مرورى بر كتاب «فصّ حكمةٍ عصمتيّةٍ فى كلمةٍ فاطميّة»
توسط : حامد...
 

مرورى بر كتاب «فصّ حكمةٍ عصمتيّةٍ فى كلمةٍ فاطميّة»

علاّمه حسن‏زاده آملى

محمدجواد رودگر(1)

اشاره

نوشتار حاضر مرورى بر رساله عرفانى ـ معنوى «فصّ حكمة عصمتيّة فى كلمةٍ فاطميّه» اثر استاد حسن حسن‏زاده آملى است كه به وزان و روش فصوص الحكم ابن عربى و به منظور تتمّه و تكميل آن به رشته تحرير درآمده است. اين رساله 22 موضوع را شامل مى‏شود كه حضرت استاد آن را در 19 فصل شرح كرده‏اند.

در رساله ياد شده با روش تركيبى عقل، نقل و كشف (برهان، عرفان و قرآن)، به ابعاد و زواياى شخصيت اسرارآميز و در عين حال، همه‏جانبه انسان كامل و معصومى همچون فاطمه زهرا عليهاالسلام ، كه بنيه محمّدى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و بقيّه نبوّت و رسالت حضرت ختمى مرتبت صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و مظهر تام ليلة‏القدر و «امّ ابيها» و «امّ الائمه» و كوثر آفرينش است، پرداخته شده است.

مقدّمه

حضرت آية‏اللّه علاّمه حسن حسن‏زاده آملى، حكيم متألّه، عالم ربّانى، عارف صمدانى، صاحب مقامات بلند علمى و فتوحات غيبى و عملى، كه دريايى از حكمت عقلى و شهودى و مصداق بارز وحدت برهان، عرفان و قرآن و علاّمه ذوفنون است و در فقه، فلسفه، اخلاق، عرفان، حكمت دينى، كلام، رياضيات، نجوم، ادبيات عربى و فارسى، طبيعيات، طب قديم، علوم غريبه و باطنى صاحب كتب، رسائل تعليقه، تصحيح، شرح و تأليفات متنوّع و فراوانى است، يادآور حكيمان جامعى همچون فارابى، بوعلى، خواجه نصيرالدين طوسى، سيدحيدر آملى، صدرالمتألّهين شيرازى، علاّمه ميرزا ابوالحسن شعرانى، علاّمه سيدمحمّدحسين طباطبائى رحمه‏الله و آيينه وجودى شخصيت جامع الابعاد آن شاگردان مكتب قرآن و عترت طاهره عليهم‏السلام است، ضمن شرح كتب قيّم عرفانى، از جمله فصوص الحكم محيى الدين بن عربى و تعليقه بر برخى شروح مربوط به آن كتاب معرفتى، همچون تصحيح و شرح فصوص الحكم خوارزمى، از منظر درك و درد عميق دينى و انگيزه، انديشه، بينش و گرايش ولايى خود مرقوم داشته‏اند: «عرفان بى‏ولايت چنان است كه گويى عقل بى‏درايت.»(2) از اين‏رو، به نوشتن «صحيفه نور»(3) موسوم به فصّ حكمة عصمتيّة فى كلمةٍ فاطميّه اهتمام ورزيده و آن را به عنوان تتمّة و فصّ بيست و هشتم فصوص شيخ اكبر قرار داده‏اند(4) كه در حقيقت، نور و فروغ ويژه‏اى بر فصوص الحكم تابانده و خورشيد ولايت را از شرق حكمت و معرفت فصوص ابن عربى طالع گردانده و خلأ بسيار عميقِ آن را پر كرده و پوشانده‏اند و اين «رزق كريم» و روزى معنوى «مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِب» (طلاق: 3) را فراروى عقول و قلوب پاك و جان‏هاى شيفته و تشنه اصحاب حكمت و ارباب معرفت و دردمندان ولايت و رندان تشنه لب قرار داده تا ولايت‏شناسى و ولى‏شناسى صورت ديگرى به خود بگيرد و از سرشت و شاكله يادگار رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و مصداق بارز ليلة‏القدر، قرآن ناطق، كلمه تامّه الهيّه، صراط مستقيم، وجه رب، اسم اعظم الهى، خليفه خدا، صاحب ولايت الهيّه، حبل متين و عروه وثيق الهى، صاحب نبوّت تعريفى و وحى تسديرى و مقامات حيرت‏انگيز و رازمند و فرازمند علمى و عملى انسان كامل و مكمّل همچون صديقه طاهره، فاطمه زهرا عليهاالسلام در اين رساله قيّم و غنى سخن سديد و قول ثقيل و ثمين به ميان آورد و گوشه‏هاى ناگفته و ناشناخته‏اى از سيماى سينايى و دلرباى پاره تن و ميوه دل خاتم الانبياء، عقل كل و هادى سُبُل «وَدَاعِيا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجا مُّنِيرا»(احزاب: 46) را متجلّى سازد كه طىّ چند قسمت عرضه مى‏داريم:

