شمه‏اى از مقام مقدس مادر
توسط : حامد...
 

شمه‏اى از مقام مقدس مادر

حجه‏الاسلام والمسلمين محمد محمدى اشتهاردى

پيش سخن

سخن را با اين شعر آغاز مى‏كنم:

آن چنان بالاست ارج و احترام مادران گر به دقت‏بنگرى هر روز، روز مادر است

در ميان گل واژه‏ها كم‏تر واژه‏اى را مى‏يابيم كه زيباتر، مقدس‏تر و عميق‏تر ازگل‏واژه «مادر» باشد، روز ولادت حضرت زهرا(س) (روز بيستم جمادى الثانى) رابه عنوان روز زن و روز مادر برگزيده‏اند، تا انسان‏ها در اين روز نهايت تشكر وسپاس خود را به پيشگاه اقدس مادر ابراز نمايند، به راستى چه گزينش زيبا ومعنى دارى، چرا كه حضرت زهرا(س) يگانه يادگار پيامبر اسلام (ص) همان گونه كه‏در همه ابعاد انسانى الگو است، در زمينه «مادرى‏» نيز الگو است.

او مادر حسن، حسين(ع) دو امام معصوم، و دو اختر فروزان آسمان ولايت، و دو نمونه‏عالى انسانيت است. او مادر زينب و ام‏كلثوم(س) دو بانوى قهرمان و ارزشمند، و دوانسان والا و جهادگر، در همه عرصه‏هاى زندگى است، از اين رو، در اين گفتاربرآنيم نظر شما را به شمه‏اى از مقام اقدس مادر از ديدگاه اسلام جلب كنيم.

مساله حق شناسى و حسن عهد

خصلت‏حق شناسى و نيك نگه داشتن خاطرات شايسته گذشته، ازارزش‏هاى بسيار والا از ديدگاه عقل و فطرت بوده، و از اصول زيبايى‏ها و شكوه عظيم‏انسانيت مى‏باشد. انسان ارجمند، انسانى است كه حق شناس، وفادار، هم‏دل، سپاسگزارو جبران كننده زحماتى كه ديگران در مورد او نموده‏اند باشد چنين انسانى درپيشگاه خداوند، بسيار ارجمند است. و اين يك موضوع قطعى است كه نه تنها دراسلام، بلكه در ميان همه اديان و مكاتب آسمانى همين گونه است.

امام صادق(ع)فرمود: حضرت موسى(ع) مشغول مناجات و راز و نياز با خدا بود، در اين هنگام مردى‏را در سايه عرش خدا ديد، عرض كرد: «خدايا! اين مرد كيست كه او را در جايگاه‏عظيم در سايه عرش خودت جاى داده‏اى؟» خداوند فرمود: «هذا كان بارابوالديه....; اين شخصى است كه به پدر و مادرش نيكى كرده است.»

مساله حق‏شناسى نسبت‏به پدر و مادر، در قرآن چنين بيان شده است: «و وصينا الانسان‏بوالديه حملته امه وهنا على وهن و فصاله فى عامين ان اشكر لى و لوالديك; ما به‏انسان در مورد پدر و مادر سفارش (به نيكى) كرديم، مادرش او را با ناتوانى روى‏ناتوانى حمل كرد (به هنگام باردارى هر روز، رنج و ناراحتى تازه‏اى را متحمل‏مى‏شد) و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد (آرى به او وصيت كرديم) كه‏براى من و پدر و مادرت شكر به جاى آور.» يعنى مادرى كه آن همه رنج دوران حمل‏و شيرخوارگى فرزند را ديده، بايد حق او را شناخت، و به پاس زحمات او به اواحترام و نيكى كرد و از او سپاس‏گزارى نمود.

جالب اين كه در اين آيه، سپاسگزارى از پدر و مادر، در كنار ستايش از خداقرار گرفته و خداوند به صورت فرمان اعلام مى‏كند كه قطعا بايد اين قدردانى (باقلب و زبان و عمل) انجام گيرد. و در مورد ديگر خداوند اين سپاسگزارى را چنين‏تبيين نموده كه درباره پدر و مادر چنين دعا كن: «رب ارحمهما كما ربيانى‏صغيرا; خدايا همان گونه كه پدر و مادرم مرا در كوچكى (با مهر و محبت) تربيت‏كردند، به آن‏ها مهربانى كن.» در اين آيه به مساله مربى بودن مادر، و رنج‏ها وزحمت‏هاى او در مورد تربيت فرزند اشاره شده كه بسيار طاقت فرسا است. يادآورى‏اين مساله حس حق شناسى انسان را تحريك مى‏كند، و وجدان نهفته او را بيدارمى‏سازد، كه بايد در اين راستا از هرگونه غرور و غفلت پرهيز كند و به ياد دوران‏كودكى و زحمت‏هاى سخت مادر بيفتد و با حق‏شناسى صحيح وهمه جانبه خود، خشنودى‏كامل مادر را تحصيل نمايد.

