با نگرش هاي ستني نمي توان در بازار جهاني علم رقابت کرد
توسط : sam5961

با نگرش هاي ستني نمي توان در بازار جهاني علم رقابت کرد
84/06/13
نعمت الله فاضلي


"بين المللي شدن" يکي از مهمترين فرايندهاي جهاني آموزش عالي در دهه گذشته بوده است و بين المللي شدن آموزش عالي راهبرد و سياستي انتخابي است که دولتها براي مواجه و بهره برداري مناسب از فرايندهاي جهاني شدن به کار مي گيرند. در اين شرايط هرگز در عصر انفجار دانش، نمي توان با روش ها و نگرش هاي ستني و جا افتاده مرسوم، در بازار جهاني علم رقابت کرد.

به گزارش گروه حوزه و دانشگاه "مهر"، فارغ از اختلافات مفهومي، که در تعريف جهاني شدن و بين المللي شدن وجود دارد، اين دو مفهوم در زمينه آموزش عالي داراي رابطه ديالکتيکي هستند و نمي توان در دنياي امروز مرز قاطعي بين آنها ترسيم کرد. هر چند تعريف جامع و فراگيري از اين فرايند وجود ندارد، اما معمولا " بين المللي شدن" به مجموعه فعاليت هاي مربوط به گسترش همکاري ها و ارتباطات علمي و دانشگاهي بين المللي گفته مي شود که هدف آن فراهم ساختن محيط آموزشي و پژوهشي در دانشگاه هاست که به نحو واقعي در ارتباط و همبسته با چشم اندازها و پيشرفتهاي جهاني باشد.

فرايند ارتباط و مبادله دانشگاهي و علمي پديده تازه اي نيست و قدمتي به عمر تاريخ علم و آموزش عالي دارد. علم و فعاليت علمي بر مبناي نظريه عمومي هابرماس از "کنش انساني" به منزله "کنش ارتباطي" - ماهيتا نوعي "کنش ارتباطي" است. از همين منظر است که محققان "اجتماعات علمي" و دانشگاهي را "اجتماعات گفتماني" مي دانند که جوهر و بن مايه آن "زبان" ، "گفتگو" و "ارتباط" است و بر خصلت "ارتباط پذيري جهاني علم" تاکيد مي کنند. در ميان اشکال مختلف ارتباط، ارتباطات بين المللي تاثير مهمي در پيشرفت علم داشته است. تحقيقات بر اين نکته تاکيد دارند که "تفکر انتقادي - که لازمه اجتناب ناپذير علم است - بدون داشتن نوعي چشم انداز و نگرش بين المللي امکان پذير نيست ".

مطالعه تجربي که دو تن از پژوهشگران " موسسه تکنولوژي جورجيا" انجام داده اند، نشان مي دهد که "همکاري و ارتباط بين دانشگاهيان" عامل موثري بر ميزان توليدات علمي پژوهشگران و دانشگاهيان است. به اعتقا اين دو پژوهشگر ارتباطات و همکاري هاي بين المللي بر ميزان، نوع و کيفيت نو آوري ها و ابداعات علمي تاثير مي گذارد و افزايش اين ارتباطات باعث افزايش کميت و کيفيت توليدات علمي دانشگاهيان مي شود. همچنين، تحقيقات متعدد نشان مي دهد که همکاري و ارتباط گروهي ميان دانشگاهيان علاوه بر بازده علمي؛ بر بازده آموزشي دانشگاهيان نيز تاثير مثبت مي گذارد. بر اساس اين واقعيتهاست که گفته مي شود امروزه همکاري جمعي و گروهي بين دانشگاهيان در سطوح ملي و بين المللي در تمام رشته ها به يک هنجار تبديل شده است.

آنچه در دهه اخير به نام بين المللي شدن رخ داده است، ضمن آنکه ريشه در ذات ارتباطي علم دارد، پديده تازه اي است که در پرتو شرايط جهاني و تکنولوژي هاي ارتباطي و "اقتصاد صنعت علم" به وجود آمده است. در اين دهه، بسياري از کشورها، چون ژاپن و کشورهاي اروپايي، با توجه به شرايط و امکانات موجود براي گسترش ارتباطات بين المللي علمي، "سياست بين المللي کردن" آموزش عالي را در اولويت هاي سياست علمي خود قرار داده اند.

