مناقب حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
توسط : حامد...
 

مناقب حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

 

 

علامه اميني (ره) صاحب کتاب گرانقدر الغدير با توجه به آيات و روايات مقام ولايت حضرت زهرا عليهاالسلام را به اثبات رسانده و آن را تح مناقبي از حضرت ارائه داده است. که در اين جا آنها را ذکر مي‌کنيم.

منقبت اول:

آفرينش زهرا سلام الله عليها قبل از خلقت ديگران، همانند پدر و همسر و فرزندانش، آن انوار مقدسي كه پيش از آفرينش كليه عوالم علوي و سفلي، و خلقت بشر، در پيشگاه عرش عظمت حق تبارك و تعالي، در حال تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير خداي يكتا بوده، و در عبادت استاد و آموزگار جبرئيل و ساير فرشتگان بوده‌اند.

منقبت دوم:

آفرينش زهرا عليهاالسلام از نور عظمت حضرت حق تبارك و تعالي، همان نور واحدي كه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و علي بن ابيطالب عليه السلام نيز از آن آفريده شده‌اند، و مايه خلقت فاطمه عليهاالسلام يك سوم همان نور بوده است.

نوري نهفته در خزينه علم خدائي، نور قدس، نور جلال، نور كمال، و نور كبريائي الهي.

منقبت سوم:

فاطمه عليهاالسلام، همتاي پدر و همسر و فرزندانش، سبب آفرينش آسمان‌ها و زمين، بهشت و دوزخ، عرش و كرسي و فرشتگان، و انس و جن بوده است.

وجود مقدس زهرا سلام الله عليها، يكي از پنج تن است، همان كساني كه علت آفرينش جهان، و آدم و آدميان بوده‌اند، اگر آنها نبودند انبياء و اولياء، صديقين و شهداء، ملك و ملكوت زمين‌ها و آسمان‌ها، نار و نور، بهشت و دوزخ، و ساير مخلوقات جهان به وجود نمي‌آمدند. اگر حضرت زهرا سلام الله عليها نبود، اثري از آدم و اولاد آدم نبود، اگر او نبود موسي عليه السلام و عيسي عليه السلام و نوح عليه السلام و ابراهيم عليه السلام آفريده نمي‌شدند، اگر او نبود از اسلام و خداشناسي و توحيد خبري نبود.

منقبت چهارم:

نامگذاري زهرا عليهاالسلام است از طرف خداوند متعال، همانند اسم گذاري محمد صلي الله عليه و آله، و علي و حسن و حسين عليهم السلام، و همين مطلب دلالت دارد بر اين كه اين پنج نفر از خود هيچگونه اختياري ندارند، و تمام امورشان حتي انتخاب نامشان، مربوط به خداي متعال بوده، و به كسي در مورد آنان اجازه دخالت داده نشده است.

حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله هرگز مجاز نيست كه از جانب خود، فاطمه و حسن و حسين عليهم‌السلام را نامگذاري كند، همچنين در اسم گذاري علي ابن ابيطالب كه مولود كعبه و خانه زاد خداست، پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و ابوطالب را اختياري نيست.

منقبت پنجم:

«نام فاطمه عليهاالسلام از اسماء خداي تبارك و تعالي مشتق شده است، همانند نام پدر و همسر و فرزندانش.»

منقبت ششم:

توسل انبياء است به فاطمه عليهاالسلام و نام‌هاي او، همتاي پدر و همسر و فرزندانش، و تمسّك به اوست كه وسيله نجات انبياء و اوصياء و ساير افراد بشر از مشكلات بوده است.

«هر كس كه به او ايمان آورد، همانا رستگار شد، و هر كس به او اعتقاد نداشت به تحقيق هلاك گرديد.»

منقبت هفتم:

نام فاطمه عليهاالسلام، هم‌رديف پدر و همسر و فرزندانش، بر ساق عرش و درهاي بهشت نوشته شده است.

