فشار خون؛ يا قاتل بى‏سر و صدا-8
توسط : حامد...
 

فشار خون؛ يا قاتل بى‏سر و صدا-8

دكتر منصور اشرفى

 

عضو كالج بين‏المللى جرّاحان

 

 

سكته مغزى

فشار خون يا درست‏تر، پرفشار خونى، اگر درمان نشود ممكن است به سبب سفتى سرخ‏رگهاى تغذيه‏كننده مغز، باعث سكته مغزى شود. تنگ شدن سرخ‏رگهاى مغز، رسيدن اكسيژن و مواد غذايى مورد نياز به بخشى از مغز را محدود مى‏نمايد. اين را سكته مغزى در اثر نرسيدن خون مى‏نامند(1(

 

اين‏گونه سكته وقتى عارض مى‏شود كه در يكى از سرخ‏رگهايى كه خون را به بخشى از مغز مى‏رساند، گرفتگى به وجود آيد. اگر اين گرفتگى سرخ‏رگ، بيش از دو ساعت طول بكشد، آن قسمت از مغز كه با همان سرخ‏رگ، تغذيه مى‏شود، مى‏ميرد.

 

نشانه‏هاى سكته منوط به اين است كه كدام بخش از مغز دچار عارضه شده است. سكته مغزى در اثر نرسيدن خون بر دو گونه است: يكى در اثر «ترمبوز» يا «ترومبوليك(2)» و ديگرى «آمبوليك(3)» سكته ترومبوليك وقتى اتفاق مى‏افتد كه پلاك يا ورقه آترواسكلروز به قدر كافى بزرگ باشد تا جلوى جريان خون را بگيرد. سكته ترومبوليك مغز درست مانند سكته قلبى است. اين‏گونه سكته در نتيجه گرفتگى يك سرخ‏رگ با لخته خون و يا يك پلاك است كه در جاى ديگر بدن، معمولاً قلب، توليد مى‏شود و در گردش خون قرار مى‏گيرد تا اينكه در يكى از سرخ‏رگهاى ريز، مانند سرخ‏رگهاى ريز مغز، گير مى‏كند و آن را مى‏بندد.

 

سكته‏هاى آمبوليك مانند حمله‏هاى بى‏خونى، موقتى هستند. به استثناى مواردى كه گرفتگى كامل است، در اغلب موارد، گرفتگى فقط به مرگ بخشى از مغز منجر مى‏شود. مدت‏ها طول مى‏كشد كه مغز بتواند عمل خود را دوباره انجام دهد و گاهى نيز هرگز توانايى پيشين را به دست نمى‏آورد.

 

 

سكته مغزى گذرا

دو نوع عمده سكته مغزى وجود دارد و هر يك از آنها داراى علت جداگانه‏اى هستند: يكى به سبب نرسيدن و قطع خون به بخشى از مغز است كه آن را «ايسكميك» مى‏نامند كه تقريبا هميشه به سبب لخته خونى است كه رگ را مى‏بندد، تقريبا 80 درصد سكته‏هاى مغزى، اين گونه‏اند. باقى 20 درصد سكته‏هاى مغزى در اثر خون‏ريزى است و آن، وقتى است كه يكى از رگهاى مغز پاره مى‏شود.

 

سكته مغزى وقتى اتفاق مى‏افتد كه جريان خون به بخشى از مغز، خواه به سبب گرفتگى رگ و خواه پاره‏شدن آن، قطع گردد. با محروم شدن بخشى از مغز، از اكسيژن و خون، (وضعى كه به آن ايسكميك مى‏گويند) سلول‏ها و بافت‏هاى مغز مى‏ميرند. ياخته و يا بافت ديگر هم جانشين آنها نمى‏شوند. يعنى برعكس بافت‏هاى ديگر بدن مانند پوست و گوشت و استخوان كه اگر بخشى از بافت آنها از بين برود ترميم مى‏شود، بافت مغز، غيرقابل ترميم است. در نتيجه بخشى از بدن كه به وسيله همان قسمت از مغز اداره مى‏شود، توان عمل خود را از دست مى‏دهد.

 

حدود 3/1 كسانى كه دچار سكته مغزى مى‏شوند در عرض چند ماه مى‏ميرند، آن هم در شرايط درمان مساعد و استاندارد. در حدود 10 درصد سكته‏كرده‏ها اگر جان سالم بدر ببرند، پس از بازگشت از بيمارستان به خانه، مى‏توانند فعاليّت عادى خود را از سر بگيرند. 50 درصد آنهايى كه به خانه برمى‏گردند نياز به كمك افراد خانواده دارند و 40 درصد بقيه نيز نيازمند مواظبت دقيق هستند و لازم است در مؤسسه‏هاى نگاهدارى معلولين بمانند.

