اگر مي خواهي خدا را ببيني
توسط : 707070

روزى مرد جوانى نزد شرى راما كرشينا رفت و گفت:مي خواهم خدا را همين الآن ببينم. كريشنا گفت:قبل از آن كه خدا را ببينى بايد به رود خانه كنگ بروى و خودت را شستشو بدهى.او آن مرد را به كنار رود كنگ برد و گفت:بسيار خوب حالا برو توى آب.

هنگامى كه جوان فرو رفت،كريشنا او را به زير آب نگه داشت. عكس العمل فورى آن مرد اين بود كه براى بدست آوردن هوا مبارزه كند.وقتى كريشنا متوجه شد كه آن مرد ديگر بيشتر از آن نمى تواند در زير آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود.در حالى كه آن مرد جوان در كنار رودخانه بريده بريده نفس مى كشيد شرى كرينا از او پرسيد:وقتى در زير آب بودى به چه فكر مى كردى؟آيا به فكر پول،زن يا بچه يا اسم و مقام حرفه خود بودى؟

- نه به تنها چيزى كه فكر مى كردم هوا بود.

- درست است حالا هر وقت قادر بودى به خدا به همان طريق فكر كنى فورى او را خواهى ديد.

سه شنبه 19/4/1386 - 10:47
پسندیدم 0
UserName