اعتماد بنفس مشکل دیرینه انسان
توسط : حامد...

 

اعتماد بنفس مشکل دیرینه انسان

 

اعتماد بنفس یا باور خود یکی از مشکلات دیرینه انسان است که در رابطه با آن به تفضیل سخن گفته شده است و کتاب ها نوشته اند. اما همچنان این موضوع برای بسیاری معضلی بزرگ بشمار می آید. با امید به اینکه این مقاله باعث کمک و تشویق شما گردد. انقلابی در حرکت است. " انقلابی در درون شروع شده است ". این اصطلاح خانم گلوریا استیم می باشد که دراین رابطه کتابی را نیز به همین نام به رشته تحریر درآورده است. خانم استیم می گوید من هر چه بیشتر با مردم روبرو شده و گفتگو می کنم بیشتر متوجه این موضوع می گردم که عده کثیری از مردان و زنان در درون خود احساس نارضایتی و کمبود می کنند. احساسی که منشا آن عدم اعتماد و پذیرش خود می باشد و افراد را در زندگی با بن بست ها روبرو می کند. اعتماد بنفس معضلی است که متعلق به ملیت ویا قومی خاص نیست بلکه مشکلی است عام که هر ملیت و نژادی را می تواند در برگیرد. اما اعتماد بنفس در واقع چیست و چگونه می توان آنرا بدست آورد؟

اعتماد به نفس چیست؟

یکی از ضروریات اولیه در زندگی هر فردی حس ارزشمندی و پذیرفته شدن از جانب خود می باشد. حس ارزشمندی دارای دو مقوله می باشد. اول امنیت و دوم اهمیت، اما امنیت چیست؟

 امنیت به این معنی است که خود را آنگونه که هستیم بپذیریم علی رغم آنچه که انجام میدهیم. این موضوع عاملی است که که خانم گلوریا اسیتیم در کتاب خود از آن بعنوان محور مرکزی یاد می کند. موضوعی که روانشناسان نیز از آن بعنوان موضوعی مهم یاد می کنند که درتمام دنیا مصداق دارد. یعنی «  دوست داشتن و پذیرفته شدن از جانب خود »

 اهمیت یا ارزشمندی چیست؟

اهمیت به این معنی است که برای زندگی خود هدف و مفهومی داشته باشم. به عبارت دیگر Tخود را سزاوار و شایسته آنچه که هستیم بدانیم. این موقعیتی است که به ما اجازه می دهد، تا در آن اعتماد بنفس را در خود بوجود  آوریم اما مشکل از جایی شروع میشود، که ما با پیش فرض های غلط خود، عملکردی را پیش می گیریم که تصور می کنیم می تواند به نیازامنیت و پذیرفته شدن ما (اهمیت) پاسخگو باشد. پیش فرضها یی که غالبا در دوران کودکی ما آنها را می آموزیم. انسان چنانچه پذیرفته شدن و عشق بدون شرط ، را در دروان کودکی تجربه نکرده باشد. بعدها به دنبال آن در جاهای دیگر میگردد. یکی دیگر از موضوعاتی که باعث می گردد پیش فرضها غلط در ذهن ما جای گیرند. نگرش منفی و برخورد تحقیر آمیز در دوران خردسالی می باشد ، که امنیت فرد را در بزرگسالی به خطر می اندازند. بطور قطع نگرش منفی و برخورد تحقیر آمیز تنها کلام نیست ، بلکه نحوه و بیان حالت آن است که می تواند تاثیر بسزایی بگذارد ، نگرش منفی، برخورد تحقیر آمیز و فشار بیش از حد بر کودکان برای انجام آنچه ما می خواهیم موضوعی است که در ذهن بسیاری از کودکان همچون کاست ضبط صوت عمل می کند و به ایشان القاء می کند آنچه را والدین به آنها تعلیم داده اند. و به عبارت دیگر پیش فرضی نادرست از آنچه که ایشان هستند و یا باید باشند. بنابراین این کودکان یا دائم درتلاش هستند تا به موفقیت های بیشتر دست یابند جهت امنیت واهمیت بیشتر، و یا خود را بی ارزش و بی استعداد قلمداد می کنند ، که این طرز تفکر باعث می گردد ایشان در کارهای خود هرگز موفق نگردند. این همان موضوعی است که در بالا به آن اشاره شد ، یعنی پیش فرضهای غلط و آنچه که ما در اثر این طرز تفکر به آن روی می آوریم تا به نیازهای ما پاسخ دهد. غافل از اینکه تمام این محاسبات بر اساس پیش فرضهای غلطی استوار شده ، که دیر یا زود ( درسنین بلوغ یا بزرگسالی ) ما با آن روبرو می گردیم و آنهم بعنوان یک واقعیت زندگی . پذیرش خود و احساس ارزشمندی می توانند زیر بنایی برای حس اعتماد بنفس ما باشند. آیا در زندگی شما امروز هیچکدام از پیش فرض های زیر وجود دارند.