 

سكته مغزى مى‏تواند باعث از بين رفتن دائمى اعمال بخشى از بدن بشود. اما گاهى فقدان اعمال، موقتى است و كمتر از 24 ساعت طول مى‏كشد. اين حمله‏ها را سكته‏هاى موقتى «ايسكميك» مى‏نامند ولى بايد توجه داشت كه اين سكته‏هاى موقت علامت خطر هستند و نشان مى‏دهند كه سكته اصلى در راه است.

 

سكته‏هاى موقت ايسكميك (نرسيدن خون): اين گونه سكته در اثر قطع موقتى خون به مغز اتفاق مى‏افتد كه ممكن است به سبب يك تكّه كوچك غيرعادى «آمبولى» مانند لخته خون، رسوب كلسترول كه از جاى خود كنده شده و يا اجسام كوچك مواد خارجى باشد. هر يك از اينها اگر با جريان خون به رگهاى مغز برسند، به طور موقت در آنها جايگزين مى‏شوند و كار آن بخش از مغز، مختل مى‏شود. آمبولى‏هايى كه باعث سكته موقت مى‏شوند، معمولاً در اثر «آترواسكلروز» است كه پلاك‏هاى چربى در داخل رگهاى بزرگ رسوب مى‏كنند و گاهى تكه‏اى از آن كنده شده و به مغز مى‏رسد. اين آمبولى‏ها ممكن است از لخته‏هاى خون قلب و يا تكه‏هاى كوچك از دريچه‏هاى قلب باشند.

 

حمله‏هاى موقت ايسكميك به سبب اينكه مدت آنها كوتاه است گاهى تشخيص داده نمى‏شوند. اين گونه سكته‏ها ناگهان بروز مى‏كنند، چند ساعت طول مى‏كشند و در عرض 24 ساعت از بين مى‏روند؛ يعنى اينكه جريان خون از نو به سرعت برقرار مى‏شود و نسج مغز به‏طور دائم آزرده نمى‏شوند.

 

چنانكه يادآورى شد، اين سكته موقت يا گذرا، زنگ خطر است بر اينكه ممكن است شخص در آينده دچار سكته مغزى بشود. تقريبا نصف كسانى كه دچار سكته مغزى مى‏شوند، چند ماه پيش از آن يك سكته خفيف داشته‏اند. سكته موقت ايسكميك به احتمال زياد در كسانى عارض مى‏شود كه فشار خون بالا، نوعى بيمارى قلبى يا ديابت دارند و يا سيگار مى‏كشند و همچنين در پيران با عمر طولانى، بيشتر ديده مى‏شود.

 

 

علائم

علائم بسته به اينكه كدام بخش از مغز آزرده شده است، به مقدار زيادى فرق مى‏كند. علائم عمده سكته موقت عبارتند از: ضعف و كرخى يا فلج صورت، بازوها و ساق پاها، سرگيجه، ناتوانى در حفظ تعادل و يا تطابق بدن، تارى و يا از بين رفتن ناگهانى ديد يك يا هر دو چشم، گاهى از بين رفتن نصف ميدان ديد يك يا دو چشم.

 

هرگاه شما يكى از علائم يادشده در بالا را داشتيد، بى‏درنگ به پزشك مراجعه نماييد.

 

 

درمان

پزشك نخست به دنبال ناراحتى‏هايى خواهد گشت كه علائم مشابه ايجاد مى‏كنند. از آن جمله است: ميگرن (نزله)، حمله غشى، پايين بودن قند خون، كم شدن فشار خون، تومور مغزى، ضربان نامنظم قلب و التهاب حلزون شنوايى(4(

 

اگر شما به دفعات دچار علائم سكته موقت مى‏شويد و اين علائم هميشه يكسان است، به احتمال قوى همان سرخ‏رگى كه قبلاً گرفته مى‏شد، از نو گرفته شده است. اگر هر بار علامت‏ها فرق بكنند، ممكن است هر دفعه آمبولى، رگ ديگرى را مى‏گيرد. شايد پزشك براى تشخيص قطعى، افزون بر معاينه، از روش‏هاى تشخيصى گوناگون مانند «توموگرافى كامپيوترى»، «MRI»، سونوگرافى و آنژيوگرافى استفاده نمايد. اين تست‏ها مى‏توانند محلّ گرفتگى رگ را كه آيا در مغز است و يا گردن، معيّن نمايند.

