چه ميكشم
توسط : حامد...
 

چه ميكشم

 

در وصل هم ز عشق تو اى گل در آتشم

عاشق نمي شوى كه ببينى چه مي كشم

 

با عقل آب عشق به يك جو نمي رود

بيچاره من كه ساخته از آب و آتشم

 

ديشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبحست و سيل اشك به خون شسته بالشم

 

پروانه را شكايتى از جور شمع نيست

عمريست در هواى تو ميسوزم و خوشم

 

خلقم به روى زرد بخندند و باك نيست

شاهد شو اى شرار محبت كه بي غشم

 

باور مكن كه طعنه ى طوفان روزگار

جز در هواى زلف تو دارد مشوشم

 

سروى شدم به دولت آزادگى كه سر

با كس فرو نياورد اين طبع سركشم

 

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب ميگزد چو غنچه ى خندان كه خامشم

 

هر شب چو ماهتاب به بالين من بتاب

اى آفتاب دلكش و ماه پري وشم

 

لب بر لبم بنه بنوازش دمى چونى

تا بشنوى نواى غزلهاى دلكشم

 

ساز صبا به ناله شبى گفت شهريار

اين كار تست من همه جور تو مي كشم
يکشنبه 17/4/1386 - 7:7
پسندیدم 0
UserName