«آفتاب از نگاه تو»
توسط : حامد...
 

«آفتاب از نگاه تو»

وقتى تو آمدى

دريا به استقبال آمد

و بغض آسمان تركيد

بر پهناى بال نسيم نشستى

و دل‏ها به پنجره‏ها پيوست

جنگل هنوز مديون مهربانى توست

و ماه نور از نگاه تو مى‏نوشد

ديروز خانه از حضور پنجره خالى بود

و آفتاب نمى‏تابيد

تو آمدى و سرودى

و ما به دست‏هاى تو پيوستيم

توعشق را به خانه آوردى

و مهربانى دستانت

ما را به باغ آينه‏ها برد

تو آمدى

و آفتاب در نگاه تو بود.

 

 

سه شنبه 19/4/1386 - 7:53
پسندیدم 0
UserName