شگفتا...! اين چه مقام والائي است كه با وجود انبياء، اوصياء، مخلصون، و فرشتگان مقرب نام هيچ موجودي بر عرش الهي، آن پايتخت عظمت و جلال خدائي نگاشته نشده است، مگر اسامي مقدس پنج تن، كه زينت‌بخش تمام مراكز معنوي، و عالي‌ترين منازل اخروي است.

منقبت هشتم:

چنان كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام و فرزندان معصوم او ملجأ و مرجع توسل جميع انبياء بوده‌اند، بشر از آدم تا خاتم مأمور به توسل به حضرت صديقه زهرا عليهاالسلام بوده است.

از همان وقتي كه آدم عليه السلام آفريده شد، و براي استجابت دعا و رفع مشكلاتش توسل به پنج تن عليهم السلام و شفيع قرار دادن آنها در پيشگاه پروردگار بي‌همتا توسط جبرئيل به او آموخته شد تكليف بني آدم روشن گرديد.

انسان كه در جهاني پر از شدائد و مشكلات قدم مي‌نهد، دنيايي كه دائماً در آغوش امواج بلا و گرداب حوادث عظيمه است، رحمت بي‌كران الهي ايجاب مي‌كند كه دست آويزهاي محكم و عروة الوثقاي ناگسستني در اختيار اين بشر سرگردان قرار دهد تا در مسير ناهموار زندگانيش، اميد گاهي خداپسند، و پناهگاهي دور از گزند داشته باشد و با توسل و با تمسك و چنگ زدن به ريسمان رحمت واسعه الهي، فرزندان آدم نيز همانند حضرت آدم عليه السلام به ساحل نجات دست يابند.

اكنون با قلبي سرشار از خلوص، و اميدوار (همانگونه كه خداوند يكتا به پيامبرانش راه نجات را نشان داده است و به آنها طريق دعاي خدا پسند را آموخته است) و ما نيز به درگاه «الله» روي نياز مي‌آوريم، و وجود مقدس آبرومند زهرا عليهاالسلام را شفيع و راه گشا و واسطه فيض خدائي قرار مي‌دهيم و عرضه مي‌داريم:

يا فاطمة اغيثيني، يا فاطمة اغيثيني...

چنان كه به صلوات بر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام و زيارت آنان به عنوان يك فرمان الهي و امر اسلامي دستور داده شده است، عيناً به صلوات بر فاطمه عليهاالسلام و زيارتش تصريح و تأكيد گرديده است.

منقبت نهم:

هر فرد مسلمان و مؤمني كه با محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله بيعت كرده، و به او ايمان آورده، و رسالت و اطاعتش را پذيرفته، و آن حضرت را پيام آور از جانب خداي خود مي‌داند، و پيشوايانش علي عليه السلام و اولاد علي عليه السلام هستند، ناگزير حضرت زهرا سلام الله عليها «وليّه» او، رهنماي او، مرجع او، و در مشكلات (هماتند پدر و همسر و فرزندانش) دستاويز و پناهگاه اوست .

منقبت دهم:

اشتراك فاطمه عليهاالسلام با پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام و حسين عليه السلام در مقام عصمت و طهارت، كه او نيز عصمت الله و مورد خطاب آيه تطهير مي‌باشد.

منقبت يازدهم:

آن امانتي كه از جانب خداي تعالي بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه شد، و آنها زير بار آن امانت وزين (و مسئوليت سنگين) نرفته، و از قبولش امتناع نمودند ولي بشر آن را پذيرا شد، همانا ولايت پنج تن عليهم السلام بوده است، و وجود مقدس زهرا سلام الله عليها وليةالله و جزء امانت معروضه مي‌باشد.

منقبت دوازدهم:

فاطمه زهرا سلام الله عليها همسان با اميرالمؤمنين و حسنين عليهم السلام در فضيلت سوره «هل اتي» شريك و سهيم است.