انگيزه و خاستگاه تأليف رساله

استاد خود در تبيين انگيزه‏شان مرقوم داشته‏اند: اين علق نفيس به نام فصّ حكمة عصمتيّة فى كلمةٍ فاطميّه به عنوان مستدرك و متمّم كتاب مستطاب فصوص الحكم شيخ اكبر محيى‏الدين طائى حاتمى را در 22 فصل به رشته تحرير درآورده و آن‏گاه آن را در نوزده فصل شرح كرده‏ام.(5) و آن را با هدف تبيين، تحليل و توصيف مقامات معرفتى ـ معنويتى ريحانه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بر اساس آيات، روايات و نقل كلمات حضرت زهرا عليهاالسلام ـ آن هم بخشى از منقبت‏هاى آن جناب ـ نوشته‏ام.(6)

ايشان در انگيزه و وجه تسميه رساله ياد شده مرقوم نگاشته‏اند: انگيزه من بر تدوين اين صحيفه مكرّمه، القائى سبّوحى بود كه روزى بر يكى از شاگردان ما شد. وى كه حايز منقبت علم و عمل است، هنگامى كه تدريس ما در كتاب فصوص الحكم شيخ اكبر به «فص عيسوى» رسيد، در يك توجه روحانى، عنوان اين صحيفه نورى به اين عبارت «فصُّ حكمةٍ عصمتيّةٍ فى كلمةٍ فاطميةٍ» از قلبش بر زبانش جارى شد. از اين عنوان خيلى خوشم آمد، در روع من دميده شد و در بيان آن مطالبى را القا كرديم كه آن را به شما هديه كرديم و آن را در بيان اين فص نگاشتيم، و اين را تتمه فصوص الحكم قرار داديم.(7)

استاد سپس نوشته‏اند: فصوص الحكم ابن عربى مشتمل بر 27 فصّ است و هر فصّ آن به نام يكى از انسان‏هاى كامل، كه از آن به «كلمه» تعبير شده و در هر فصّ، سلطان و محور بحثْ يكى از امّهات مسائل مهم قرآنى و اصول معارف اصيل عرفانى انسان‏ساز است؛ مثلاً، در «فصّ آدمى» از وجوب خليفة‏اللّه و انسان كامل و در «فصّ شيثى» از عطايا و منح و هبات، در «فصّ اسماعيلى» از خلود عذاب و اقسام جنّت و نار و احوال نفوس در برازخ و قيامت، در «فصّ يعقوبى» از دين، در «فصّ يوسفى» از نوم و خيال و تمثّل و عالم مثال و در «فصّ محمّدى» از فرديت، نام 25 نفر از پيغمبران مذكور در قرآن آمده است، غير از يسع و ذوالكفل كه در قرآن آمده و فصوص ابن عربى از آن‏ها نامى نبرده، و به چهار شخص ديگر كه عبارتند از: شيث، عزير، لقمان و خالد نيز فصّى از فصوص اختصاص يافته است.(8)

