چه كنيم تا ديگران به ما اعتماد كنند؟
توسط : حامد...
 

چه كنيم تا ديگران به ما اعتماد كنند؟

 

 

اعتماد و احساس امنيت

 

پيدا كردن فرد امين و مورد اطمينان چه در روابط نزديك و چه در روابط  دور يا رسمي ، كار ساده اي به نظر نمي رسد. انسانها دوست دارند دوستان قابل اعتمادي داشته باشند. دوستاني كه بتوانند در روزهاي سخت زندگي به آنها تكيه كنند. اعتماد و اطمينان دو واژه اي است كه به ظاهر ، ساده مي آيد اما در اصل جاي تعمق بسيار دارد. وقتي به فردي اعتماد مي كنيد و حرف دلتان را مي زنيد و سپس آن را از دهان ديگري مي شنويد ؟ چه احساسي به شما دست مي دهد؟ مطمئناً احساس خوشايندي نيست. شهروندان ما تا چه ميزان به هم اطمينان دارند؟ در يك خانواده ، افراد آن خانواده تا چه حد مورد اعتماد هم هستند؟ اعتماد افراد خانواده به هم ، يكي از اركان بهداشت رواني است. وقتي نوجوان يا جوان در خانواده خود فرد مطمئني پيدا نمي كند تا با او روابط نزديك و صميمي داشته باشد ناخودآگاه از خانواده دور شده و به دامن دوستان و بيگانگان كشيده مي شود و در اين ميان اگر به تور افراد ناباب بخورد آسيب هاي جبران ناپذيري خواهد ديد. اما فردي كه با افراد خانواده اش روابط دوستانه دارد و حمايت عاطفي مي شود از آسيب هاي اجتماعي در امان مي ماند.

 

چه كنيم تا فردي مورد اطمينان باشيم ؟

 

گذشته ي يك فرد بهترين مدرك براي پاسخگويي به اين پرسش است. همه ي ما در شرايط امتحان يا آزمون قرار مي گيريم. همه ما به نوعي به يكديگر امتحان پس مي دهيم. كساني معتمدند كه از چنين آزمونهايي سربلند بيرون آمده باشند. شما مسلماً به كساني اعتماد مي كنيد كه قبلاً هم به آنها اعتماد كرده ايد. با كساني درددل مي كنيد كه قبلاً به نوعي از آنها واكنش مثبت دريافت كرده ايد. از مغازه هايي خريد مي كنيد كه به كيفيت جنس و بهاي آن تا حدي اطمينان داريد. از مسيري رفت و آمد مي كنيد كه تا حدودي امن تر از مسيرهاي ديگر به نظر مي رسد. از رستوراني غذا تهيه مي كنيد كه به سلامت آن اطمينان بيشتري داشته باشيد. فرزندانتان را در مدرسه اي ثبت نام مي كنيد كه لااقل از چند نفر تعريف آن را شنيده باشيد. مسلماً همين فاكتورها در انتخاب افرادي كه مي خواهيد به آنها اطمينان كنيد، دخيلند.

 

به چه كساني بايد اعتماد كرد؟

 

زماني كه مي خواهيد در مورد كسي تحقيق كنيد يا درباره امري پرس و جو كنيد يا درباره مسئله اي با كسي مشورت كنيد مسلماً به سراغ افراد معتمد مي رويد. مردم نيز براي اين كار ، افراد معتمد را به شما معرفي مي كنند. اين گروه از اشخاص ، افرادي هستند كه مردم عموماً تحت عنوان « آدم خوب» از آنها ياد مي كنند. اما "خوب بودن" خود نيازمند تعريفي است. همه ي افرادِ به اصطلاح "خوب" ، لايق شور و مشورت يا كمك طلبي نيستند. از بين افراد آناني شايسته اين امرند كه داناتر و مدبرتر باشند. هر چند گروهي از افراد ، مهربان و با گذشتند و شما را به خوبي مي پذيرند، به سخنانتان گوش مي دهند، و با شما همدلي مي كنند ، اما از دانش و دانايي و تدبير دورند و عملاً نمي توانند براي شما كاري انجام دهند، پس در بين افراد معتمد ، مدبرترين و داناترين آنها را برگزينيد.

 

 

به ديگران اعتماد كنيد تا آنها نيز به شما اعتماد كنند

 

اصولاً هر خصلتي را با كمي تلقين و دادن واكنش مناسب ، مي توان در شخص ايجاد كرد. وقتي به كسي مي گوييد: «چون به تو اطمينان دارم...» فرد ناخودآگاه از خود انتظار يك فرد مطمئن را دارد مگر آن كه از لحاظ شخصيتي آدم بي وجداني باشد. اعتماد متقابل يكي از رموز روابط صميمي و صادقانه است. اگر در مقابل اعتماد ديگري نسبت به او بي اعتماد شويد قدر مسلم كم كم اعتماد او نيز نسبت به شما كمرنگ خواهد شد. مردم دوست دارند در مقابل كنش هاي مثبتشان نسبت به ديگران واكنش هاي مثبت دريافت كنند. مردم از اين كه مورد اعتماد كسي قرار بگيرند به خود مي بالند. از اين كه شما آنها را به ديگري ترجيح داده ايد و محرم اسرارتان نموده ايد احساس غرور مي كنند، پس با انتقال احساس مثبت به ديگران همين احساس را از سوي آنها دريافت داريد. اين احساس هر چقدر صادقانه تر باشد همانقدر قويتر و ارضا كننده تر است. اصولاً همه مردم از شنيدن سخناني كه بوي تناقض يا ناراستي بدهد مي پرهيزند، چون اين گونه سخنان احساس ناخوشايندي را به وجود مي آورد و مردم خود آنقدر درگير و گرفتار معضلات زندگي هستند كه جايي براي اضافه بار اين گونه سخنان نداشته باشند.

