عروة الوثقي
توسط : حامد...
 

عروة الوثقي

ساقي بده آن ساغر ياقوت روان را                            

ياقوت روانم بده و قوت روان را

ياقوت روان ، قوت روان ، قوّت جان را

زان قوّت جان تازه کنم طبع روان را

با حُسن بيان نادره نظمي کنم انشا

من مادح اولاد علي هستم و بودم

جز مدحتشان لب به ثنايي نگشودم

زين دوده نسب داده خداوند وَدودم1

زانسيّه ي حوراء بود اصل وجودم

يعني که بود جدّه من حضرت زهرا

آن اختر تابنده افلاک محدّد2

درج گهر يازده لؤلؤي ممجّد3

دردانه فرزانه گنجينه احمد

محبوبه حق جفت علي دخت محمد

مرآت خداوند تبارک و تعالي

اي روي تو سرسبزي گلزار امامت

گلدسته ي عصمت ، شجر باغ کرامت

مرضيه لقب ، شافعه روز قيامت

دارند محبّان تو در حشر علامت

حبّ تو مرآنان را نقشي است به سيما

وصف تو به قرآن همه جا ذات خدا گفت

اوصاف ترا ختم رسولان به ملا گفت

پيوسته به پيش همه کس در همه جا گفت

از" فاطمةُ بضعةُ مِنّي" به ثنا گفت

وز راتبه " فاطمة ام ابيها"

از ذات خدا را به وجود تو مباهات

در ذات تو جز ذات الهي همگي مات

حبّ تو به درگاه خدا اعظم طاعات

اي واسطه قرب مطيعين و مطيعات

مصداق" قد استمسک بالعروة الوثقي"4

اي نجم فروزنده افلاک جلالت

وي گوهر رخشنده افلاک نبالت5

اي گلبن پربرگ و برباغ رسالت

دُرّ صدف عزّ و مه برج اصالت

تعبير به کوثر زتو کرد ايزد يکتا

اي سيده ي هر دو جهان دخت پيمبر

اي از همه ي عالميان برتر و بهتر

با حيدر کرّار بهر معني همسر

هستيّ تو با عالم ايجاد برابر

بل ذات تو شد باعث پيدايش اشيا

اي آنکه حقت داده مقامات و کرامات

ذات تو غرض باشد از ايجاد سماوات

دارم به تو اي کعبه حاجات مناجات

دست من و دامان تو يا جده سادات

از لطف، نگاهي به من غمزده بنما    

دائم به ولاي تو دلي يکدله دارم

در کعبه کويت به صفا هروله 6 دارم

بر مدح سراييت کنون مشغله دارم

اميد پذيرفتن و چشم صله دارم

نوميد شدن از در احسان تو حاشا

يا فاطمة الزهرا ، پژمان شدم الغوث7

در نائره عشق، فروزان شدم الغوث

سرتابه قدم آتش سوزان شدم الغوث

در چاره دل مضطر و حيران شدم الغوث

دارم دل پردرد و تقاضاي مداوا        

يا فاطمة الزهرا(ع) رو سوي تو دارم

مرآت حق از آينه روي تو دارم

نبود عجب ار رنگ و يا بوي تو دارم

زان گلشنم و اين همه از خوي تو دارم

اين فخر مرا بس که ترا هستم از ابنا8

يا فاطمة الزهرا حاجت به تو دارم

حاجت به صد الحاح و سماجت به تو دارم

درمانده ام اميد عنايت به تو دارم

در هر دو جهان چشم شفاعت به تو دارم

اي شافعه محشر، صديقه کبري

يا فاطمة الزهرا اِنّي بِکِ اَرجُوا9

محروم نشد از در احسان تو هندو

گيرم که زهندو بترم، آمدم اين سو

اي شافعه محشر اي بانوي مينو

جز درگه تو نيست اميدم به دگرجا

يا فاطمة الزهرا هر چند اَثيمم10

دل راهنما گشته به درگاه کريمم

گرناخلف و عاق و تبه کار و لئيمم

انگار که من هم سگ اصحاب رقيمم11

بر دامن پاکان زده ام دست تولا12

در باديه محنت و غم راه نوردم

بر گرد خود از فرط وله13 دائره گردم

دست از همه جا کوته ، رو سوي تو کردم

يا مرگ مرا خواه و يا چاره دردم

از درگه يزدان که توئي واسطه ما

عارف بجنوردي

پي نوشت ها:

1. ودود: دوست، از اسماء خداوند متعال.

2. محدد: تحديد کرده شده، محدود شده.

3. ممجد: به بزرگي نسبت داده شده و ستوده شده(نفيسي).

4. اشاره دارد به آيه شريف:" لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي فمن يکفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقي لا انفصام لها و الله سميع عليم." کار دين به اجبار نيست، راه هدايت و ضلالت بر همه کس روشن گرديد. برهر که از راه کفر و سرکشي برگردد و به راه ايمان و پرستش خدا گرايد به رشته استواري چنگ زده که هرگز نخواهد گسست و خداوند به هر چه خلق گويند و کنند شنوا و داناست.( سوره بقره، آيه 256).

5. نبالت : صاحب نجابت بودن ، نيک و نجيب بودن ، ذکاوت

6. هروله: نوعي از رفتار که آن را پويه نيز گويند(غياث) دو کلمه"صفا" و "هروله" اشاره است به هروله کردن حجاج بين کوه صفا و مروه در مکه معظمه که از آن تعبير به(سعي صفا و مروه) مي شود و از مناسک حج است.

7. الغوث: فريادرسي، معادل است با" الغياث" که در مقام دادخواهي و فريادرسي گفته مي شود.

8. ابناء(= ابنا):( جمع ابن) فرزندان . شاعر از فرزندان فاطمه زهرا(س) است.

9. اي فاطمه زهرا به (لطف تو) اميدوارم.

10. اثيم: گناهکار(مشتق از اِثم به معني گناه).

11. اصحاب رقيم ـــ: اصحاب کهف: اين هر دو نام در قرآن مجيد آمده است. آنان هفت تن بودند حق طلب ، که از ترس دقيانوس به غاري پناه بردند و سگي نيز به نام " قطمير" همراهشان بود.

12. تولا: دوستي و محبت.

13. وَلَه: سرگشتگي و عشق.

 

چهارشنبه 13/4/1386 - 7:2
پسندیدم 0
UserName