زكوة زندگى
توسط : حامد...
 

زكوة زندگى

 

شب همه بى تو كار من شكوه به ماه كردنست

روز ستاره تا سحر تيره به آه كردنست

 

متن خبر كه يك قلم بي تو سياه شد جهان

حاشيه رفتنم دگر نامه سياه كردنست

 

چون تو نه در مقابلى ژس تو پيش رونهيم

اينهم از آب و آينه خواهش ماه كردنست

 

نو گل نازنين من تا تو نگاه مي كنى

لطف بهار عارفان در تو نگاه كردنست

 

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازين

قول و غزل نوشتنم بيم گناه كردنست

 

ليك چراغ ذوق هم اين همه كشته داشتن

چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه كردنست

 

غفلت كائنات را جنبش سايه ها همه

سجده به كاخ كبريا خواه نخواه كردنست

 

از غم خود بپرس كو با دل ما چه مي كند

اين هم اگر چه شكوه ى شحنه به شاه كردنست

 

عهد تو سايه و صبا گو بشكن كه راه من

رو به حريم كعبه ى لطف آله كردنست

 

گاه به گاه پرسشى كن كه زكوة زندگى

پرسش حال دوستان گاه به گاه كردنست

 

بوسه ى تو به كام من كوه نورد تشنه را

كوزه ى آب زندگى توشه راه كردنست

 

خود برسان به شهريار ايكه درين محيط غم

بي تو نفس كشيدنم عمر تباه كردنست

 

چهارشنبه 20/4/1386 - 7:3
پسندیدم 0
UserName