ايشان آن‏گاه نوشته‏اند: در دوره‏هاى تعليم و تدريس فصوص‏الحكم، همواره اين خاطره به من روى مى‏آورد كه چرا در اين كتاب، فصّى به نام يكى از زنان نادره دوران مانند مظهر ايمان و احسن منازل قرآن، حضرت عصمة‏الله الكبرى فاطمه بنت خاتم الانبياء صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، و يا حضرت مريم بنت عمران عليه‏السلام منصوص در چند آيت قرآن اختصاص نيافته و آن را از آدم تا خاتم در 27 فصّ، فقط به مردان اختصاص داده است؟! و چرا تأسّى به قرآن كريم نشده است كه خداوند سبحان در مورد انبيا، تنى چند از پيامبران را نام برده و پس از آن فرموده است: «وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا» (انبياء: 91)، علاوه بر اينكه يك سوره قرآن كريم به نام حضرت مريم است كه سوره «كهيعص» است؟ ...(9) پس انگيزه‏هاى تدوين رساله و صحيفه نورى ياد شده عبارتند از:

1. تتميم و تكميل فصوص الحكم ابن عربى از 27 فصّ به 28 فصّ، آن هم به نام انسان كامل و مظهر ايمان و احسن منازل قرآن فاطمه زهرا عليهاالسلام .

2. تبيين مقامات ناشناخته، ناگفته و نانوشته فاطمه زهرا عليهاالسلام و شرح آن بر اساس آيات قرآن كريم و احاديث و روايات منقول از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‏السلام و بيانات خود حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام .

خاستگاه تدوين رساله توجه قرآن كريم در طرح شخصيت حضرت مريم عليهاالسلام و فاطمه زهرا عليهاالسلام و دغدغه‏هاى درونى و ولائى استاد علاّمه و القاى قدسى و بارقه ملكوتى «فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميّه» به يكى از شاگردان و اوتاد حلقه درس و بحث دوره تدريس فصوص الحكم ايشان در آمل بوده است(10) كه آن را براى كنگره بين‏المللى تجليل و تكريم از عصمة‏الله الكبرى صديقه طاهره فاطمه زهرا عليهاالسلام تدوين كردند كه به امر حضرت آية‏الله خامنه‏اى كبير ـ متّع الله الاسلام والمسلمين بطول بقائه الشريف ـ برگزار شد و آن را به آن رهبر عظيم‏الشأن، كه ايشان را مصداق بارز «نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء» (انعام: 83) دانسته‏اند، اهدا كردند.(11)

فصول و محتواى رساله (موضوع‏شناسى رساله)

چنان‏كه استاد مرقوم داشته‏اند، اين رساله در 22 موضوع به رشته تحرير درآمده(12) كه حضرت علاّمه خود آن را در نوزده فصل شرح كرده‏اند.(13) اين كتاب ابتدا براى «كنگره بين‏المللى تجليل و تكريم از شخصيت فاطمه زهرا عليهاالسلام » ارسال و سپس به صورت‏هاى گوناگون منتشر شده است.(14) اينك موضوعات رساله نوريه:

1. مظهر عقل كل على عليه‏السلام ، و مظهر نفس كل فاطمة زهرا عليهاالسلام ؛(15)

2. سريان و جريان نكاح در مراتب وجود به محور «حركت قدسى حبّى» كه نكاح پنج نوع بوده و موجب پيدايش عوالم معنوى، روحى، نفسى و مثالى و حسّى با همه اختلاف صورى كه دارند، شده است كه به صورت ذيل مى‏باشد:

الف. نكاح اول: توجه ذاتى الهى از حيث اسماء، نخستين اصلى است كه مفتاح غيب هويّت الهى و حضرت كونى مى‏باشد؛

ب. نكاح دوم: نكاح اجتماع اسمائى براى ايجاد ارواح؛ يعنى عالم عقول مفارق و صور آن‏ها در نفس رحمانى؛

ج. نكاح سوم: اجتماع ارواح نورى براى ايجاد عالم اجساد طبيعى و عنصرى؛

د. نكاح چهارم: نكاح اجتماعات ديگر است كه منبع مواريث ثلاث معدن و نبات و حيوان و لواحق آن‏هاست.