امام سجاد (ع) در بيان حق شناسى انسان نسبت‏به مادرچنين مى‏فرمايد: «حق مادر اين است كه بدانى تو را در جايى (رحم) نگه داشته وجا به جا نموده كه هيچ كس ديگر را در آن جا نگه ندارد، از قلبش ميوه‏اى به‏تو خورانده كه هيچ كس به ديگرى نخوراند. و تمام جسم و جان خويش را با شادمانى‏و طيب نفس سپر جان ساخته و همه رنج‏ها و سختى‏ها را در دوران حمل براى حفظ جان‏تو به جان خريده است، تا آن گاه كه دست قدرت پروردگار، تو را از تنگناى رحم به‏پهنه زمين آورده است، در اين هنگام مادر خشنود بوده كه خود گرسنه بماند و تورا سير كند، خود برهنه باشد و تو را بپوشاند، خود تشنه بماند و تو را سيراب‏نمايد، خود در آفتاب باشد و تو را در سايه نهد، سختى‏ها را بپذيرد و تو را باناز بپروراند، بيدار بماند و تو را به خواب نوشين كند، اندرون خود را ظرف وجودتو كرده، دامنش را آرامگاه، جانش را سپر بلاى تو ساخته است، گرم و سرد جهان رابه خاطر تو به جان خريده، بنابراين: «فتشكرها على قدر ذلك، و لاتقدر عليه الابعون الله و توفيقه; تو بايد به همين اندازه از او سپاسگزارى و قدردانى كنى،ولى انجام چنين حق شناسى به قدرى سنگين است كه تو آن را جز به يارى و توفيق‏الهى نمى‏توانى انجام دهى.»

نظير اين مطلب در گفتار امام صادق(ع) آمده، آن جاكه به يكى از شيعيان به نام ابراهيم بن مهزم كه با مادرش به نام «خالده‏»درشت گويى مى‏كرد، فرمود: «يا بامهزم مالك ولخالده اغلظت فى كلامها البارحه،اما علمت ان بطنها منزل قد سكنته، و ان حجرها مهد قد غمزته، و ثديها وعاء قدشربته; اى ابومهزم! چرا با مادرت خالده درشت گويى مى‏كنى؟ چنان كه شب گذشته بااو با خشم و خشونت‏سخن گفتى، آيا نمى دانى كه رحم او منزل سكونت، و دامنش‏گهواره نوازشگر تو بود، و سينه‏اش ظرفى بود كه از آن شير نوشيدى.»

كوتاه سخن‏اين كه با صراحت‏بايد گفت هر قدر درباره عظمت مقام و حق مادر بگوييم كم‏گفته‏ايم، آيا با يك ظرف ليوان مى‏توان آب دريا را برداشت؟ در يك مرحله مادر حق‏حيات بر انسان دارد، بنابراين بايد تا سر حد امكان حق او را شناخت و از اوقدردانى و تجليل كرد. براى اين كه باز با حق عظيم مادر و اوج مقام او ازديدگاه اسلام بيش‏تر آشنا شويم، نظر شما را به چند روايت زير جلب مى‏كنم:

1 مسلمانان مشغول طواف كعبه بودند، شخصى مادر سال خورده‏اش را بر دوش گرفته واو را در ميان ازدحام جمعيت طواف مى‏داد، او پيامبر(ص) را در ميان طواف‏كنندگان ديد، پس از طواف به آن حضرت عرض كرد: «آيا با اين كار حق مادرم راادا كردم؟» پيامبر(ص) فرمود: «نه، حتى اين كار دشوار تو نمى‏تواند يكى ازناله‏هاى او به هنگام وضع حمل را جبران كند.»

