قطره‏اى از درياى فضائل زهراى مرضيه عليها السلام
توسط : حامد...
 

قطره‏اى از درياى فضائل زهراى مرضيه عليها السلام

سيدجواد حسينى

سپيده سخن:

حضرت زهرا عليها السلام هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصى و اوصاف فردى در اوج قله عظمت و بزرگى قرار دارد .

او در عظمت و بزرگى نسب خانوادگى شهره جهان است; زيرا پدرى چون حضرت محمد صلى الله عليه و آله - اولين فرد جهان هستى در كمال و فضائل - و مادرى چون خديجه كبرى عليها السلام - يكى از زنهاى كامله جهان هستى و دومين مسلمان، و فداكارترين فرد در راه اسلام - و همسرى چون اميرمؤمنان على عليه السلام - كه به منزله جان پيامبر صلى الله عليه و آله و برترين انسان بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏باشد - و فرزندانى چون حسنين عليهما السلام و زينبين عليهما السلام دارد . اگر محصول تربيت زهرا عليه السلام فقط زينب عليها السلام بود، در افتخار و عظمت‏حضرت زهرا عليها السلام كفايت مى‏كرد . راستى كجا مى‏توان خانواده‏اى يافت كه مانند خانواده زهرا عليها السلام پدر معصوم، همسر معصوم، فرزندان ذكور معصوم و خود خانم نيز معصومه باشند و كجا مى‏توان خانه‏اى يافت كه چنين انسانهاى بزرگى در آن جمع شوند، جز خانه گلى فاطمه .

و او در اوج فضايل قرار دارد به حدى كه شناخت او جز براى معدودى از انسانها غيرممكن است .

امام صادق عليه السلام فرمود: «وهى الصديقة الكبرى وعلى معرفتها دارت القرون الاولى‏» ; او صديقه كبرى است كه بر محور شناخت او قرنهاى گذشته دور زده است .» (1)

شاعر عرب به همين نكته اشاره كرده و مى‏گويد:

وحبها من الصفات العالية

عليه دارت القرون الخالية

«دوستى او از صفات ارزنده است، و قرنهاى گذشته بر محور او چرخيده است .»

چگونه مى‏توان او را شناخت، در حالى كه خداى متعال به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است: «يا احمد لولاك لما خلقت الافلاك ولولا على لما خلقتك ولولا فاطمة لما خلقتكما; (2) اى پيامبر! اگر تو نبودى هستى را نمى‏آفريدم، و اگر على عليه السلام نبود تو را خلق نمى‏كردم، و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را به وجود نمى‏آوردم .»

و پيامبر گرامى اسلام درباره او فرمود: «ولو كان الحسن شخصا لكان فاطمة بل هى اعظم; ان فاطمة ابنتى خير اهل الارض عنصرا وشرفا وكرما; (3)

اگر [خوبيها و] زيبائيها به صورت انسانى درآيد، او فاطمه خواهد بود، بلكه او برتر [از آن] است; براستى كه دخترم فاطمه برترين انسان روى زمين از نظر عنصر و ذات، و از نظر شرافت وبزرگوارى است .»

و چگونه مى‏توان به فضائل و خوبيهاى او پى برد و حال آنكه قطب عالم امكان، مهدى صاحب الزمان; آنكه همه خوبيها در او جمع شده است، فاطمه عليها السلام را الگو و مقتداى خويش مى‏داند، آنجا كه مى‏فرمايد: «وفى ابنة رسول الله لى اسوة حسنة، وسيردى الجاهل رداءة عمله وسيعلم الكافر لمن عقبى الدار; (4) دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله زيباترين الگو براى من است، و به زودى نادان پستى عمل خويش را خواهد ديد و كافران در مى‏يابند كه پايان كار به نفع چه كسى مى‏باشد .»

فاطمه ليلة القدر ناشناخته است . امام صادق عليه السلام فرمود: ««انا انزلناه فى ليلة القدر» اليلة: فاطمة والقدر: الله، فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرك ليلة القدر، و . . . سميت «فاطمة‏» لان الخلق فطموا عن معرفتها; (5) [اينكه خداوند مى‏فرمايد:] ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم، [مراد از] شب، فاطمه و مراد از قدر، خداوند است . در نتيجه هر كسى فاطمه را آنچنان كه بايد بشناسد، به حقيقت‏شب قدر را درك نموده است، و . . و اينكه فاطمه، فاطمه ناميده شده است‏براى اين است كه مخلوق از [كنه] معرفت او عاجز است .»