ه . نكاح پنجم: مختص كون جامع يعنى «انسان كامل» مى‏باشد كه مجمع دو درياى «غيب» و «شهادت» است.(16)

3. عين و علم مبتنى بر تثليث‏اند و پيدايش هر يك از آن‏ها مبتنى بر نكاح سارى در وجود.(17)

4. انسان كامل ثمره شجره وجود است؛(18) يعنى انسان كامل غايت دو حركت ايجادى و وجودى است.

5. انسان كامل اگر مرد باشد مظهر و صورت عقل كل است، و اگر زن باشد مظهر، و صورت نفس كل و سخن او «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ» (الرحمن: 19) و حديث نبوى «اُمّ ابيها»(19) بر همين روال و مدار حقيقى و تفسير انفسى قابل فهم و ادراك است.(20)

6. در مكانت و منزلت رَحِم و صله رَحِم، كه «رَحِم» مشتق از اسم اعظم الهى «الرحمن» است كه تعيّن روح انسانى و صورت مظهر اتمّ الهى در اين كارخانه محيّرالعقول پديد مى‏آيد.(21)

7. عصمت فاطمه عليهاالسلام دختر خاتم الانبياء صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ؛(22)

8. چون فاطمه زهرا عليهاالسلام صاحب عصمت بود، كفو او نيز بايد صاحب عصمت باشد؛ چه اينكه نكاح بر كفائت است و مرد غيرمعصوم را بر زن صاحب عصمت راهى نيست.(23)

9. آل عبا و اصحاب كسا عليهم‏السلام ناظر به آيه مباهله قرآن كريم هستند و آيه مباهله بر تفصيل فاطمه معصومه عليهاالسلام (اُمّ ابيها و اُمّ الائمه) بر همه زنان عالم دارد.(24)

10. هر يك از پنج تن آل عبا عليه‏السلام خامس اصحاب كسا هستند.(25)

11. مصاديقى از خمس و مراتب آن كه از دايره ابجدى و دلالت بر دو قوس نزول و صعود حضرات خمس از لاهوت، جبروت، ملكوت، كون جامع و انواع قيامت و ساعت كه شامل هر آن و ساعت، موت طبيعى، موت ارادى، موت موعود و قيامت كبراست كه براى عارفان موحّد از فناء فى الله و بقاء بالله حاصل مى‏شود، تا عرش‏هاى پنج گانه: عرش حيات، عرش هويّت، عرش رحمانيت، عرش عظيم، و عرش كريم و مجيد، و انواع پنج‏گانه قلب نفسى ـ حقيقى متولّد از مشيمه جميعت نفس، قلب متولّد از مشيمه روح، قلب قابل تجلّى وجودىِ باطنى، قلب جامع مسخّر بين حضرتين ـ حضرتين دو اسم ظاهر و باطن ـ و قلب احدى جمعى كه قلب احدى جمعى محمّدى است، تا حقايق پنج‏گانه و قيام صديقه طاهره در «حديث كساء» را در اين فصل مورد بحث تفصيلى قرار داده‏اند.

12. حضرت فاطمه مصعومه عليهاالسلام «ليلة القدر» و «يوم الله» است، و از منازل سير حبّى وجودى در قوس نزولى، به «ليل و ليالى» و در قوس صعودى، به «يوم و ايّام» تعبير مى‏كنند و به همين دليل، حضرت زهرا عليهاالسلام ، هم «ليلة القدر» است و هم «يوم‏الله» و يازده قرآن ناطق از اين ليلة القدر فرود آمده و آن جناب امّ الائمّه است؛ چنان‏كه انسان كامل كتاب الله و حضرت فاطمه عليهاالسلام «امّ الكتاب».(26)

