روز مادر، نمودى از عمرى در خدمت مادر
توسط : حامد...
 

روز مادر، نمودى از عمرى در خدمت مادر

عبدالكريم پاك‏نيا

روز بيستم جمادى الثانى مطابق با ولادت اسوه مادران عالم، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام و روز مادر و تكريم از شخصيت والاى اين موجود مقدس مى‏باشد . به همين مناسبت در اين نوشتار نگاهى كوتاه به مقام و منزلت و حقوق مادر در فرهنگ و انديشه قرآن و اهل بيت عليهم السلام خواهيم داشت .

منزلت مادر

مادر از نظر فرهنگ اسلام داراى جايگاه ويژه‏اى است . رهبر عاليقدر اسلام حضرت محمد صلى الله عليه و آله در يك جمله زيبا مقام و منزلت‏حقيقى مادر را چنين بيان مى‏كند: «الجنة تحت اقدام الامهات (1) ; بهشت زير پاى مادران است .» و در جمله‏اى ديگر فرمود: «تحت اقدام الامهات روضة من رياض الجنة; جاى قدمهاى مادران باغى از باغهاى بهشت است .»

اين سخنان گهربار رسول بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله نهايت درجه تكريم مادر است . يعنى هر كس بخواهد به عالى‏ترين مقامات انسانى دست‏يابد، بايد مادر خود را مورد احترام و محبت قرار دهد .

در مورد مقام ارجمند مادر، مطالب فراوانى در سيره و سخن اهل بيت عليهم السلام مى‏توان يافت . در اينجا به چند مورد اشاره مى‏كنيم:

امام صادق عليه السلام فرمود: مردى به حضور رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله آمده و عرضه داشت: اى رسول خدا! به كداميك از بستگانم نيكى كنم؟ فرمود: به مادرت . مرد پرسيد: بعد از آن؟ فرمود: به مادرت . براى بار سوم پرسيد: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: مادرت . در نوبت چهارم حضرت فرمود: به پدرت نيكى كن! (2)

از امام سجاد عليه السلام روايت‏شده است كه فرمود: مردى به حضور حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله شرفياب شده و اظهار داشت: اى رسول خدا! من مردى گنه‏كار و آلوده به معصيت هستم و از انجام هيچ گناهى فروگذارى نكرده‏ام، آيا اميد آمرزش برايم هست؟

رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد: آيا پدر و مادرت زنده هستند؟ مرد گفت: فقط پدرم زنده است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: برو با او خوشرفتارى كن . آن مرد رفت و پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از رفتن او زير لب زمزمه مى‏كرد كه: اى كاش مادرش زنده بود! (3)

روزى شخصى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گفت: اى رسول خدا! مادرم پير شده و پيش من زندگى مى‏كند، او را در شت‏خود حمل كرده، براى رفع حوائجش به اين طرف و آن طرف مى‏برم، و از درآمد خويش نيازهاى وى را تامين مى‏نمايم، با دست‏خود او را از آزار و اذيتها محافظت مى‏كنم، با كمال ادب و تعظيم و احترام با او رفتار مى‏نمايم . آيا زحمات وى را تا حدودى جبران كرده‏ام؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نه، زيرا شكم او جايگاه تو، پستانهايش منبع تغذيه تو، قدمهايش وسيله حركت تو، دستهايش محافظ تو، و آغوش او گهواره‏ات بوده است . او اين همه خدمات را با رضايت‏خاطر براى تو انجام مى‏داد و آرزو مى‏كرد كه تو زنده بمانى; ولى تو خدماتى را به وى ارائه مى‏دهى، در حالى كه انتظار مرگ او را دارى (4) .

مادر يك مسيحى

زكريا بن ابراهيم يكى از محدثين شيعى و از ياران امام صادق عليه السلام است . او در شرح حال خود مى‏گويد: من مسيحى بودم و سپس به اسلام گرويدم و به خانه خدا مشرف شدم . در سفر حج، به محضر امام صادق شرفياب گشته و به حضرت عرض كردم كه من مسيحى بوده‏ام و مسلمان شده‏ام .