 

رابطه اعتماد و احساس امنيت

 

احساس امنيت عبارت است از احساس آزادي نسبي از خطر. اين احساس وضع خوشايندي را ايجاد مي كند و فرد در آن داراي آرامش جسمي و روحي است. ايمني از عواطف و احساسات زيربنايي و حياتي براي تأمين بهداشت رواني است. افراد ناامن، نامتعادلند. شخصي كه دائماً احساس عدم امنيت، ترس و خطر از بيرون و درون خود مي كند، نمي تواند انسان سالمي باشد. او با پرخاشگري يا اضطراب واكنش نشان داده و در دنياي ذهني خود مدام در حال دفع كردن خطرات احتمالي است. روابط توأم با اعتماد، احساس امنيت را بالا مي برد اما تأثيري كه احساس ناامني بر انسان دارد ايجاد حالت تنش و بر انگيختگي و عدم تعادل است. بعضي از روان شناسان معتقدند كه احساس ناامني يك احساس خالص، مجرد و محدود نيست، بلكه احساس پيچيده اي است كه بايد به عنوان يكي از صفات اصلي كل شخصيت انسان محسوب گردد.

 

"آبراهام مَزلو" روان شناس انسان گرا از اولين كساني بود كه در اين زمينه نظرات اساسي ارائه داده و چهارده نشانه براي اين احساس برشمرد كه عبارت اند از: 1- احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه ديگران نبودن 2- احساس تنهايي 3- احساس اين كه دائماً در معرض خطر قرار دارد 4- ادراك دنيا به عنوان مكاني تاريك، خصمانه و خطرناك 5- ديدن ديگران به عنوان افرادي بد، شيطاني و خودخواه 6- احساس عدم اعتماد، حسادت و بخل 7- بدبيني 8- گرايش به ناخشنودي و نارضايتي از خود و محيط 9- احساس تنش، فشار و كشمكش دروني توأم با خستگي و بي حوصلگي، ناراحتي، كابوس و بي ارادگي 10- گرايش به عيب جويي زياد نسبت به خود 11- احساس گناه و شرمندگي 12- اختلال در پذيرش خود، نياز به قدرت و مقام اجتماعي، جاه طلبي، پيشرفت و پرخاشگري يا بالعكس احساس خودآزاري، وابستگي به ديگران، احساس بيچارگي و درماندگي و تسليم در برابر ناملايمات 13- ميل دائمي و شديد براي يافتن امنيت به صورت هدف هاي مكرر و متغير و كاذب 14- خودخواهي، خودمداري و فردگرايي و اشتغالات ذهني شديد و مستمر.

 

همانند سازي و احساس ايمني

 

خانواده شرايط همانند سازي سالم را براي كودك فراهم مي سازد. اولين تجربه مهم كودك در اين زمينه معمولاً با مادر است. ولي با گذشت زمان ، كودك با افراد ديگر خانواده نيز مرتبط مي شود و روابط عاطفي و اجتماعي او گسترش مي يابد. در خانواده هاي سنتي محدوده ارتباط طفل ، وسيع تر و تنوع همانند سازي او بيشتر است. بنابراين اگر كودك نتواند با پدر و مادر ارتباط برقرار كند غالباً با ديگر اعضاي خانواده مرتبط مي شود و بسياري از نيازهاي خود را برآورده مي كند ؛ اما در شهرهاي بزرگ كه خانواده به صورت هسته اي است پدر و مادر بار سنگين تري را به دوش مي كشند و كودكان از روابط عاطفي متنوع محرومند. اين خود سبب ايجاد احساس ناامني در آنها مي گردد.

 

رابطه احساس امنيت و محيط  بيرون از خانواده

 

محيط كوچه، محله، شهر و مدرسه نيز در تشديد احساس ايمني يا ناامني بسيار مؤثر است. ممكن است اين شرايط مانند فضاي خانواده تأثيرات خيلي عميق و وسيع نداشته باشد، زيرا كودك معمولاً كمتر در معرض تأثير آنها قرار مي گيرد. ليكن به هر حال پژوهش هاي مختلف نشان داده كه شرايط اجتماعي افراد مثبت باشد خصوصيات مثبت آنها را تقويت مي كند و اگر منفي باشد صفات و واكنش هاي منفي آنها را بر مي انگيزد. مدرسه نيز اگر فضاي مناسبي نداشته باشد بر خودپنداري كودك اثر منفي داشته و احساس حقارت و ناامني را در او تشديد مي كند. اگر كودكي به طور مداوم به علل مختلفي اعم از عدم توجه والدين يا اولياي مدرسه در كوچه، محله يا مدرسه مورد ايذا و آزار، تحقير و تهديد قرار گيرد به احتمال قوي دچار احساس اضطراب و ناامني گشته يا درونگرا و تخيلي مي شود. گاه نيز اين احساس ناامني را با پرخاشگري جبران مي كند. در اثر پرورش در اين گونه محيط ها بسياري از كودكان بزهكار، دزد، قاتل، منحرف، بيمار رواني يا معتاد مي شوند؛ زيرا لطمات شديدي كه به شخصيت آنها وارد آمده آنها را حقير و ناايمن كرده، در نتيجه با ناسازگاري با دنياي ناامن و نامهربان مقابله مي كنند.

يکشنبه 17/4/1386 - 7:11
پسندیدم 0
UserName