مأموريت انسان در زندگي
توسط : حامد...
 

چگونه شخصيت موفقي داشته باشيم؟

 

 

        سلامت رواني يك وضع وحال كاملا" طبيعي است  و وسيله رسيدن به آن نيز در دسترس همه ما قرار دارد. به عقيده روان شناسان اجزاء يك زندگي مؤثر و مثبت و سازنده را مجموعه سنجيده اي از تلاش هاي جدي و پيگير ، همراه با انديشه روشن ، شوخ طبعي و اعتماد به خود  تشكيل مي دهند. ما معتقد به فرمول هاي تخيلي ، يا كاوش هاي تاريخي در گذشته شما نيستيم تا كشف كنيم كه مثلاً چون با شما به شدت و سختگيرانه رفتار شده است پس ديگران مسئول اندوه و ناراحتي شماهستند. اين مقاله راههاي دستيابي به شور و شادي را ارائه مي دهد و بر مسيري روشن و قابل فهم و منطقي بر مسئوليت و تعهد نسبت به خود  و شور زندگي و تمايل به داشتن شخصيت انتخابي خود تكيه دارد .

 

راههاي رسيدن به يك شخصيت سالم و موفق عبارت اند از :

 

1- اختيار دار خود باشيد :

 

به پشت سر خودتان نگاه كنيد ، خواهيد ديد كه يك همراه دايمي داريد و چون نام بهتري ندارد او را مرگ خويشتن مي ناميد . شما مي توانيد به ميل خود از اين مهمان بترسيد يا از او به نفع خود بهره گيريد . انتخاب با خودتان است . با وجود مرگ كه مسئله مهمي است و زندگي كه چنين كوتاه است از خود بپرسيد :

 

- چرا از اقدام به كارهايي كه واقعاً مي خواهم انجام دهم خودداري مي كنم ؟ و چرا غافل از احوال خويشتنم ؟

 

- آيا بايد به دلخواه ديگران زندگي كنم ؟ آيا اهمال و تعلل ورزيدن بهترين شيوه زندگي كردن است ؟

 

پاسخ هاي شما مي توانند در اين چند كلمه خلاصه شوند: زندگي كن ، خودت باش ، لذت ببر ، دوست داشته باش. از اين پس اگر خواستيد تصميمي بگيريد و ندانستيد كه آيا بايد اختيار خود را داشته باشيد و انتخاب مطلوب خود را خودتان انجام دهيد  يا نه، به اين سؤال مهم پاسخ  دهيد . "من تا كي مي خواهم مرده و راكد باشم ؟" با در نظر داشتن اين دورنماي هميشگي مي توانيد هم اكنون انتخاب خويش را به عمل آوريد و اضطراب ها ، ترس ها و ترديدها و تقصيرها را براي آنهايي بگذاريد كه تا ابد زنده خواهند ماند! اگر از هم اكنون شروع به برداشتن اين قدم ها نكنيد بايد بدانيد كه همه زندگي خود را آن گونه كه ديگران معين مي كنند خواهيد گذراند. اگر اقامت شما روي زمين تا اين حد كم و كوتاه است ،لااقل بايد خوشايند شما باشد ؛ خلاصه اين كه اين ، زندگي شماست. آنچه دلتان مي خواهد با آن بكنيد.

 

2-عاشق خود باشيد :

 

عشق  به خود براساس پذيرفتن خود، دوست داشتن جسم خود و انتخاب تصوير مثبت تري از خودتان و قبول خويشتن بدون شكايت و ايراد حاصل مي شود. با احساس اين كه شما مهم ، ارزشمند و زيبا هستيد و يا چقدر خوب و شايسته هستيد ، ديگر نيازي نداريد كه ديگران با انجام خواسته ها و نظريات شما ، ارزش شما را تأييد و تقويت نمايند . شما مي توانيد با دوست داشتن خود با كليه احساسات ديگري كه نسبت به خودتان پيدا مي كنيد مبارزه نماييد . به ياد داشته باشيد كه در هيچ زماني و تحت هيچ شرايطي ، نفرت به خود بهتر از عشق به خود نيست . حتي اگر برخلاف ميل خودتان رفتار كرده باشيد بيزاري از خودتان فقط به ركود و زيان شما مي انجامد به جاي نفرت از خود ، احساسات مثبت را پرورش دهيد. از هر اشتباه  پندي  بياموزيد ؛ تصميم بگيريد تكرارش نكنيد و آن اشتباه را با ارزش خود ارتباط ندهيد.