امام عليه السلام پرسيد: در اسلام چه امتيازى ديدى كه آن را پذيرفتى؟ گفتم: اين آيه قرآن توجه مرا جلب كرده و توسط آن هدايت‏شدم: «ما كنت تدرى ما الكتاب ولا الايمان ولكن جعلناه نورا نهدى به من نشاء» ; «تو نمى‏دانستى كتاب و ايمان چيست، ولى ما آن را نورى قرار داديم كه هر كه را خواهيم بدان هدايت كنيم .»

امام عليه السلام فرمود: خدا تو را به اسلام هدايت نموده و قلبت را به نور آن روشن ساخته است . سپس براى من دعا كرد و هدايت‏بيشترى را از خداوند برايم مسئلت نمود .

به امام عرض كردم: پدر و مادر و بستگان من در آئين مسيحيت‏باقى هستند و مادرم نابينا است . آيا براى من جايز است كه با آنها زندگى كنم و روابطى داشته باشم؟

امام پرسيد: آيا آنها گوشت‏خوك مى‏خورند؟

گفتم: نه .

فرمود: معاشرت تو با آنها بى‏مانع است . سپس اضافه كرد: درباره مادرت مراقب باش . به او نيكى و احسان كن و هرگاه زندگى‏اش به پايان رسيد و از دنيا رفت، خودت عهده‏دار كفن و دفن او باش .

چون از سفر حج‏برگشتم و به كوفه رسيدم، بر طبق فرمان امام صادق عليه السلام، خوشرفتارى و مهربانى زيادى به مادرم نمودم . خودم به او غذا مى‏دادم و لباسش را مرتب مى‏كردم و سرش را شانه مى‏زدم و عهده‏دار خدمتش مى‏شدم . مادرم كه اين تغييرات را در روش من ديد، گفت: تو در آن روزگارى كه به دين من بودى، با من اين طور رفتار نمى‏كردى، چه دليلى دارد كه از وقتى كه به اسلام گرويده‏اى، اين قدر به من محبت مى‏كنى؟

گفتم: يكى از فرزندان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دستور داده كه اين‏گونه رفتار كنم .

گفت: آيا او همان پيامبر شما است؟

گفتم: نه بعد از پيامبر ما پيامبر ديگرى مبعوث نخواهد شد و او پسر پيامبر ماست .

گفت: اين دستورات، از آموزه‏هاى پيامبران است و دين تو از دين من بهتر است، مرا راهنمايى كن تا مسلمان شوم . من طريقه اسلام را به او آموختم و او مسلمان شد . نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را خواند و در نيمه شب كسالتى پيدا كرد . من در كنار بسترش به پرستارى پرداختم . به من گفت: پسرم! اعتقادات اسلام را دوباره برايم تكرار كن، من تكرار كردم و او به همه آنان اقرار كرد و در همان شب چشم از جهان فروبست . بامداد روز بعد جنازه‏اش به وسيله گروهى از مسلمانان و مطابق آئين اسلامى تشييع شد و من بر جنازه او نماز خواندم و با دست‏خود به خاك سپردم (5) .

حقوق مادر

از نگاه وحيانى اسلام، همچنانكه فرزندان بر والدين حقوقى دارند، پدر و مادر نيز حقوقى بر گردن فرزندانشان دارند .

امام سجاد عليه السلام با توجه به نقش حياتى مادر در پرورش و رشد فرزندان، به حقوق اساسى مادر اشاره كرده و فرزندان را اكيدا به رعايت آن سفارش مى‏كند: «واما حق امك فان تعلم انها حملتك حيث لا يحتمل احد احدا واعطتك من ثمرة قلبها ما لا يعطى احد احدا، ووقتك بجميع جوارحها ولم تبال ان تجوع وتطعمك وتعطش وتسقيك وتعرى وتكسوك وتضحى وتظلك وتهجر النوم لاجلك ووقتك الحر والبرد لتكون لها وانك لا تطيق شكرها الا بعون الله وتوفيقه (6) ; حق مادرت آن است كه بدانى، او تو را حمل كرد به گونه‏اى كه هيچ كس، ديگرى را چنين حمل نمى‏كند و از شيره جانش به تو بخشيد كه هيچ كس به ديگرى نمى‏بخشد . و با تمام وجودش از تو نگهدارى كرد و برايش مهم نبود كه خودش گرسنه بماند و به تو غذا بدهد، خود تشنه باشد و به تو آب بياشامد، خودش برهنه باشد و به تو لباس بپوشاند، خودش در مقابل آفتاب باشد و تو را زير سايه نگهدارد، از خواب خود به خاطر تو چشم بپوشد . او تو را از گرماى تابستان و سرماى زمستان حفظ كرد . [مادر همه اين رنجها را تحمل كرد،] تا تو براى او باشى . تو توانايى شكرگزارى از مادرت را ندارى، مگر با يارى و توفيق خداوند متعال .»