13. در بيان مراتب ليلة القدر است كه ليلة القدر بنيه انسان كامل و سينه خاتم است و قرآن در آن و به سوى آن فرود آمد و قابل و حامل آن است.(27)

14. بيان «قرآن انزالى» و «قرآن تنزيلى» و تفسير انفسى قرآن كريم و اينكه فاطمه عليهاالسلام قرآن‏شناس و مفسّر قرآن است.(28)

15. خلق را ياراى ادراك مقام علمى و عملى فاطمه زهرا عليهاالسلام نيست و معرفت به كنه شخصيت فاطمه عليهاالسلام ميسور احدى نمى‏باشد كه آن انسان كامل را بايد انسان كامل بشناسد و بشناساند.(29)

16. انسان كامل كون جامع و صاحب مقام قلب است؛ چه اينكه غيب بر وى تجلّى نمايد و سرّ بر وى كشف شود و حقايق امور بر او ظهور كنند و متحقق گردند؛ زيرا مرتبه قلبى ولادت دوم است و فاطمه زهرا عليهاالسلام درّه توحيد، وديعه مصطفى، ليلة القدر، يوم الله و صاحب قلب است.(30)

17. فاطمه زهرا عليهاالسلام كون جامع و اسمى از اسماء الهى و كلمه‏اى از كلمات علياى خداوند و عقيله رسالت است.

18. فاطمه عليهاالسلام از زمره آل پيامبر و اهل‏بيت و از ذوى‏القربى عليهم‏السلام است كه جايگاه سرّ و صندوق دانش و ملجأ حكم و كهف‏هاى كتاب خدا و كوه‏هاى دين حق‏اند و اساس دين و استوانه يقين و واجد ويژگى‏هاى حق ولايت.

19. فاطمه عليهاالسلام صاحب مقام نبوّت تعريفى، مقامى، استعدادى و شأنى و وحى انبائى است. پس صاحب علم لدنّى و اسرار الهى و معرفت ناب و حكمت موهوب و افاضه‏ها و از واصلان به مقام «احسان» مى‏باشد كه مقام كشف، شهود و عيان است. «احسان» داراى مراتب سه‏گانه است، از نظر به موجودات بر افق رحمت و شفقت و احسان به هر چيزى، تا عبادت به حضور تام كه گويا عابد پروردگارش را مشاهده مى‏نمايد، و تا مرتبه سوم كه رفع كَاَنَّ است؛ به اين معنا كه او را مى‏بيند و مى‏پرستد.

20. انسان اعتلايافته و نفس ناطقه‏اى كه مستعد شده باشد در حدّ سعه وجودى‏اش حقايق ملك و ملكوت در او متمثل مى‏گردند.

21. وحى الهى داراى مراتب متفاوتى است كه فاطمه زهرا عليهاالسلام صاحب وحى تعريفى و انبائى است و اخبار جبرئيل به حضرت زهرا عليهاالسلام و محدّثه بودن آن جناب امرى مبرهن و مطابق با شأن و شاكله استعلا يافته و به فعليت رسيده آن حضرت مى‏باشد.(31)

22. در اتحاد علم و عالم و معلوم و انسان قرآنى و درجات جنّت است كه موضوع اول «فصّ حكمةٍ عصمتيّةٍ فى كلمةٍ فاطميّة» در خلق ازواج، و موضوع پايانى آن در بيان گوهر علم است كه نور نفس ناطقه انسانى و امام عمل مى‏باشد و علم و عمل جوهر انسان‏سازند و انسان تعالى يافته و كامل به علم و عمل مزيّن و خود، عين علم و عمل است و درجات قرآنى در وجود او پياده شده‏اند و او به جنّت ذات، جنّت وصال و قرب و لقا راه يافته است. و حضرت فاطمه عليهاالسلام راه يافته به مقام جنّت ذات و ديدار محبوب و لقاى ربّ است و خود، وجه رب و مظهر اسماء جمال و جلال الهى و قرآن ناطق.(32)

