آسمانها شد منوّر از لقاى فاطمه عليهاالسلام
توسط : حامد...
 

آسمانها شد منوّر از لقاى فاطمه عليهاالسلام

 

بلبل نطقم ز توفيق خداى فاطمه عليهاالسلام

دُرفشانى مى‏نمايد در ثناى فاطمه عليهاالسلام

 

گر نمى‏شد خلقت نور على عليه‏السلام مرتضى

كُفْو و همتايى نبودى از براى فاطمه

 

نور رويش كرد روشن جمله افلاك را

آسمانها شد منوّر از لقاى فاطمه

 

حضرت جبريل ميكائيل هم كرّوبيان

جملگى هستند دربان سراى فاطمه

 

آدم، نوح و مسيحا و سليمان و شُعيب

ريزه‏خوار از سفره جود و عطاى فاطمه

 

آيه تطهير در شأنش عجب برهان بو

د  گشته نازل از برايش از خداى فاطمه

 

حبّ او فرض است طاعت بر تمام انس و جان

بر مُحبّش مى‏شود جنّت عطاى فاطمه

 

كان عصمت منبع رأفت ز سر تا پا حيا

حاتم طائى ز احسانش گداى فاطمه

 

ساره و هاجر ز جان باشد كنيز فضّه‏اش

حق شود خوشنود از بهر رضاى فاطمه

 

خلق عالم جمله مشتاقند بر حور بهشت

حور جنّات است مشتاق لقاى فاطمه

 

كعبه و زمزم منوّر گشته از نور رُخش

شد مصفّا شهر از نور و صفاى فاطمه

 

حبّ او باشد نعيم، بغض او باشد جهيم

چشم دشمن كور شد از آن جلال فاطمه

 

قامت او شاخه‏اى از شاخه طوبى بود

بهتر از شمشاد آن قد رساى فاطمه

 

بعد پيغمبر به رنج غصه و غم شد دچار

آسمانها نيلگون شد در عزاى فاطمه

 

وامصيبت پهلوى زهرا شكست از ضرب در

از ثريّا درگذشت آه و نواى فاطمه

 

روز محشر حق بگيرد از عدويش انتقام

دوستانش در جزا زير لواى فاطمه

 

«سيّد مدّاح» از مدحش نمايد افتخار

عضو و اعضايش پر از مهر و ولاى فاطمه

 

 

 

آسمانها شد منوّر از لقاى فاطمه عليهاالسلام

 

بلبل نطقم ز توفيق خداى فاطمه عليهاالسلام

دُرفشانى مى‏نمايد در ثناى فاطمه عليهاالسلام

 

گر نمى‏شد خلقت نور على عليه‏السلام مرتضى

كُفْو و همتايى نبودى از براى فاطمه

 

نور رويش كرد روشن جمله افلاك را

آسمانها شد منوّر از لقاى فاطمه

 

حضرت جبريل ميكائيل هم كرّوبيان

جملگى هستند دربان سراى فاطمه

 

آدم، نوح و مسيحا و سليمان و شُعيب

ريزه‏خوار از سفره جود و عطاى فاطمه

 

آيه تطهير در شأنش عجب برهان بو

د  گشته نازل از برايش از خداى فاطمه

 

حبّ او فرض است طاعت بر تمام انس و جان

بر مُحبّش مى‏شود جنّت عطاى فاطمه

 

كان عصمت منبع رأفت ز سر تا پا حيا

حاتم طائى ز احسانش گداى فاطمه

 

ساره و هاجر ز جان باشد كنيز فضّه‏اش

حق شود خوشنود از بهر رضاى فاطمه

 

خلق عالم جمله مشتاقند بر حور بهشت

حور جنّات است مشتاق لقاى فاطمه

 

كعبه و زمزم منوّر گشته از نور رُخش

شد مصفّا شهر از نور و صفاى فاطمه

 

حبّ او باشد نعيم، بغض او باشد جهيم

چشم دشمن كور شد از آن جلال فاطمه

 

قامت او شاخه‏اى از شاخه طوبى بود

بهتر از شمشاد آن قد رساى فاطمه

 

بعد پيغمبر به رنج غصه و غم شد دچار

آسمانها نيلگون شد در عزاى فاطمه

 

وامصيبت پهلوى زهرا شكست از ضرب در

از ثريّا درگذشت آه و نواى فاطمه

 

روز محشر حق بگيرد از عدويش انتقام

دوستانش در جزا زير لواى فاطمه

 

«سيّد مدّاح» از مدحش نمايد افتخار

عضو و اعضايش پر از مهر و ولاى فاطمه

 

سيد على پرپينچيها

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 13/4/1386 - 7:58
پسندیدم 0
UserName