امام سجاد عليه السلام در عمل نيز چنين بود و با مادرش خوشرفتارى كرده و حقوق وى را كاملا مراعات مى‏نمود . طبرسى مى‏نويسد: هنگامى كه از آن حضرت پرسيدند: تو كه از نيكوكارترين مردم نسبت‏به مادرت هستى، چرا با او سر يك سفره نمى‏نشينى؟ امام فرمود: «اخاف ان يسبق يدى الى ما سبقت عينها اليه فاكون قد عققتها (7) ; مى‏ترسم دستم به غذايى پيشى گيرد كه پيش از آن چشم مادرم به سوى آن رفته [و مى‏خواهد بردارد] و به همين مقدار نافرمانيش كرده باشم .»

آنچه از روايات برمى‏آيد اين است كه جبران زحمات مادر و بجاى آوردن حقوق او كارى است‏بس مشكل، اما بايد تا حد توان در اين زمينه تلاش نمود . در اينجا به مهمترين حقوق مادر اشاره مى‏كنيم:

1 . نيكى و احسان

خداوند متعال در قرآن كريم با اشاره به مقام بلند پدر و مادر، از زبان حضرت عيسى عليه السلام مى‏فرمايد: «وبرا بوالدتى ولم يجعلنى جبارا شقيا» (8) ; «خداوند مرا نسبت‏به مادرم نيكوكار قرار داده و جبار و شقى نگردانيد .»

از اين آيه ظاهر مى‏شود كه نيكى به مادر از عادات پسنديده پيامبران و اولياء الهى است و كسانى كه اين حق مادر را رعايت نكنند جبار و شقى خواهند بود .

خداوند متعال مى‏فرمايد: «وقضى ربك ا لاتعبدوا الا اياه وبالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف ولاتنهرهما وقل لهما قولا كريما» (9) ; «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسيدند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و آنها را از خود مران و بزرگوارانه با آنها سخن بگو! »

خداوند متعال در جاى ديگرى نيكى به پدر و مادر را بعد از اقرار به توحيد قرار داده و فرمود: «واعبدوا الله ولا تشركوا به شيئا وبالوالدين احسانا» (10) ; «و خدا را بپرستيد! و هيچ چيز را [همتا و] شريك او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكى كنيد .»

بنابراين رعايت مقام و منزلت معنوى مادر و رعايت‏حقوق وى كه از جمله آنها نيكى كردن به او در هر حال مى‏باشد، در مرتبه‏اى بعد از اطاعت و عبادت خداوند قرار دارد و اين هشدار تكان دهنده‏اى است‏به فرزندانى كه هنوز مقام و منزلت‏حقيقى والدين را نشناخته‏اند و آنان را به عنوان خادمان خود مى‏پندارند .

ابى ولاد حناط از امام صادق عليه السلام پرسيد: خداوند متعال كه در قرآن مى‏فرمايد: «وبالوالدين احسانا» چه معنى دارد و چگونه مى‏توان به والدين نيكى نمود؟ امام فرمود: احسان اين است كه با آنان نيك رفتار باشى، آنان را مجبور نكنى كه نيازهاى خود را از تو درخواست كنند، گرچه غنى باشند . از حال و روزگار آنان، مشكلاتشان را درك كنى و در مواقع لزوم آنان را دريابى! آيا خداوند نمى‏فرمايد: به مقام نيكوكاران نمى‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست داريد انفاق بكنيد؟ سپس امام عليه السلام افزود: «اگر آنان به سن پيرى رسيدند، كمترين اهانت و آزارى به آنان روا مدار و بر سر آنان فرياد نزن، با نگاههاى مهرآميز و رافت‏انگيز دل آنان را به دست آور و هيچگاه صداى خود را بالاتر از صداى پدر و مادر نكن و دست‏خود را بالاى دست آنان قرار نده و گامهاى خود را از قدمهاى آنان جلوتر منه . (11) »