منقبت سيزدهم:

اشتراك فاطمه سلام الله عليها با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود به مسجد پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و پاك بودنش در هر زمان و در هر حال.

منقبت چهاردهم:

(محدّثه) بودن فاطمه عليهاالسلام است، به اين معني كه فرشتگان با او سخن مي‌گفتند، و اين مقام از شئون اميرالمؤمنين عليه السلام و يازده اولاد معصوم اوست، و با وجود اين كه حضرت زهراعليهاالسلام منصب امامت نداشت، هم صحبت ملائك بوده است.

منقبت پانزدهم:

چنانكه رسول اكرم صلي الله عليه و آله به شيعيان و دوستان اميرالمؤمنين عليه السلام و يازده اولادش، مژده رستگاري داده است، در موارد بسيار به شيعيان و محبّان فاطمه عليهاالسلام نيز بشارت نجات و رهائي از عذاب داده است، و اين خود از شئون مخصوص صاحبان ولايت است.

منقبت شانزدهم:

فاطمه عليهاالسلام در هنگام ولادتش حورالعين و بانوان عالي‌مقامي را كه از جانب خداي متعال به نزد آن حضرت ارسال شده بودند كاملا ً مي‌شناخت، و قبل از سلام و احوالپرسي با ذكر نام، يك يك آنان را مخاطب قرار داد:

از اين مطلب معلوم مي‌شود كه ملاقات و آشنائي زهرا عليهاالسلام با آنان بي‌سابقه نبوده، و آن وجود مقدّس قبلاّ عوالمي را طي كرده است كه در مسير ملكوتي خويش آن فرستادگان آسماني را ديده و شناخته است، و بايد اين چنين باشد، زيرا مقام شامخ ولايت ايجاب مي‌كند كه هر ولي الله (يا وليّة الله) شيعيان خود را(با آگاهي خدادادش) يك يك بشناسد.

منقبت هفدهم:

رسول اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: در روز قيامت، من دست به دامان جبرئيل مي‌شوم (گويا مقصود پيامبر صلي الله عليه و آله اين باشد كه جبرئيل نماينده خداي متعال است و من متمسّك به دامان رحمت الهي هستم)، سپس در ادامه سخن چنين مي‌فرمايد: دخترم زهرا عليهاالسلام دست به دامان من، و علي بن ابي طالب متمسّك به فاطمه عليهاالسلام است، و يازده فرزندش دست به دامان علي عليه السلام هستند.

منقبت هجدهم:

سخن گفتن فاطمه عليهاالسلام با مادرش، آنگاه كه در رحم مادر بود، و او را به شكيبائي دعوت مي‌فرمود، و اين خود از نشانه‌هاي مقام ولايت مي‌باشد.

منقبت نوزدهم:

حضرت صديقه زهرا سلام الله عليها نيز همانند اميرالمؤمنين عليه السلام و فرزندان معصومش، در هنگام ولادت لب به شهادتين گشوده است، و اين خود از شئون مخصوص صاحبان ولايت است.

منقبت بيستم:

اشتراك فاطمه عليهاالسلام با پدر و همسر و فرزندانش در علم به آنچه در گذشته واقع شده است و آنچه در آينده به وقوع خواهد پيوست، و آنچه تا روز قيامت واقع شدني نيست و اين دانش نيز مخصوص اولياء خداست و دارا بودن چنين علمي از نشانه‌هاي مقام ولايت مي‌باشد.

منقبت بيست و يكم:

فاطمه عليهاالسلام همانند ائمه اطهار عليه السلام مبارك و با طهارت و پاك و پاكيزه از مادر تولد يافته است.

منقبت بيست و دوم:

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با كمال صراحت مي‌فرمايد: خداي تبارك و تعالي يك بار بر زمين نظر افكند و از اولين و آخرين مرا برگزيد، و دفعه دوّم علي عليه السلام را، و در سومين نظر، اولاد معصوم او را، و در چهارمين بار زهرا عليهاالسلام را از ميان جميع زنان عالم از اولين و آخرين انتخاب فرمود.

