن دلالت دارد . نسبت ميان معناى استعمالى و معناى وضعى سه‏گونه است: يا معناى استعمالى با معناى وضعى مطابقت دارد كه آن را معناى مطابقى گويند; مثل شير، شكم گوزن را دريد; يا معناى استعمالى بر جزئى از معناى وضعى دلالت دارد كه آن را معناى تضمنى خوانند; مانند خانه خراب شد كه مراد سقف يا ديوار خانه است; يا معناى استعمالى با معناى وضعى مباينت دارد; مانند از شهر نان خريدم كه مقصود نانواى شهر است . گاهى اين معناى اخير را كه لازم معناى وضعى است، معناى التزامى مى‏نامند و گاهى دو معناى اخير يعنى تضمنى و التزامى را به اين نام مى‏خوانند [6] ; همچنين زمانى معناى مطابقى را معناى حقيقى و معانى تضمنى و التزامى را معناى مجازى نامبردار مى‏سازند [7].

ناگفته نماند كه‏گاهى هم معناى مطابقى كلام مراد گوينده است و هم معناى التزامى آن; مثل زمانى كه خوشنويس به قصد نوشتن به كسى بگويد: دوات را بياور . او هم خود دوات و هم مركب داخل آن و قلمى را كه با آن مى‏نويسد، اراده كرده است و گاهى تنها معناى مطابقى مراد است; مانند زمانى كه همو به قصد ريختن مركب در دوات، همان جمله را بگويد و گاهى فقط معناى التزامى مراد است; نظير وقتى كه كسى به قصد ابراز نفرت از مخاطبش به او بگويد: گم شو; بدون آنكه رفتن او را از نزدش قصد كرده باشد .

غرض از تفسير ظاهر قرآن كشف مراد خداى تعالى از آيات است; اعم از اينكه يكى از معانى مطابقى يا التزامى را اراده كرده باشد يا هر دو معنا را قصد نموده باشد .

چهارشنبه 24/5/1386 - 4:5
پسندیدم 0
UserName