2 . قدرشناسى

فرزندان پاك و شايسته و سعادتمند پيوسته از مادر خود قدردانى مى‏كنند . آنان هيچگاه زحمات و رنجهاى مادر، در دوران كودكى‏شان را فراموش نمى‏كنند . خداوند متعال حق‏شناسى از پدر و مادر را در كنار شكرگزارى از نعمات خويش مورد سفارش قرار داده و مى‏فرمايد: «ان اشكر لى ولوالديك‏» (12) ; «شكر مرا بجاآور [كه خالق و منعم اصلى تو هستم] و از پدر و مادرت قدردانى كن .»

در مورد قدردانى از زحمات طاقت فرساى مادر، سخنان فراوانى در كتابهاى اخلاقى، ادبى و تاريخى آمده است . شايسته است جوانان و نوجوانان مسلمان، در همه وقت، بويژه در روز مادر به عنوان تقدير و تشكر از مادرشان به هر شيوه كه مى‏توانند از آنان تجليل كنند و همانند كسانى نباشند كه مهر بى‏كران مادر را فراموش كرده و با شيوه‏هاى ناپسندى با آنان برخورد مى‏كنند .

سعدى در گلستان مى‏نويسد: «وقتى به جهل جوانى، بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به كنجى نشست و گريان همى گفت: مگر خردى فراموش كردى كه درشتى مى‏كنى؟»

چه خوش گفت: زالى (13) به فرزند خويش

چو ديدش پلنگ افكن و پيلتن

گر از عهد خرديت‏ياد آمدى

كه بيچاره بودى در آغوش من

نكردى در اين روز بر من جفا

كه تو شير مردى و من پيرزن

هنگامى كه از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در مورد قدردانى از مادر سؤال شد، آن حضرت فرمود: «هيهات! هيهات! كه بتوانى حق مادر را ادا كنى . هر آينه اگر به اندازه ريگهاى بيابان عالج [صحرائى در عربستان] و دانه‏هاى باران به مادر خدمت كنى و از وى قدردانى كرده و بنده‏وار در پيش او بايستى، اين همه خدمات تو به اندازه زحمات وى در هنگامى كه در رحم او بودى و سنگينى تو را تحمل مى‏كرد نخواهد بود . (14) »

يكى از مصاديق قدرشناسى در مورد مادر اين است كه انسان نسبت‏به او درشتى نكند و همواره در جلب رضايت او تلاش نمايد .

ابراهيم بن مهزم مى‏گويد: روزى در مدينه از نزد امام صادق عليه السلام بيرون آمدم و به خانه‏ام رفتم . در آن هنگام مادرم با من زندگى مى‏كرد . در خانه، به خاطر موضوعى با مادرم مجادله كرده و سخنان درشت و تندى به وى گفتم . فرداى آن روز بعد از اداى نماز صبح، دوباره به محضر امام صادق عليه السلام مشرف شدم . هنگام ورود بدون آنكه حرفى زده باشم، امام با عتاب به من فرمود: «يا ابا مهزم ما لك و لخالدة اغلظت فى كلامها البارحة اما علمت ان بطنها منزل قد سكنته و ان حجرها مهد قد غمرته و ثديها وعاء قد شربته . . . فلا تغلظ لها; اى پدر مهزم! تو با خالده (نام مادر مهزم) چه كردى؟ آيا در سخن ديشب او درشتى كردى؟ آيا نمى‏دانى شكم او مدتها منزل و آغوشش گهواره و سينه‏اش ظرف غذاى تو بوده است؟ . . . ديگر با او درشتى مكن . (15) »

3 . نگاه مهرآميز

ابوذر مى‏گويد: از رسول گرامى اسلام شنيدم كه فرمود: «النظر الى على بن ابيطالب عبادة والنظر الى الوالدين برافة ورحمة عبادة والنظر فى الصحيفة - يعنى صحيفة القرآن - عبادة والنظر الى الكعبة عبادة (16) ; نگاه به على بن ابيطالب عبادت است . نگاه مهرآميز به پدر و مادر عبادت است . نگاه به صحيفه - يعنى صحيفه قرآن - عبادت است . نگاه به كعبه عبادت است .»