پس همانگونه كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مصطفي است، و چنان كه علي عليه السلام مرتضي است، و همان سان كه حسن عليه السلام و حسين عليه السلام برگزيده و مختارند، زهرا سلام الله عليها(همتاي آنان) مصطفاة، مرتضاة، مختاره و برگزيده خداوند تبارك و تعالي است.

منقبت بيست و سوم:

هنگام ولادت فاطمه عليهاالسلام، نور او تمام خانه‌هاي مكه، و شرق و غرب را فراگرفت چنان كه در تولد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نيز تمام جهان از نور مباركش روشن شد، گويي با نور افشاني اين موجود مقدس، خداي تعالي به اهل آسمان و زمين، به فرشتگان و تمام مخلوقات اعلام مي‌فرمايد: اينك تولد يافت، آن بشري كه نور جهانيان از اوست، و سبب خلقت عالميان و علت آفرينش تمام مخلوقات بوده است، آن وجود مقدسي كه باعث شد موجودات از ظلمات عدم به عالم نور و ظهور چشم گشايند و به لباس آفرينش مزّين گردند.

منقبت بيست و چهارم:

در آن هنگام كه حضرت زهرا سلام الله عليها از جانب خديجه عليهاالسلام ولادت يافت، فرشتگان ميلاد او را به يكديگر بشارت مي‌دادند و تهنيت مي‌گفتند، چنان كه در تولد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و ائمه اطهار نيز ملائك مقدم مباركشان را به يكديگر مژده مي‌دادند، و بايد اين چنين باشد، زيرا فاطمه عليهاالسلام يكي از اسباب آفرينش و علت العلل بوده است، و فرشتگان نيز همانند ساير موجودات در سايه خلقت او و از يمن وجودش آفريده شده‌اند.

منقبت بيست و پنجم:

حبّ فاطمه عليهاالسلام همانند حبّ همسر و فرزندان معصومش (كه اجر رسالت خاتم الانبياء است) بر همگان واجب است حتي به رسول خدا صلي الله عليه و آله .

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: خداي تعالي مرا به دوستي اين چهار نفر فرمان داده است: علي عليه‌السلام، فاطمه عليهاالسلام، حسن عليه السلام، حسين عليه السلام.

البته وجوب دوستي و محبت آنان نيز به اين جهت است كه آن چهار نفر داماد و دختر و فرزندان پيامبرند بلكه رسول خدا نيز همانند ساير بندگان مؤمن، بايد معتقد و معترف به مقام ولايت فاطمه عليهاالسلام بوده و به اين امر شهادت دهد.

منقبت بيست و ششم:

اشتراك زهرا سلام الله عليها و هم‌رديف و هم‌درجه بودن اوست با پدر و همسر و فرزندانش در قبّة الوسيله يا درجة الوسيله بهشت، آنجا كه پايتخت(عظمت) حضرت حق تبارك و تعالي است و جز پنج تن عليهم السلام از انبياء و اولياء و مرسلين و صالحين و فرشتگان مقرّب كسي را به آن مقام والا راه نيست.

منقبت بيست و هفتم:

اشتراك فاطمه عليهاالسلام با پدر و همسر و فرزندانش در قبه‌اي از نور كه زير عرش بر پا مي‌شود و جز پنج تن عليهم السلام كسي را به آن رتبه والا راه نيست، و اين مقام غير از «درجة الوسيله» است كه قبلاً بيان شد.

منقبت بيست و هشتم:

ورود پنج تن عليهم السلام به بهشت قبل از همه، در حالي كه فاطمه عليهاالسلام در پيشاپيش پدر و همسر و فرزندانش، نخستين كسي است كه وارد بهشت مي‌شود.

منقبت بيست و نهم:

فاطمه سلام الله عليها يكي از كلماتي است كه حضرت آدم عليه السلام فراگرفت، و حضرت ابراهيم نيز با همان كلمات امتحان شد، يعني با كلمات: محمّد، علي، فاطمه، حسن، و حسين عليهم السلام.