 

 3- نيازي به تأييد ديگران نيست :

 

نياز به تأييد ديگران يعني اين كه نظر شما نسبت به "من" از "اعتقاد خودم نسبت به خودم" مهمتر باشد . اگر تأييد در زندگي شما به صورت يك نياز در آمده باشد بايد براي از بين بردن آن دست به كار شويد .اولين كار اين است كه بفهميد تأييد طلبي يك ميل است نه يك ضرورت . همه ي ما از تحسين و تشويق لذت مي بريم و در واقع نمي خواهيم از آن محروم شويم ، نيازي هم به اين محروميت نيست ، تأييد به خودي خود ناسالم نيست و در واقع لذت بخش هم هست. تأييد ديگران هنگامي تبديل به يك نقطه ضعف مي شود كه به جاي اين كه تنها يك ميل و خواسته باشد به  صورت نياز درآيد  و اگر اين ميل به صورت نياز درآيد در آن صورت به دليل به دست نياوردنش از پا خواهيد افتاد. بنابراين براي از بين بردن تدريجي "نياز تأييد طلبي" بايد هرچه سريعتر اقدام نمود.

 

4- احساس هاي بيهوده تقصير و نگراني:

 

در طول زندگي دو احساس از همه ي احساس ها بي ثمرتر است يكي احساس تقصير درباره آنچه واقع شده و گذشته است و ديگري نگراني درباره آنچه ممكن است  در آينده واقع شود. سپس اين دو احساس- تقصير و نگراني- لحظات حال را مختل مي كنند. بنابراين براي جلوگيري از اين احساس هاي بيهوده بايد ياد بگيريد كه در زمان حال زندگي كنيد و اوقات كنوني را با انديشدن درباره گذشته يا آينده راكد نگذاريد .هيچ لحظه ديگري غير از لحظه حال براي زيستن وجود ندارد . تمامي احساس تقصيرها و اضطراب هاي بيهوده شما ثمري به جز اتلاف وقت ندارد0

 

5- رهايي از گذشته :

 

براي اين كه يك شخصيت سالم و موفق داشته باشيد بايد گذشته را رها كنيد و براي خود شخصيتي قائل شويد كه همين امروز براي خود انتخاب مي كنيد؛ نه آنچه كه قبلاً انتخاب كرده ايد .

 

6- شكستن سد سنت ها و آيين ها :

 

هيچ قانون و مقرراتي وجود ندارد كه مطلق و هميشه به جا و با معني باشد و يا اين كه بهترين راه را در هر شرايط نشان بدهد. نرمش و انعطاف پذيري فضيلت  بسيار بزرگي است ، با اين حال براي شما مشكل است كه قانون بي فايده اي را نقض كنيد. اما اگر مطابقت با اين آيين ها را به صورت افراطي ادامه دهيد ممكن است بيماري عصبي در شما پديد آيد ؛ به ويژه وقتي كه اجراي "سنت ها و آيين ها " اندوه و افسردگي و اضطراب در پي داشته باشد. در اينجا نقض اين آيين ، صحيح  و مناسب است چون باعث مي شود  رفتارهاي سالم و سازنده در شما رشد نمايد.

 

7- دام عدالت :

 

اگر قرار بود امور جهان طوري تنظيم شود كه همه چيز منصفانه باشد ، هيچ موجود زنده اي نمي توانست حتي يك روز هم دوام بياورد. پرندگان مجاز به خوردن كرمها نبودند ، و خواسته هاي فردي تمامي موجودات مي بايست برآورده شود. با اين كه در فرهنگ ما سياستمداران در همه نطق هاي انتخاباتي خود وعده مي دهند كه ما برابري و عدالت را براي همگان مي خواهيم ، با وجود اين بي عدالتي ها روزها در پي يكديگر و قرن ها در پي هم ادامه مي يابد چون بي عدالتي ، تغيير ناپذير و هميشگي است اما شما با بينش نو و بي انتهاي خودتان مي توانيد تصميم بگيريد كه با اين بي عدالتي مبارزه نماييد و تسليم  ركود عاطفي ناشي از آن نشويد.