مقامات صديقه طاهره عليهاالسلام در «فصّ فاطميه»

استاد علاّمه در رساله قدسيه نوريه و صحيفه مطهّره و مكرّمه موسوم به فصّ حكمةٍ عصمتيّةٍ فى كلمةٍ فاطميّه، آفاق گسترده و نوينى از شاكله و شخصيت صديقه طاهره عليهاالسلام گشوده‏اند كه مستند و مستفيد از آيات قرآن و تفسير انفسى و تأويل كتاب قويم الهى و احاديث و روايات صادر شده از زبان صدق حضرت معصوم عليه‏السلام است و برگرفته از منشآت وجودى حضرت زهرا عليهاالسلام در قالب خطبه‏ها، ادعيه، نيايش‏ها و احاديث، و ما از باب تلخيص و استخراج و اصطياد رموز اسرار و اشارات صحيفه ياد شده، به گوهرها و جواهر اوصاف وجودى و نعوت ذاتى فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏پردازيم كه عبارتند از:(33)

1. انسان كامل، خليفه الهى و حجت بالغه حقّ؛

2. مظهر نفس كل كه دربردارنده ملك و ملكوت، غيب و شهادت و قوس نزول و صعود هستى است.

3. ميوه درخت وجود است كه غايت حركت ايجادى و وجودى مى‏باشد. پس او شجره طيّبه‏اى است در هر زمان و مكان، ميوه‏هاى شيرين و دل‏نشينى دارد و مايه بركت و خير كثير، بلكه «كوثر» است.

4. حقيقت امّ الكتاب و مصداق «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَان»(الرحمن: 19) است.

5. مطلع انوار علوى، مشكات ولايت و وعاء معرفت است.

6. ام الائمّه و امّ ابيهاست.

7. صاحب عصمت كبراست؛ جوهر قدسى و صاحب قوّت نوريه ملكوتى.

8. داراى همسرى است معصوم، انسان كامل، صاحب مقام ولايت كلّيه و امامت حقيقيه و حجت تام و كامل حق و نقش رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، و اگر على عليه‏السلام نبود كفوى براى فاطمه عليهاالسلام نبود.

9. مصداق آياتى همچون مباهله، تطهير، مودّت، هل اتى و مقرّبين است.

10. مقصود هستى و غايت آفرينش است كه هستى و آفرينش به طفيل وجود او ظهور يافت.

11. «ليلة القدر» و «يوم الله» و جامع جميع حقايق وجودى و كمالى است.

12. قرآن ناطق، مفسّر حقيقى قرآن و از مصاديق اتمّ و اجمل راسخان در علم و تأويل‏شناسان است.

13. بنيه و سينه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، پاره تن و ميوه دل پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است.

14. فاطمه عليهاالسلام ذات و مقامات معرفتى ـ معنويتى دارد كه غير از انسان كامل كسى را ياراى شناخت و ادراك حقايق نورى و قدسى وجود آن گوهر آفرينش و كوثر هستى نيست.

15. صاحب قيام ولايت الهيّه و نبوّت مقاميه و تعريفيه است.

16. كلمه تامّه حق، وجه رب، صراط مستقيم الهى و حبل متين خداى سبحان است.

17. مظهر جامع اسماء حسناى حق و جامع اسماء جمال و جلال خداى سبحان است.

18. صاحب قلب و مقام «احسان» و شهود ربّ است.

19. جامع قرآن انزالى و تنزيلى است.

20. صاحب معرفت ناب، حكمت زلال و علوم لدنّى و افاضى الهى است.

21. محدَّثه و محدِّثه است.

22. سيده نساء عالمين از اولين تا آخرين است.

23. صاحب وحى انبائى و سديدى و مخاطب جبرئيل امين عليه‏السلام و صاحب صحيفه فاطميّه است كه علم ما كان، ما يكون و هو كائن در آن درج شده و اينك در دست با كفايت بقية‏الله الاعظم (عج) است.