در بررسي جامعي از علل گسترش فرآيند بين المللي شدن آموزش عالي دردهه 1980، نشان داده شده است که ارزشهاي اقتصادي بيش از مسائل دانشگاهي در بين المللي شدن غلبه داشته است . در بررسي ديگري نشان داده شده است که بين المللي شدن آموزش عالي علاوه بر مسائل دانشگاهي ، سه دليل مهم ديگر داشته است: گسترش امنيت ملي، رقابت اقتصادي و تفاهم و درک متقابل بين المللي.

در يک طبقه بندي کلي مي توان دلايل بين المللي شدن را درچهارزمينه خلاصه کرد: سياسي، اقتصادي، دانشگاهي و فرهنگي . از نظر سياسي گفته مي شود که درجهان امروز "آموزش بعد چهارم سياست خارجي است". همکاري آموزشي به منزله نوعي سرمايه گذاري براي آينده روابط ديپلماتيک ميان دول محسوب مي شود. از آنجا که اغلب نخبگان سياسي از ميان دانشگاهيان برگزيده مي شوند، گسترش اعطاي بورس هاي بين المللي و پذيرش دانشجويان خارجي به منزله نوعي معرفي فرهنگ و جامعه خود به رهبران سياسي و مديران ارشد آينده کشورهاي جهان است.

همچنين روابط دانشگاهي مي تواند موجب استحکام روابط سياسي و اقتصادي ميان دولتها شود؛ به خصوص در شرايطي که روابط سياسي و ديپلماتيک رسمي چندان مستحکم نيست، روابط دانشگاهي راهي براي تداوم و حفظ روابط و تعديل کردن خصومتهاست.

يکي از ابعاد مهم بين المللي شدن ارتقاي هويت ملي است. تحقيقات نشان مي دهد رهبران سياسي اي که تجربه تحصيل در کشور خارجي را داشته اند، تعلقات ملي و فرهنگي ملي و فرهنگي قوي داشته اند و دوره تحصيل در خارج احساس مليت و وطن دوستي را در آنها تقويت کرده است.

از نظر اقتصادي استدلال مي شود که بين المللي شدن آموزش عالي مي تواند اقتصاد ملي کشورها را نجات دهد، زيرا اولا باعث افزايش سرعت توسعه علمي کشورها مي شود، ثانيا انبوهي از تجارت و پيوندهاي اقتصادي به وجود مي آورد و ثالثا تجارت و صنعت علم به منزله يکي از منابع اقتصادي گسترش مي يابد.

از نظر فرهنگي مهمترين کارکرد بين المللي شدن آموزش عالي گسترش ارزشها، اصول و معاني فرهنگ ملي کشورها به عرصه بين المللي است. استفاد از مبادلات دانشگاهي براي توسعه فرهنگ ملي به خصوص در کشور فرانسه از اهميت و اولويت ويژه اي برخوردار است. اين موضوع اغلب درتفاهم نامه هاي ديپلماتيک ميان دولتها نيز قيد مي شود. فدريکو مايور، رييس اسبق يونسکو در سال 1989، بر اين نکته تاکيد مي کند که دانشگاه نهادي براي پيوند بيشتر فرهنگ و ملتها با يکديگر است.

بين المللي شدن آموزش عالي و گسترش مبادلات دانشگاهي باعث رشد اجتماعي دانشگاهيان مي شود، زيرا دامنه تجربه اجتماعي و دانش فرهنگي دانشجويان و دانشگاهيان از ملتها و فرهنگهاي مختلف افزايش مي يابد و باعث نوعي "جهش" در فرايند رشد آنها از نظر ياد گيري، خلاقيت و نوآوري هاي مختلف مي شود.

منطق آموزشي و دانشگاهي بين المللي شدن آموزش عالي شايد چندان نيازي به بحث نداشته باشد، زيرا آموزش همواره تمايل به جهاني شدن داشته و روابط علمي و معرفتي ميان ملت ها و فرهنگ ها شناخته شده است. همکاري هاي دانشگاهي نه تنها باعث کاهش تعصبات و نگرش ها و عقايد قالبي مي شود، بلکه امکان بيشتري براي شکل گيري "تفکر انتقادي" را که اساس آموزش عالي است، فراهم مي سازد.