 

حتي مي توانيد براي از بين بردن بي عدالتي با ديگران همكاري كنيد ولي بايد بكوشيد و همچنين تصميم بگيريد كه به خاطر آن دچار اختلالات رواني نگرديد .

 

 8- اهمال و مسامحه كاري را فوراً خاتمه دهيد:

 

سه كلمه: اميدواري ها ، آرزوها و شايدها  شبكه حفاظت و حمايت رفتار اهمال كارانه را تشكيل مي دهند. اين انديشه ها در واقع به شخص مسامحه كار شادي و شعف مي بخشد. تمام آرزو كردن ها و اميد داشتن ها اتلاف وقت است. هيچ يك از كاشكي ها  هيچوقت به جايي نرسيده ا ست. شما اين آرزوها و شايدها و اميدواري ها را رها كنيد. آستين ها را بالا بزنيد و كاري را كه آنقدر در زندگي خود با اهميت تشخيص داده ايد و تصميم به انجامش گرفته ايد ، عملي سازيد .

 

9- اعلام استقلال رواني :

 

استقلال رواني يعني رهايي كامل از روابط اجباري و رهايي از رفتارهايي كه منشاء وجودي آن ديگران هستند؛ يعني رها شدن از كارهايي كه در صورت نبودن روابط اجباري خاص –تصميم به انجام آنها نمي گرفتيد. مختصر اين كه استقلال رواني يعني به ميل خود زيستن ، خويشتن شدن و انتخاب هر رفتار و كرداري كه دوست داريد. پس براي اين كه شخصيت سالمي داشته باشيد بايد از استقلال رواني برخوردار باشيد و آزادي و استقلال رواني هم مستلزم بي نيازي از ديگران است . مقصود نخواستن ديگران نيست بلكه احتياج نداشتن به آنهاست . لحظه اي كه نياز داشته باشيد ، آسيب پذير مي شويد  و در زندگي چندان پيشرفت نمي كنيد.

 

 10- وداع با عصبانيت :

 

عصبانيت يك خصلت انساني نيست. مجبور نيستيد چيزي را كه هيچ فايده اي به حال يك انسان شاد و سازنده ندارد در وجود خودتان حفظ كنيد .اين يك نقطه ضعف است ، نوعي آنفلوانزاي رواني است كه همانند هر بيماري جسمي ، قابليت و توانايي هاي شما را نابود مي كند. پس بايد ياد بگيريد براي اعمال و عقايد ديگران آن چنان قدرتي قائل نشويد كه بتوانند شما را پريشان و آشفته سازند . زماني كه خويشتن را ارزشمند بدانيد و اجازه ندهيد ديگران اختيار شما را در دست گيرند آن زمان ديگر خود را با خشم و عصبانيت در لحظات حال آزار نخواهيد داد و با آن وداع خواهيد كرد.

 

نتيجه گيري :

 

با توجه به ويژگي هايي كه براي داشتن شخصيت سالم و موفق ارائه كرديم، مهمترين مشخصه چنين شخصيتي آن است كه همه چيز زندگي را دوست بداريد و از انجام هيچ كاري ناراحت نشويد . وقت خود را با شـِكـِوه و شكايت يا آرزوي اين كه اوضاع جور ديگري باشد  تلف نكنيد ؛ نسبت به همه امور زندگي احساس شور و هيجان داشته باشيد  و خواست و توقعتان از زندگي تا حدي باشد كه دستيابي به آن برايتان امكان پذير باشد.

 

مأموريت انسان در زندگي ،  تغيير دادن جهان نيست . انسان مأمور تغيير خويشتن است . تمامي راه حل ها ، در درون انسانهاست .

 

 

يکشنبه 17/4/1386 - 7:9
پسندیدم 0
UserName