كسى كه به پدر و مادر خود خدمت كند و آنان را در آغوش پرمهر خانواده‏اش جاى دهد و با چهره‏اى گشاده و بشاش با آنان رفتار نمايد، براى هر نگاه محبت‏آميزش ثواب حج نوشته مى‏شود . حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله در سخنى نويدبخش چنين فرمود: «ما من رجل ينظر الى والديه نظر رحمة الا كتب الله له بكل نظرة حجة مبرورة، قيل يا رسول الله وان نظر اليه فى اليوم ماة مرة قال وان نظر اليه فى اليوم ماة الف مرة (17) ; هيچ كسى به سيماى پدر و مادرش نگاه محبت‏آميز نمى‏كند، مگر اينكه خداوند متعال در مقابل هر نگاه او ثواب يك حج قبول شده به وى عطا مى‏كند . به پيامبر عرض شد: «يا رسول‏الله! اگر [فردى] هر روز صد مرتبه به چهره پدر و مادرش از روى احترام و محبت نظاره كند باز هم اين پاداش را دريافت‏خواهد كرد؟» فرمود: آرى، اگر روزى صدهزار بار هم اين كار را انجام دهد، [همين پاداش را دريافت‏خواهد كرد ].»

4 . بدست آوردن رضايت پدر و مادر

اويس قرنى از معدود ياران پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏باشد كه در زهد و تقوى به درجات بلندى نائل شد و بعد از تلاشهاى فراوان در راه احياى دين و دفاع از ولايت مولاى متقيان على عليه السلام در جنگ صفين در ركاب آن حضرت به شهادت رسيد و در منطقه صفين مدفون شد .

هنگامى كه اويس در يمن بود، شتربانى مى‏كرد و مادر پيرى داشت كه تحت تكفل او بود . او با اينكه علاقه شديدى به وجود گرامى رسول‏الله صلى الله عليه و آله داشت، هيچ‏گاه نتوانست پيامبر را از نزديك زيارت كرده و به نظاره آن سيماى ملكوتى بنشيند . در يكى از روزها كه اشتياق ديدار سرور كائنات در وجودش به شدت شعله‏ور گرديد، از مادرش اجازه خواست تا به سرزمين حجاز آمده و حضرت رسول صلى الله عليه و آله را زيارت نمايد، مادرش به او گفت: پسرم! به ديدار آن حضرت برو و هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه نبود، بيش از نصف روز در آنجا توقف نكن! اويس با زحمت فراوان فاصله بين يمن و مدينه را پيمود و به شهر پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، اما با كمال ناباورى شنيد كه: پيامبر صلى الله عليه و آله در شهر مدينه حضور ندارد .

چون بيش از نصف روز فرصت نداشت و به والاترين هدف خود كه فيض حضور پيامبر صلى الله عليه و آله بود، نائل نشد، به مسلمانان حاضر در مدينه اظهار داشت: سلام مرا به حضرتش برسانيد و بگوئيد كه مردى به نام اويس از يمن به زيارت شما آمده بود و چون از مادرش اجازه توقف بيشترى نداشت، با كمال ناراحتى به وطن خود مراجعت نمود .

بعد از مدتى، پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه بازگشت و فرمود: «تفوح روائح الجنة من قبل قرن، واشوقاه اليك يا اويس القرنى، الا ومن لقيه فليقرئه منى السلام (18) ; نسيم بهشتى از سوى منطقه قرن مى‏وزد، آه! چه قدر به ديدار تو مشتاقم، اى اويس قرنى! [اى مسلمانان!] هر كس او را ديد سلام مرا به او برساند .»