منقبت سي‌ام:

فاطمه عليهاالسلام يكي از افرادي است كه آيه مباهله در شأن آنها نازل شده است و آن وجود مقدّس، بين چهار معصوم قرار گرفته است يعني انفسنا (محمّد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام) و ابنائنا (حسن عليه السلام و حسين عليه السلام).

منقبت سي و يكم:

سني و شيعه در اين موضوع متفّق‌القول و هم عقيده هستند: احكامي كه در اسلام در مورد محبت و يا عداوت، صلح و يا جنگ، دشنام دادن و يا اذيت كردن نسبت به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله جاري است، عيناً نسبت به زهرا سلام الله عليها نيز معتبر و واجب الاجراست، يعني اگر كسي نسبت به رسول خدا صلي الله عليه و آله دشمني ورزد و يا آن حضرت را بيازارد، و يا دشنام دهد چنان كه مجازاتش حدّ زدن بر او و يا كشتن او، و يا موجب كفر اوست، عيناً در اين موارد حضرت زهرا عليهاالسلام با پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله يكسان و برابر است.

منقبت سي و دوم:

همتا بودن فاطمه عليهاالسلام با علي عليه السلام در صفات و ارزش‌هاي معنوي.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: اگر فاطمه عليهاالسلام آفريده نمي‌شد، هرگز براي علي عليه السلام همتائي وجود نداشت، همچنين اگر علي عليه السلام خلق نمي‌شد، فاطمه را در جهان نظير و مانندي نبود، سپس براي روشن شدن مطلب، و رفع اين اشتباه احتمالي كه مبادا تصوّر شود مقصود پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله اين بوده است: ديگران كه خواستار همسري با فاطمه عليهاالسلام شدند، كفو و هم شأن او نبودند، رسول خدا صلي الله عليه و آله تصريح مي‌فرمايند، نه تنها فاطمه عليهاالسلام را در زمان حاضر جز علي عليه السلام نظير و مانندي نيست، بلكه از آدم و اولاد آدم (يعني انبياء «جز پيامبر اسلام»، اوصياء، اولياء، صدّيقون، علماء و حكماء) هرگز كسي همتاي زهرا عليهاالسلام نيست، و تنها علي عليه السلام است كه كفو و همانند اوست، علي عليه السلام كه چون فاطمه عليهاالسلام بي‌نظير است، و بشري در ملكات فاضله و مقامات عاليه برابر او نيست، و اين دو وجود مقدس در اين منقبت به طور يكسان شريكند.

اگر به جز اين فرمايش از جانب پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله تصريحي در اين مورد در دسترس ما نبود (با اين كه وجود دارد)، همين حديث شريف براي اثبات برتري حضرت صدّيقه زهرا عليهاالسلام بر جميع انبياء (جز پدر بزرگوارش)، كافي بود.

منقبت سي و سوم:

بزرگترين مقام شفاعت را در روز قيامت حضرت صديقه زهرا سلام الله عليها همسان با پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام حائز مي‌باشد، بلكه مي‌توان گفت آن حضرت را در اين رتبه و مقام امتيازاتي است مخصوص به خود و بي‌نظير.

بزرگداشت تشريف فرمائي ايشان به محشر و پيشگاه عرش الهي به نحوي است كه تمام توجهات به سوي آن وجود مقدس معطوف خواهد شد، و امام سلام الله عليه در اين باره مي‌فرمايد: مقام شامخ حضرت صديقه زهرا عليهاالسلام در روز قيامت چنان است كه حتي از نظر يك نفر هم پنهان نمي‌ماند.

