صبر خدا
توسط : سیدحسنی

عجب صبرى خدا دارد اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول كه ظلم را مي ديدم از مخلوق بى وجدان جهان را با همه زيبايى و زشتى به روي يكدگر ويرانه ميكردم
عجب صبرى خدا دارد اگر من جاى او بودم كه در همسايه صدها گرسنه چند بزمى گرم عيش و نوش ميديدم نخستين نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه مي كردم
عجب صبرى خدا دارد اگر من جاى او بودم كه مى ديدم يكى عريان و لرزان ديگرى پوشيده از صد جامه رنگين زمين وآسمان را وا‍‍ژگون مستانه مى كردم
عجب صبرى خدا دارد اگر من جاى او بودم نه طاعت مى پذيرفتم نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده دانه دانه در كف زاهد نمايان سبحه صد دانه مى كردم
عجب صبرى خدا دارد چرامن جاى او باشم همان بهتر كه او خود جاى خود بنشسته و تاب تماشاى تمام زشتكاريهاى اين مخلوق را داردو گرنه من جاى او بودم يكنفس كي عادلانه سازشى با جاهل وفرزانه مى كردم

عجب صبرى خدا دارد                            عجب صبري خدا دارد

دوشنبه 18/4/1386 - 13:3
پسندیدم 0
UserName