 من درامنیت خواهم بود اگر :

من با همسر مورد علاقه  خود ازدواج کرده ام .

من هیچوقت مورد سرزنش قرار نگیرم .

من از جناب دیگران رد نشوم .

در رابطه باپیش فرض های حس اهیمت( حس ارزشمندی) چطور؟

 من ارزشمند و پذیرفته خواهم بود اگر:

در  محل تحصیل و یا محل کار از دیگران برتر باشم .

در هنگامیکه آنچه را که به من سپرده شده بهتر از دیگران ارائه دهم.

دارای قدرت و توان مالی بالایی باشم .

من در این گروه و یا آن گروه مشخص پذیرفته شوم .

چگونه می توان اعتماد بنفس را بدست آورد و در سطح متعارف زندگی قدم زد؟

هر یک از ما به شکلی که خالقمان خدا ، می خواسته است  خلق شده ایم ، به همراه نیازهایی که در عمق وجود ما ریشه دارند. نیازهایی چون عشق و محبت، حس ارزشمندی و پذیرفته شدن، حس تعلق و وابستگی. در تمامی اینها تنها خداست که ما را خوب می شناسد و هیچ انتظاری در برابر آنها از ما ندارد. چون رابطه او با ما یک رابطه پدارانه ای است که بر پایه عشق ومحبت برقرار می باشد. محبتی دوطرفه و بدون قید وشرط. دراین محبت است که ما می توانیم رشد کرده و بدون ترس از رد شدن از حضور او با او همراه شویم. این واقعیتی است غیر قابل انکار .

 به عبارت دیگر باید گفت در پاسخ به این سئوال که چگونه می توان اعتماد بنفس را بدست آورد و در سطح متعارف زندگی قدم زد. باید گفت، شروع رابطه ای بسیار پسندیده و ارزشمند  با کسی که ما را خلق کرده و تمامی نیازهای جسمی و روحی را به عطاء فرموده است .

اما پس از شروع ، این رابطه ، و درک واقعیت دررابطه با خودمان و خالقمان خداوند تبارک و تعالی ، بعنوان  ، یک آفریدگار ،  می توانیم حال طرز تفکر خود را نسبت به خود و اطرافیان تغییر دهیم. در حقیقت آنطور که ما فکر می کنیم همانطور عمل می کنیم ، به همین دلیل لازم است تا خود و ارزش خود را آنطور که هسیتم ، بشناسیم. بدین شکل است که ما نیاز داریم تا برای امنیت و ارزشمند بودن خود تلاش کنیم تا به موفقیت های بالا برسیم و آنطور که خدا می خواهد و خود میخواهیم ، « البته ،  با یک درک صحیح و منطقی از خواسته هایمان » باشیم، تا پذیرفته شویم

برای تغییر افکار خود شما نیاز دارید تا با جانشین ساختن حقیقت بجای پیش فرضها اعتماد بنفس را بدست آورید و در سطح متعارف زندگی قدم بزنید. حقیقتی که براساس رابطه شخصی و دوطرفه ما با خدا است نه یک ایده مدرنیسم و یا باور محض و نه حتی پذیرش یکسری اطلاعات بی پایه و اساس ، بلکه زندگی با خدای زنده که عاشق شماست و  شما را به عنوان جانشین خود در روی زمین قرارداد و راه سعادت و نجات و خوشبختی را به شما آموخت تا شما را به جایی راهبری کند که برای شما تدارک دیده شده است

شاید شما از گذشته رنج می برید و یا به حال خود متاسف و پشیمان هستید وتصور می کنید که برای شما هیچ راهی وجود ندارد. شاید فکر می کنید تمامی اینها کلمات زیبایی هستند که به زندگی شما مربوط نمی شوند اگر اینطور است بیایید برای یک بار هم که شده با این خدای بزرگ و مهربان ، درد و دل کنید واز او کمک بگیرید. اجازه دهید تا سلامتی، آرمش و آرامی او خلاهای زندگی شما را پر کند .

 

چهارشنبه 20/4/1386 - 7:5
پسندیدم 0
UserName