sms4
توسط : hermaneshgh
بگذار هر روز، دليلي باشد در دست
بگذار هر روز، عشقي باشد در دل
بگذار هر روز،دليلي باشد براي زندگي
صداي خنده مستانه اش آمد، اما پنجره ام
ديگر گشوده نخواهد شد
چرا که ديگر از اين پنجره ها که انتظارم را به تمسخر مي گيرند بي زارم
خوش باش که من عمري ست به شنيدن خنده ي سرخوش و مستانه ات، به نگاهي دزدانه از پس پنجره دلخوشم

-----------------------------

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛
...خبرم کن
... بهت قول نميدم که
ميخندونمت
.ولی می تونم باهات گريه کنم

...اگه يه روز خواستی در بری
...حتماً خبرم کن
،قول نميدم که ازت بخوام وايسی
.اما می تونم باهات بيام

...اما
اگه يه روز سراغم رو گرفتی
...و خبری نشد
...سريع به ديدنم بيا
...احتمالاً بهت احتياج دارم
-------------------------------


تنهائيم را حس نکرد . در ميان خنده هاي تلخ من ، گريه پنهانيم را حس نکرد ، در هجوم لحظه هاي بي کسي ، درد بي کس ماندنم را حس نکر د . آن که با آغاز من مانوس بود ، لحظه پايانيم را حس نکر

کاش قلبم درد تنهايي نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سرد عشق را بي اختيار پيمود و قرباني نداشت

در اين سراي خاموش ياد گرفتم با ترنم عشقي پاک

به زيباترين شکل تو را بسرايم

وقتي خالق دوست داشتن تو هستي به چه زباني بگويم

دوست دارم

خدايا اندکي از عشق تو را با دنيا عوض نمي کنم

آن را بر من ببخش

دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين .....هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين.......؟؟

سه شنبه 23/5/1386 - 17:5
پسندیدم 0
UserName
x