چالشهاي مديريت توليد علم
توسط : sam5961

چالشهاي مديريت توليد علم

نقش آفريني مهارتهاي مديريتي مدير سازمان كاري روند كاري ابعاد آموزش ابعاد فرهنگي

سنت گرايي فقدان متولي اصلي ديوان سالاري بنيانهاي آموزشي نامناسب عدم بستر سازي و فضا سازي

ملاك عزل و نصب كمبود امكانات و تسهيلات سياستها و برنامه هاي نامناسب عدم توجه به جوانان تكرار و سرقتهاي علمي

ويژگيهاي مديريت فقدان بانك اطلاعاتي تقلب در قوانين و مقررات پايان نامه ها عدم امنيت علمي

قدرت رهبري فقدان ارتباطات نقص در ملاكهاي سنجش بي هدفي ترجمه اثر بخشي توليد علم

زمان فقدان تكنولوژي ضعف نظارت و ارزيابي تقليد گرايي فرار مغزها

ساختار اجرايي نامناسب طرحهاي تحقيقاتي مشكل زبانهاي بيگانه تبليغات و ترويج

بي ثباتي كاربرد توليدات علم خودسانسوري

كمبود نيروي انساني ماهر هسته ها و گروههاي علمي انفعال نخبگان

چه بايد كرد ؟

در فرآيند توليد علم ، ايده در يك بستر مناسب علمي و يك روش تحقيق مناسب ، با وجود فرضيه ها به نظريه يا يك محصول علمي تبديل مي‌‌شود و پس از معرفي در جايي مناسب خود استفاده مي‌‌شود . بنابراين نقش مديريت در تمام مسير اين فرآيند كاملاً مؤثر است . مديريت توليد علم فرايند ايجاد ، تأييد ، اعتبار بخشي ، توزيع و كاربرد دانش است . در اين حالت هيچ وقت يك محصول علمي بدون كاربرد و ارجاع باقي نمي‌‌ماند و تحت اين شرايط اگر بدون كاربرد و ارجاع بماند منسوخ خواهد شد . رهبري مدرن توليد علم با ايجاد ساختار مناسب ، وظيفه بندي خود را تعريف مي‌‌كند و با فراهم آوردن تمام امكانات از آغاز و معرفي يك ايده تا كاربرد آن نقش خود را ايفا مي‌‌كند .

سيستم ساختار سازي مديريتي سنتي با قدمتي بيش از سي سال بر كل نهادهاي كشور سايه افكنده و حوزه توليد تحقيقات و علم نيز از اين قاعده مستثني نيست اين در حالي است كه بند نه برنامه چهارم توسعه ايران بر سازماندهي و بسيج امكانات و ظرفيتهاي كشور در جهت افزايش سهم كشور در توليد علم جهان با تقويت نهضت نرم افزاري و ترويج پژوهش تأكيد شده است . بديهي است براي نيل به چنين هدف مهمي مي‌‌بايست با پرهيز از دام تمركزگرايي ، متولي پژوهش و تحقيقات كشور به صورت يك سازمان كاري منسجم و شامل مجموعه اي از نهادهاي تحقيقاتي دولتي و خصوصي كشور در كنار هم گرد آمده و بازوهاي اجرايي خود را در مناطق و استانها بگستراند .

از سوي ديگر سازمان تحقيقاتي به دليل ماهيت پژوهشي با افراد خاصي از پژوهشگران سر و كار دارد با وجود ويژگيهاي خاص از نظام مورد گرايي ، عدم توجه و دخالت در امور علمي بطور كل بيزارند . بدين ترتيب وجود مكانيزمهاي مناسب براي هدايت فعاليتهاي علمي پژوهشگران ، وجود تضمين هاي لازم و حمايت از ايده ها مي‌‌بايست در سازمان كاري تحقيقات در نظر گرفته شود .

بهرحال ساختار سازي مي‌‌بايست در ارتباط با محيط و شرايط كل كشور صورت گيرد ، ساختاري كه نسبت به محيط مناسبت داشته باشد .

همانطور كه بيان شد در فرآيند توليد علم نقش مدير ، كشف ايده ها ، امكان بروز آنها ، تأييد و اعتبار بخش ، اجرا ، توزيع و كاربرد دانش است . انعطاف پذيري در اين فرآيند شرط اساسي موفقيت است . امكان تغيير وظايف يا بسط و توسعه آنها با توجه به شرايط موجود به فرض محال اگر در هيچ سازمان كاري ديده نشود اما در امر پژوهش يك اصل غير قابل انكار است . بهرحال تبيين وظايف يك نهاد تحقيقاتي مي‌‌بايست در چارچوب اهداف سازماني آن تعريف شود و از همه مهمتر در مديريت توليد علم اين برنامه ريزي بايد مبتني بر برنامه ها و چشم اندازهاي ملي كشور صورت گيرد . ساختار توليد علم ضمن اينكه ساختاري يادگيرنده و ارگانيك مي‌‌باشد بلكه داراي كنش خلاق نيز مي‌‌باشد و دائماً خود را با هدف نهايي مي‌‌سنجد.

در بخش مديريت توليد علم بين نهاد توليد كننده علم و بخش مصرف كننده مي‌‌بايست همراهي و هارمونيك هاي كاملاً منطقي وجود داشته باشد . شناخت ويژگيهاي هر بخش از سوي بخش ديگر و كمك به مجموعه رابطين در الويت وظايف است . بخش توليد كننده مدام مي‌‌بايست نياز سنجي بخش مصرف را به عهده داشته باشد و بخش مصرف نيز تسهيلات لازم را در اختيار قرار دهد .

جمعه 15/4/1386 - 16:50
پسندیدم 0
UserName