قرن بيستم، سده اميدها و بحران‌هاي بزرگ
توسط : Saratan X

در حالي كه سال‌هاي آغازين نفرت، افق سروري بشر بر طبيعت و تكنولوژي نامحدود مي‌نمود وتصور همگان بر اين بود كه بشريت در غلبه بر موانع ساختن جامعه‌اي سعادتمند پيرو خود خواهد شد، به يكبار خود را در زير آوارهاي جنگ، توحش مدرن، فقر، نابودي طبيعت و عقلانيت ابزاري لجام گسيخته يافتيم.

بحران امنيت، بحران‌هاي پياپي مدرنيته، بحران‌هاي اجتماعي و اقتصادي به حيات معاصر ما ويژگي بخشيده‌اند. در اين بين با فزوني گرفتن آهنگ تغييرات و ميدان‌داري رسانه‌هاي جديد، هويت به مسأله‌اي عظيم بدل شده است. شكل گيري جنبش‌هاي اجتماعي هويت مدار و هراس برخي جوامع از سست شدن پايه‌هاي هويتي مطلوبشان، به نحوي استعمال بحران هويت را قابل دفاع مي‌سازد. در واقع امروزه مناقشه در باب هويت به نشانه‌اي از روزگار ما تبديل شده است.

"در سالهاي دهه ‌١٩٩٠، ”هويت“ يكي از چهارچوب هاي وحدتبخش در مباحث روشنفكري شده است. چنان به نظر مي‌رسد كه همگان راجع به آن حرفي براي گفتن دارند. جامعه‌شناسان، مردم شناسان، دانشمندان علوم سياسي، روان شناسان، جغرافي دانان، تاريخ دانان و فيلسوفان. اين گفت‌و‌گوها بسيار متنوع‌اند. از بحث‌هاي آنتوني گيدنز درباره تجديد و خودشناسي گرفته تا تاكيد پست مدرنيستي بر ”تفاوت“؛ و از تلاش‌هاي گوناگون فمنيستي براي شالوده شكني قراردادهاي اجتماعي مبتني بر جنسيت گرفته تا سردرگمي ناشي از احياي ناسيوناليسم و قوميت گرايي به عنوان نيروهاي مهم سياسي. در هر كجا با گفتمان‌هايي راجع به هويت مواجه مي‌شويم و بحث تنها درباره هويت نيست. از دگرگوني نيز سخن مي رود: پيدايش هويت‌هاي جديد، احياي هويتهاي قديم، و دگرگون شدن هويت‌هاي موجود. از سياست جديد هويت سخن رانده مي شود“ (جنكينز، ‌١١: ‌١٣٨١). ...

دوشنبه 18/4/1386 - 12:51
پسندیدم 0
UserName