2 امام باقر(ع) فرمود: موسى بن‏عمران(ع) در مناجات خود با خدا عرض كرد: «مرا سفارش و موعظه كن‏» خداوند سه‏بار به او فرمود: «اوصيك بى; تو را به (رابطه و ياد) خودم سفارش مى‏كنم.»

موسى(ع) عرض كرد: باز مرا موعظه كن، خداوند دو بار به او فرمود: «اوصيك‏بامك; تو را به نيكى به مادرت سفارش مى‏كنم‏» و يك بار فرمود: «تو را به نيكى‏به پدرت سفارش مى‏نمايم.» بعضى از دانشمندان از اين عبارت چنين استفاده‏كرده‏اند كه اگر نيكى به پدر و مادر را سه بخش كنيم، دو بخش آن از آن مادر است.

3 - در سيره پيامبر گرامى اسلام آمده:

آن بزرگوار، سال‏ها بعد از وفات حضرت خديجه(س) به عنوان حق شناسى از او، به‏دوستان او محبت مى‏كرد. روزى پيرزنى را فوق العاده مورد عطوفت قرار داد و به‏او احسان مضاعف نمود، عايشه از علت آن همه عنايت مخصوص پرسيد، پيامبر(ص) درپاسخ فرمود: «ان حسن العهد من الايمان; همانا نيكو نگه داشتن سابقه و وفادارى‏به خاطرات گذشته، از نشانه‏هاى ايمان است.»

4 حليمه سعديه كه چند ماهى به‏پيامبر(ص) در دوران شيرخوارگى شير داده بود و به عنوان مادر رضاعى پيامبر(ص) محسوب مى‏شد، پس از گذشت‏سال‏ها بر اثر قحطى و گرسنگى به مكه آمد و تقاضاى كمك‏نمود، پيامبراكرم(ص) به پاس حق شناسى و احترام به مادر رضاعى خود، از اموال‏حضرت خديجه(س) با كسب رضايت او چهل شتر و گوسفند به حليمه سعديه داد و او رابا خشنودى بدرقه كرد.

نظير اين مطلب در مورد بانويى به نام «ثويبه‏» نقل شده كه او در دوران‏شيرخوارگى پيامبر(ص) چند روزى به آن حضرت شير داد، پيامبر(ص) وقتى كه به مقام‏نبوت رسيد، به خاطر محبت‏هاى «ثويبه‏» در دوران شيرخوارگى، به او احسان مى‏كرد،در مدينه براى او كه در مكه مى‏زيست، لباس و هداياى ديگر مى‏فرستاد. «ثويبه‏»در سال هفتم هجرت از دنيا رفت، پيامبر(ص) از وفات او غمگين شد، آن بزرگوار ازآن پس به ياد محبت‏هاى «ثويبه‏» به خويشان او محبت و نيكى مى‏كرد، و براى آن‏هانان و غذا مى فرستاد، و به اين ترتيب از زحمت‏هاى اندك گذشته او حق‏شناسى وقدردانى مى‏نمود.» اين همان شيوه‏اى است كه قرآن به آن دستور داده و مى‏فرمايد:

«هل جزاء الاحسان الا الاحسان; آيا پاداش نيكى، جز نيكى است؟» نتيجه اين كه:

حقيقت اين است كه هيچ كس بعد از پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مانند مادر برگردن انسان حق ندارد، و انسان بايد كمال حق شناسى و قدردانى را نسبت‏به مادرداشته باشد.

بنابراين، يكى از مسووليت‏هاى سنگين و مهم آن است كه انسان با عناوين مختلف وشيوه‏هاى گوناگون از مادر تجليل و احترام كند و خشنودى او را به دست آورد، تاشايد يكى از هزار زحمت‏خالصانه او را جبران كرده باشد.

امامان معصوم(ع) به‏قدرى نسبت‏به رعايت احترام به مادر حساس بودند كه روايت‏شده از امام سجاد(ع)سوال شد: «با اين كه تو از نيكوكارترين انسان‏ها هستى، چرا با مادرت در يك‏كاسه غذا نمى‏خورى؟ با توجه به اين كه مادرت دوست دارد با تو در يك كاسه غذابخورد؟»

آن حضرت در پاسخ فرمود:

«اكره ان تستبق يدى الى ما سبقت اليه عينها فاكون عاقا لها; از اين رو دوست‏ندارم دستم به لقمه‏اى پيشى گيرد، كه چشم مادرم به ديدن آن پيشى گرفته است،آن گاه عاق مادرم گردم (يعنى نسبت‏به مادر بى‏مهر شوم)