عبدى مى‏گويد: پس از جستجوى زياد به ديدار اويس قرنى رسيدم و به او گفتم: دلم مى‏خواهد سخنى از رسول خدا صلى الله عليه و آله برايم نقل كنى . تا نام رسول خدا صلى الله عليه و آله را شنيد، آهى عميق كشيد و اشك در چشمانش حلقه زد، و در حالى كه بغض گلويش را مى‏فشرد، گفت: «افسوس! هزار افسوس! عمرى براى او سوختم و عاقبت‏به ديدارش نرسيدم . (19) »

قدر و جاهى را كه در اسلام دارا شد اويس

از كمال طاعت و خدمت‏براى مادر است

امر او را داد رجحان بر ملاقات نبى

چون رضاى مصطفى هم دررضاى‏مادراست

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مورد مقام بلند و معنوى اويس فرمود: «يدخل فى شفاعته مثل ربيعة ومضر; افراد زيادى مانند قبيله ربيعه و مضر به وسيله شفاعت اويس وارد بهشت‏خواهند شد .»

دعبل شاعر نامدار شيعى نيز با تفاخر تمام به مقام شفاعت اويس اشاره كرده و چنين سرود:

اويس ذوالشفاعة كان منا

فيوم البعث نحن الشافعونا

5 . پس از مرگ

از ديدگاه فرهنگ آسمانى اسلام همچنان كه فرزندان در حال حيات مادر خود، حقوق وى را رعايت مى‏كنند، شايسته است پس از مرگ وى نيز او را فراموش نكرده، با انجام اعمال شايسته در تكريم او بكوشند . برخى از اين اعمال را مى‏توان اين گونه بيان كرد:

1 . زيارت مزار مادر

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «من زار قبر والديه او احدهما كل جمعة فقرا عندهما يس غفر الله له بعدد كل حرف منها (20) ; هر كس قبر پدر و مادرش يا يكى از آنها را در هر جمعه زيارت كند و در كنار مزار آنان سوره يس بخواند، در مقابل هر حرفى كه از اين سوره مى‏خواند، خداوند آمرزشى نصيب او مى‏فرمايد .»

2 . قرائت قرآن

امام صادق عليه السلام به فرزندان صالح توصيه فرمود كه: «قرائة القرآن فى المصحف تخفف العذاب عن الوالدين ولو كانا كافرين (21) ; قرائت قرآن از روى مصحف، از عذاب پدر و مادر مى‏كاهد، گرچه آنان كافر باشند .»

3 . انجام اعمال نيك به نيت مادر

انجام اعمال نيك و هديه ثواب آن به مادر، در جلب رضايت وى و شادى روحش تاثير فراوان دارد . پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «سيد الابرار يوم القيامة رجل بر والديه بعد موتهما (22) ; سرآمد و سرور ابرار در روز قيامت كسى است كه بعد از مرگ پدر و مادرش براى ايشان احسان و نيكى كند .»

پى‏نوشت:

1) مستدرك الوسائل، ج‏15، ص‏181 .

2) الكافى، ج‏2، ص‏159 .

3) مستدرك الوسائل، ج‏15، ص‏180 .

4) همان .

5) اصول كافى، باب البر بالوالدين، حديث 11 .

6) من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص‏621; امالى صدوق، ص‏371 .

7) مكارم الاخلاق، ص‏221 .

8) مريم/32 .

9) اسراء/23 .

10) نساء/36 .

11) بحارالانوار، ج‏71، ص‏40 .

12) لقمان/14 .

13) پيرزن .

14) مستدرك الوسائل، ج‏15، ص‏203 .

15) بحارالانوار، ج‏71، ص‏76 .

16) وسائل الشيعه، ج‏6، ص‏205 .

17) مستدرك الوسائل، ج‏15، ص‏204 .

18) بحارالانوار، ج‏43، ص‏155; الفضائل، ص‏107 .

19) پيامبر و ياران، ج‏1، ص‏345; حقوق متقابل والدين و فرزندان، ص‏228 .

20) بحارالانوار، ج‏89، ص‏293 .

21) الكافى، باب قرائة القرآن فى المصحف، حديث 1 .

22) بحارالانوار، ج‏71، ص‏84 .

 

چهارشنبه 13/4/1386 - 22:0
پسندیدم 0
UserName