راهبردهاي بين المللي شدن باعث شکل گيري تفکر جهاني ، آگاهي بيشتر از دانش انباشته شده بشر در اقصي نقاط عالم، رشد همکاري هاي دانشگاهي و مبادله تجارب آموزش و پژوهشي مي شود. بين المللي شدن باعث رشد پژوهش هايي مي شود که در سطح محلي يا ملي امکان اجراي آنها وجود ندارد. در مجموع بين المللي شدن باعث تشديد رقابتهاي دانشگاهي و ارتقاي استانداردهاي کيفيت آموزشي مي شود.

وقتي از بين المللي کردن دانشگاه صحبت مي شود، اغلب الگوي سنتي تحصيل دانشجويان کشورهاي کمتر توسعه يافته در کشورهاي توسعه يافته به ذهن متبادر مي شود اما اين تصور امروز نادرست است. تحولات دهه اخير نشان مي دهد که تعداد دانشجويان خارجي جهان به شدت افزايش پيدا کرده و الگوي اعزام دانشجو به خارج و ترکيب اين دانشجويان نيزکاملا تغيير کرده است . اولين تغيير اين است که بيشترين ميزان دانشجويان خارجي متعلق به کشورهاي اروپايي و آمريکاست؛ يعني اين کشورها هم بيشترين پذيرنده و هم بيشترين فرستنده دانشجوي خارجي هستند.

نگاهي به ارقام و آمار کشور انگلستان اين واقعيت را به خوبي نشان مي دهد. انگلستان در سال 1990 تنها داراي 20000 دانشجوي خارجي بود، اما تنها شش سال بعد در سال 1996 اين ميزان ده برابر شد و به 200000 نفر افزايش يافت. از آن زمان تاکنون نيز آمار دانشجويان خارجي انگلستان روند صعودي داشته است. نکته مهم ديگر اينکه 51 درصد ازدانشجويان خارجي انگلستان اروپايي، 29 درصد آسيايي ( هند، چين، ژاپن و پاکستان)، 7 درصد آمريکايي، 5 درصد خاورميانه و يک درصد استراليايي بوده اند. يعني جمعا 59 درصد دانشجويان خارجي انگلستان ازکشورهاي غربي بوده اند.

کشورهاي غير اروپايي نيز علاوه بر اعزام دانشجو اقدام به جذب گسترده دانشجويان خارجي مي کنند. براي مثال ، ميزان دانشجويان خارجي دانشگاه ناتال آفريقاي جنوبي از 18 درصد در سال 1995 به 25 درصد در 1997 افزيش يافت که بيشتر اين دانشجويان مصري بودند. همچنين ، در سال 1995 ، 165000 دانشجوي ژاپني در کشورهاي خارجي تحصيل مي کرده اند و متقابلا ژاپن ميزبان 10000 دانشجوي خارجي بوده است. همچنين ، در سال 1996 ژاپن 12400 پژوهشگر را به دانشگاه هاي جهان فرستاده و 6742 پژوهشگر خارجي را ميزبان بوده است.

سومين تغييردر ارتباطات علمي بين المللي مربوط به تغيير رويکرد کشورهاي جهان توسعه نيافته به مفهوم ارتباط علمي بين المللي است . از اواخر قرن نوزدهم که کشورهاي غير غربي شروع به اعزام دانشجو به غرب کردند تا دهه 1980 ، " ارتباطات علمي و دانشگاهي بين المللي" کشورهاي " جهان سوم" و کشورهاي " جهان اول " در درون " نظام جهاني " کاملا " قطبي شده" انجام مي گرفت. در اين نظام ، کشورهاي غربي به منزله " مرکز" و مولد، سازنده و صادر کننده علم و ساير کشورها نقش " پيراموني " و " مصرف کننده " را داشته اند.

در عصر انفجار دانش ديگر نمي توان با روش ها و نگرش هاي ستني و جا افتاده مرسوم در بازار جهاني علم رقابت کرد و از کاروان معرفت عقب نماند. توليد دانش و تربيت نيروي انساني مولد و توانا مستلزم رويکردهاي نوين به آموزش عالي در بستر "جهان جهاني شده" کنوني است.

منبع: آموزش عالي و توسعه پايدار / مقاله جهاني شدن و آموزش عالي : نگاهي به روندهاي جهاني در تحولات آموزش عالي و وضعيت آموزش عالي ايران/ نوشته دکتر نعمت الله فاضلي؛ عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي (با تلخيص)
منبع : خبرگزاري مهر

جمعه 15/4/1386 - 16:46
پسندیدم 0
UserName