آثار نيكى و بدى به مادر

يكى از امورى كه در رابطه با مادر، از امور قطعى است و تجربه نيز آن را تاييدمى‏كند آثار وضعى رفتار با مادر است، كه اگر نيك باشد، آثار وضعى و پاداش بسيارنيك خواهد داشت، و اگر بد باشد داراى كيفر سخت و ناهنجار خواهد شد، به همين‏اساس، بايد توجه داشت كه منظور از احترام به مادر احترام ظاهرى و خشك و خالى‏نيست، بلكه علاوه بر آن بايد به او احسان نمود و از هرگونه آزار رسانى به اوپرهيز كرد. ما وقتى كه آيات قرآن را در رابطه با پدر و مادر مورد بررسى قرارمى‏دهيم، مى‏بينيم در سيزده مورد از احترام به پدر و مادر سخن به ميان آمده كه‏شش مورد آن با تعبير «حسن و احسان‏» به آن‏ها عنوان شده است.

و در موردنيازردن آن‏ها خداوند از كم‏ترين اظهار ناراحتى به پدر و مادر نهى فرموده و باصراحت مى‏فرمايد: «و لاتقل لهما اف; به آن‏ها اف نگو.» امام صادق(ع) در شرح اين‏آيه فرمود: «اگر چيزى كم‏تر از اف (براى اظهار ناراحتى) وجود داشت، خدا از آن‏نهى مى‏كرد.» پيامبر(ص) فرمود: «اثنان يعجلهما الله فى الدنيا: البغى و عقوق‏الوالدين; دو كار است كه خداوند در همين دنيا كيفر آن را به صاحبش مى‏رساند (ومجازات زودرس دارد)، 1 ظلم و تجاوز 2 آزردن پدر و مادر.»

نيز آن حضرت‏فرمود: «فوالذى بعثنى بالحق لانسها بك ليله خير من جهاد سنه فى سبيل الله;سوگند به خداوندى كه مرا به پيامبرى برانگيخت، انس يك شب مادر با تو از يك سال‏جهاد در راه خدا بهتر است.»

كوتاه سخن آن كه: پاداش و كيفر نيكى و بدى به‏پدر و مادر در دنيا و آخرت از امور قطعى است، و از آيات قرآن و روايات بسياركه از پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، اين مطلب به قدرى روشن است كه ازبديهيات به شمار مى‏آيد.

آخرين سخن در اين باره اين كه پيامبر(ص) فرمود: «اياكم و عقوق الوالدين، فان‏ريح الجنه توجد من مسيره الف عام و لايجدها عاق; بترسيد و بپرهيزيد از اين كه‏عاق پدر و مادر و مورد خشم آن‏ها قرار گيريد، زيرا بوى بهشت از هزار سال راه به‏مشام مى‏رسد، ولى اين بوى خوش به مشام چنين كسى نمى‏رسد.» نيز فرمود: «يقال‏للعاق اعمل ما شئت فانى لااغفر لك و يقال للبار اعمل ما شئت فانى ساغفر لك; ازسوى خداوند به كسى كه نسبت‏به پدر و مادر نامهربان است گفته مى‏شود، هركار نيك‏انجام مى‏دهى بده، ولى به خاطر بى‏مهرى به پدر و مادرت، تو را نمى‏آمرزم، ولى به‏نيكى كننده به پدر و مادر گفته مى‏شود، هركار مى‏كنى انجام بده، ولى من به زودى‏تو را مى‏بخشم.»

پاداش نظر مهر انگيز به پدر و مادر به قدرى عظيم است كه‏پيامبراكرم(ص) در سخنى فرمود: «ما من ولد بار ينظر الى والديه نظر رحمه الاكان له بكل نظره حجه مبروره; هر فرزند نيكوكارى كه با نظر مهرانگيز به پدرومادرش مى‏نگرد، خداوند براى هر نگاه او پاداش يك حج‏شايسته به او خواهد داد.»

حاضران از آن حضرت پرسيدند: «گرچه فرزند در يك روز صدبار اين گونه به پدر ومادرش بنگرد آن همه پاداش را دارد؟» پيامبر(ص) در پاسخ فرمود: «نعم الله‏اكبر و اطيب; آرى خداوند بزرگ‏تر و پاك‏تر است.»

 

چهارشنبه 13/4/1386 - 7:0
پسندیدم 0
UserName