24. مخاطب به خطاب «يا ايّتها النفسُ المطئنّة ...» (فجر: 30ـ31) و داراى مقام جنّت ذات و لقاى ربّ و وصال محبوب است.

25. مظهر علم و عمل الهى و ايمان و عمل صالح و اسوه كمال وجودى در ساحت علمى و عينى است.

26. اساس دين، عماد يقين، كهف قرآن كريم و موضع سرّ الهى و دارنده خصايص حقّ ولايت است.

27. محور آل كسا و خامس آل عباست.

28. وديعه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و انسيه حورا است.

29. عالم به غيب سماوات و ارض و ملك و ملكوت است.

30. بدان دليل «فاطمه» ناميده شد كه خلق از ادراك و معرفت ذات و هويّتش محرومند و فرمود: «اِنّما سُمّيت فاطمة لانَّ الخلقَ فُطِموا عَن معرفتِها.»(34) پس: الفاطمةُ ما الفاطمةُ و ما ادريكَ ما الفاطمةُ؟!

نتيجه‏گيرى

رساله قدسيه و نوريه فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميّه با هدف تتميم فصوص الحكم شيخ اكبر و انگيزه تبيين ابعاد وجودى و شخصيت حقيقى صديقه طاهره فاطمه زهرا عليهاالسلام و مقامات بلند و رفيع علمى و عملى آن يادگار و وديعه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به رشته تحرير درآمده است تا آفاق جديد و فصولى نوين در جهت تأمّل، تدقيق و تحقيق درباره فاطمه زهرا عليهاالسلام بازگشايد و راه استكمال و ولايت را در مقام قرب الى اللّه و لقاء رب نشان دهد و اوصاف ناگفته و ويژگى‏هاى نانوشته‏اى از لايه‏هاى باطن حضرت را متجلّى سازد.


1 دكتراى عرفان اسلامى و استاديار دانشگاه آزاد اسلامى واحد كرج.

2. حسن حسن‏زاده آملى، شرح فصوص الحكم خوارزمى، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1377، پاورقى ص 22.

3. همان، تهران، سروش، 1376، تقديم‏نامه ابتداى رساله «فص فاطميه» ص 7.

4. همو، هزار و يك كلمه، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1379، ج 4، كلمه 400، ص 500.

5. همو، شرح فص حكمة عصمتية فى كلمة فاطميه، چ سوم، قم، طوبى، 1382، ص 5.

6. همان، تهران، سروش، 1377، ص 28 ـ 29 و ص 31 ـ 32، چاپ اول و نيز: همان، با ترجمه محمدحسن نايبى، قيام، 1378.

7. همان، ص 55ـ56 و ص 78ـ79. در شرح فص حكمة عصمتيّة فى كلمةٍ فاطميه، ص 10 محل تدريس «فصوص» را آمل و نام شاگرد سلوكى و علمى‏شان را جناب خواجه ابوسعيد حاج آقا رضاولائى نام برده‏اند.

8. همان، ص 5ـ7.

9. همان، ص 8ـ9.

10. همان.

11. همان، ترجمه محمّدحسين نائبى، تهران، سروش، 1376 و نيز: همان، قم، قيام، 1378، ص 9.

12. همان، ص 5 و 10.

13. همان، ص 10.

14. همان / همو، هزار و يك كلمه، كلمه 400، ص 500.

15. استاد اين مسئله را در ده رساله فارسى، ص 182 و نيز در هزار و يك كلمه، ص 448، كلمه 47 آورده‏اند.

16. حسن حسن‏زاده آملى، گشتى در حركت، ص 342 / همو، هزار و يك كلمه، ج 3، كلمه 328، ص 136.

17. ر. ك: همو، هزار و يك نكته، نكته 515 / همو، هزار و يك كلمه، ج 2، كلمه 212، ص 21 و ص 371، كلمه 228 / همو، رساله فصّ حكمة عصمتيّة فى كلمة فاطمية، فصل پنجم، «قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند» / همو، شرح فصّ حكمة عصمتيّه فى كلمة فاطميه، ص 79ـ89.