حكما و دانشمندان چنين فتوا داده‌اند كه هر كس پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و يا علي عليه السلام را دشمن بدارد كافر است، فاطمه عليهاالسلام نيز در اين مورد با پدر و همسرش شريك است و مشمول اين حكم مي‌شود، حال چگونه ممكن است بشري صاحب مقام ولايت نباشد، و دشمني با او موجب كفر گردد؟

منقبت سي و چهارم:

در روز قيامت منبري از نور بر پا مي‌شود كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بر آن جلوس مي‌نمايد، در حالي كه جبرئيل و انبياء و اولياء گرد آمده‌اند خداوند تبارك و تعالي مقام و منزلت زهرا سلام الله عليها و پدر و همسر و فرزندان معصومش را به اهل محشر معرفي مي‌فرمايد، و هنگام ورود فاطمه عليهاالسلام به صحنه محشر از جانب حضرت حق تبارك و تعالي ندا مي‌شود:

اي اهل محشر نگاهتان را فرو افكنيد، تا فاطمه عليهاالسلام عبور نمايد...

منقبت سي و پنجم:

چنان كه برتري رسول اكرم صلي الله عليه و آله بر انبيا و مرسلين و ملائكه، با تفحّص و تحقيق در روايات معتبر، ثابت شده است، به همان طريق افضليت زهرا سلام الله عليها نيز بر جميع مخلوقات از انس و جن و ملك، منصوص و مسلم است.

اين چهل منقبت فاطمه عليهاالسلام، خلاصه پانزده موضوع كتاب است، كه با آيات قرآن، و روايات معتبر مربوطه و با ذكر اسناد بسيار و مدارك اطمينان بخش، آنها را قبلاً به طور تفصيل بيان كرده بوديم.

اگر بخواهيم با قلبي حقيقت جو، منصفانه قضاوت نمائيم، يقيناً درمي‌يابيم، كه اين چهل منقبت از شئون مخصوص صاحبان ولايت، و لازم و ملزوم يكديگرند، مناقبي كه مبناي آنها آيات انكار ناپذير كلام الله، و گفتار معصومين دل آگاه است. بشري كه خداوند يكتا او را به اقتضاي حكمتش از ابتداء خلقت جهان تا برچيده شدن بساط آن، در كنار سفره رحمت خويش نشانده، و او را در مراحل مختلف و مواقف بسيار سير داده است، منزلت والاي اين بانوي بانوان و خاتون دو جهان، در عالم اظلّه‌اش، در عالم ميثاقش، در عالم خلقتش، در عالم علوي و سفلي‌اش، در عالم رحم مادرش، در ولادت و روز قيامت و محشرش، در ورود به جنّتش، همه و همه، حاكي از مقام ولايت اعلاي «ولية الّهي» اوست.

هرگز معقول نيست كه موجودي داراي مقام ولايت كبري نباشد، ولي علت آفرينش بوده، و اعتقاد به قدر و مرتبه خداداد او از شرايط ايمان به شمار آيد و وجود مقدسش با پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در مناقب چهل‌گانه مذكور به طور همسان شريك و سهيم باشد.

اما قسمت دوم مناقب زهرا سلام الله عليها، احاديثي است كه مربوط و مخصوص است به خود آن حضرت، درباره مكارم اخلاقش، زهدش، عبادتش، ايثارش، پرورش فرزندانش شوهرداريش، نگاهداري از پدرش، و كمالات و فضايل بي‌شمار ديگرش، كه در كتب شيعه و سني مسطور است، كه در اينجا مورد بحث و بررسي ما نيست.

خداوند تعالي به حق محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله ما را در سايه ولايت حضرت صديقه زهرا عليهاالسلام محشور نمايد، و دستمان را در دامان ولاي اين خاتون دو جهان كوتاه نفرمايد، و از مؤمنين به رسول اكرم صلي الله عليه و آله و اولاد معصومش قرار دهد.

منبع:

نقل از كتاب: فاطمة الزهراء

گفتار: علامه اميني

به كوشش حبيب چايچيان

صص 107 تا 119.

 

چهارشنبه 13/4/1386 - 7:17
پسندیدم 0
UserName