 

آزمايش‏هاى بيشترى هم لازم است تا وضع قلب شما بررسى شود. شايد شما را در بيمارستان بسترى كنند و در صورت لزوم داروهاى ضدّ انعقاد خون تجويز نمايند تا از بزرگ شدن لخته خون و يا تشكيل لخته ديگر جلوگيرى شود. از آنجايى كه اين سكته‏هاى موقت، خود به خود خوب مى‏شوند، زياد نگران‏كننده نيستند؛ ولى منظور عمده از درمان، پيش‏گيرى از سكته‏هاى بعدى است. در ضمن، پزشك؛ عوامل زمينه‏ساز اين ناراحتى مانند ديابت و پرفشار خونى را درمان مى‏كند و از شما مى‏خواهد كه سيگار را ترك كنيد و روزى نصف قرص و يا يك قرص آسپرين بخوريد.

 

گاهى ممكن است براى بيرون آوردن پلاك از سرخ‏رگ كاروتيد، عمل جراحى لازم باشد. چنانكه ذكر شد يكى از علل بزرگ گرفتگى سرخ‏رگها، پلاك‏هاى خونى است كه در اثر زيادى كلسترول خون ايجاد مى‏شوند.

 

كم شدن مقدار كلسترول خون، ممكن است سرخ‏رگها را جوان بكند:

 

كم كردن كلسترول خون نه تنها ممكن است از سفتى سرخ‏رگها جلوگيرى كند، بلكه احتمالاً عقربه‏هاى ساعت را در مورد رگها به عقب برمى‏گرداند.

 

پژوهش‏هاى تازه در بريتانيا نشان مى‏دهد كه داروهاى كم‏كننده كلسترول، مى‏توانند چنان اثرى داشته باشند. وقتى كه شما جوان هستيد و هنوز عوامل به اصطلاح خطر براى قلب و بيمارى‏هاى عروقى (مانند زيادى كلسترول خون، پرفشار خونى، ديابت، سيگار كشيدن) در شما ايجاد نشده است، جدار رگهاى شما ممكن است در اثر بسيارى از هورمون‏هاى داخل جريان خون تنگ و گشاد شوند. اين حالت انعطاف‏پذير بودن رگها در رسانيدن سريع خون و مواد مورد لزوم به اندام‏ها بسيار مهم است. مثلاً موقعى كه به سرعت از پله‏ها بالا مى‏رويد، لازم است خون بيشترى از قلب شما عبور كند. اگر اين خون از راه سرخ‏رگهاى سفت شده به اندام‏ها برسد ناچار فشار خون بالا مى‏رود. با وجود اين اگر خون كافى به اندام‏هاى مورد نظر نرسد، ممكن است در ناحيه سينه درد احساس شود براى اين كه خون به اندازه كافى به خود ماهيچه‏هاى قلب نيز نمى‏رسد.

 

در پژوهش يادشده، پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‏اند كه توان گشاد شدن متناسب رگها در 10 درصد كسانى كه كلسترول زياد داشتند، غيرطبيعى بود. پس از 9 ماه درمان با داروهاى كم‏كننده كلسترول، مشاهده نمودند كه ديواره رگها از نو، توان فنرى و انعطاف‏پذيرى خود را بازيافتند و فشار خونشان نيز پايين آمد.

 

كم كردن كلسترول زيادى خون ممكن است باعث از بين بردن برخى مواد ديگر نيز بشود. از آن جمله است كه رسوب چربى ديواره رگها شايد زدوده شود. و نيز ياخته‏هايى كه سبب تورم رگها مى‏شوند از بين بروند كه در اين حالت جريان خون در رگها، طبيعى‏تر مى‏شود.

 

كم شدن كلسترول خون، سودى بيش از پاك كردن سرخ‏رگها دارد؛ چراكه زيادى كلسترول، ريشه‏هاى آزاد را تحريك مى‏نمايد. اين ريشه‏هاى آزاد كه «سوپراكسيد»(SUPERO×ID)، ناميده مى‏شوند، باعث توقف علائم يا «سيگنال»هايى مى‏شوند كه به رگها دستور مى‏دهند كه گشاد و يا تنگ شوند. كم شدن مقدار كلسترول ممكن است باعث توقف «سوپراكسيد» بشود و در نتيجه، سيگنال‏ها براى بازكردن و بستن به سرخ‏رگها چنانچه مورد لزوم است، برسد. ريشه‏هاى آزاد و سوپراكسيدها مواد زيان‏آورى هستند كه در بدن توليد مى‏شوند.

 

برگشت حالت انعطاف‏پذيرى به سرخ‏رگها، مفاهيم و منافع مهمى دارد؛ چراكه هر عملى كه به بهبود رگها بيانجامد، حدود 30 درصد از خطرهاى قلبى و عروقى كاسته مى‏شود. به ياد داشته باشيم كه امروزه دانشمندان بر اين باورند كه پيرى؛ يعنى پيرى رگها.

 

 

 

1. ANEMIC

 

2. TROMBOLIC

 

3. AMBOLIC

 

4. LABYRINTH

 

يکشنبه 17/4/1386 - 7:13
پسندیدم 0
UserName