18. ر. ك: همو، انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه، ص 193ـ208 / همو، انسان و قرآن، ص 247ـ249 / همو، شرح فصّ حكمة عصمتية فى كلمةٍ فاطميه، ص 97 ـ 115.

19. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار طبع كمپانى، ج 10، ص 7، سطر 33.

20. حسن حسن‏زاده آملى، شرح فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميه، ص 120ـ128 / همو، هزار و يك نكته، ج 1، نكته 174.

21. همان، ص 133 ـ 148.

22. همان، ص 153 / همو، هزار و يك كلمه، ج 3، ص 44 / همو، هزار و يك نكته، نكته 748 و 903.

23. همو، شرح فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميه، ص 155 ـ 174.

24. همان، ص 19 ـ 216 / همو، هزار و يك نكته، ج 1، نكته 143، ص 110.

25. ملااحمد نراقى، خزائن، تحقيق، تصحيح و تعليق حسن حسن‏زاده آملى، ص 555 / حسن حسن‏زاده آملى، شرح فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميه، ص 195ـ220.

26. حسن حسن‏زاده آملى، شرح فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميه، ص 260 ـ 272 / همو، هزار و يك كلمه، ج 2، كلمه 211، ص 9 و 10 و كلمه 216، ص 373 / همو، هزار و يك نكته، ج 1، نكته اول، ص 7 و 8.

27. همو، شرح فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميه، ص 277ـ284 / همو، هزار و يك نكته، ج 1، نكته 309 / تاج‏الدين حسين خوارزمى، شرح فصوص الحكم خوارزمى، پاورقى ص 159 / همو، انسان و قرآن، ص 9 ـ 138 و ص 217 ـ 220.

28. حسن حسن‏زاده آملى، شرح فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميه، ص 289ـ299 / همو، انسان و قرآن، ص 186 ـ 197 / تاج‏الدين حسين خوارزمى، تعليقه بر فصوص الحكم خوارزمى، پاورقى ص 53.

29. حسن حسن‏زاده آملى، شرح فصّ حكمة عصمتية فى كلمة فاطميه، ص 293ـ295 / همو، هزار و يك نكته، ج 1، نكته 506، ص 276 و نكته 647، 673.

30. همو، هزار و يك كلمه، كلمه 228، ج 2، ص 77ـ78 / همو، هزار و يك نكته، ج 1، نكته 327، ص 170 و نكته 416، ص 231 / همو، انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه، ص 90ـ91 / همو، ممدُ الهمم در شرح فصوص الحكم، ص 18 ـ 46 و 532.

31. ر. ك: همو، هزار و يك نكته، ج 2، ص 603 و 670، نكته 831 / همو، ده رساله فارسى / همو، رساله لوح و قلم / همو، ديوان اشعار، بخش دفتر دل / همو، فصّ حكمة عصمتيّه فى كلمة فاطمية، 370 ـ 391.

32. ر. ك: همو، هزار و يك كلمه، كلمه 677 / همو، دروس اتحاد عاقل و معقول، درس بيست و يكم / همو، انسان و قرآن، ص 92ـ109 / همو، شرح فصّ حكمة عصمتيّة فى كلمةٍ فاطميه، ص 402ـ427 / همو، هزار و يك نكته، ج 2، نكته 814، ص 654 و نكته 889، ج 2، ص 730.

33. ر. ك: همو، هزار و يك كلمه، كلمه 228، 221 / همو، هزار و يك نكته، ص 816 ـ 922 / همو، انسان و قرآن / همو، ممدّ الهمم در شرح فصول الحكم / همو، انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه / رساله انّه الحق / همو، نهج الولايه / همو، شرح فص حكمة عصمتية فى كلمة فاطميّه.

34. محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 43، ص 65، روايت 58، باب 3.

 

چهارشنبه 13/4/1386 - 7:13
پسندیدم 0
UserName