فضائل زهرا عليها السلام آنچنان كه بايد و شايد قابل درك نبوده و البته قابل انكار نيز نمى‏باشد .

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «الويل، ثم الويل، الويل لمن شك فى فضل فاطمة; واى [و عذاب باد،] سپس واى، واى بر كسى كه در فضيلت زهرا عليها السلام شك روا دارد .»

زهرا عليها السلام در كلام محققين اهل سنت

1 . ابن صباغ مالكى: «در افتخار فاطمه همين بس كه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله خيرالبشر است، فاطمه‏اى كه ولادتش پاك، و سيده است‏به اتفاق همه مسلمين .» (6)

2 . محمد بن طلحه شافعى: «دقت كن در آيه مباهله (7) و ترتيب و عبارات آن، و اشاراتى كه به علو مقام فاطمه دارد، و چگونه او وسط قرار گرفته است، (چنانكه در حال رفتن بين پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام بود) تا مقام و منزلت او بيشتر روشن گردد .» (8)

3 . عباس محمود، العقاد المصرى: «در هر دينى يك چهره از زن كامله وجود دارد كه همه او راتقديس مى‏كنند . و گويا او نشانه خداوند بين مردان و زنان است، در مسيحيت چهره مريم پاكدامن، و در اسلام لاجرم آن چهره كامله فاطمه بتول مى‏باشد . (9) »

4 . دكتر على ابراهيم حسن: «در زندگى فاطمه انواع عظمتها را مى‏بينيم كه اين عظمتها را همچون بلقيس و . . . از راه داشتن قصر و ثروت و زيبائى ظاهرى به دست نياورده است . و همچون عايشه، شهرت خويش را از راه رهبرى جنگجويان (در جنگ جمل) ورويارويى با مردان به چنگ نياورده، بلكه از راه حكمت و بزرگى شخصى خود، عالم را از حكمت و عظمت پر نموده است، حكمتى كه مرجعش كتب فلاسفه و علماء نيست . بزرگى كه ريشه‏اش پادشاهى و ثروت نيست‏بلكه از درون جانش و كمالات نفسش ريشه مى‏گيرد . (10) »

آرى او شخصيتى است كه هر قدر فهم بشر در شناخت‏حقيقتش بيشتر فرو رود، با مسائل حل نشده و رازهاى ناگشوده بيشترى روبرو مى‏شود، و سرانجام عاجزانه بايد بگويند كه انديشه‏ها از درك فضائل زهرا عاجزند .

فضائل حضرت زهرا عليها السلام

در اين نوشتار به بعضى از فضائل حضرت زهرا عليها السلام اشاره مى‏شود:

1 . ولادت زهرا عليها السلام

بعد از چهل شبانه روز عبادت و كناره‏گيرى رسول خدا صلى الله عليه و آله از خديجه كبرى، فرشته خدا غذايى از بهشت‏براى آن حضرت آورد، بعد از افطار با آن غذاى بهشتى و روحانى، جبرئيل عرض كرد: اى رسول خدا! امشب از نماز مستحبى درگذر و به سوى خانه خديجه بشتاب! زيرا خداوند اراده نموده كه از صلب تو فرزند پاكيزه‏اى بيافريند . بدنبال اين فرمان، نور فاطمه عليها السلام از صلب پدر به رحم مادر انتقال يافت (11) .

بعد از مدتى جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله اين گونه بشارت داد: «اى رسول خدا! بچه‏اى كه در رحم خديجه عليها السلام مى‏باشد، دختر ارجمندى است كه نسل تو از وى بوجود خواهد آمد، او مادر امامان و پيشوايان دين است كه بعد از انقطاع وحى جانشين تو خواهند شد . (12) »

بعد از اتمام دوران باردارى خديجه، فرشتگان خدا و حوريان بهشتى و زنان آسمانى به يارى خديجه شتافتند و بدين گونه، فاطمه عزيز، يعنى اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گيتى نهاد، و به نور تابناك خود، شرق و غرب عالم را روشن ساخت (13) .

از سخنان پيش گفته، فضيلت‏حضرت زهرا عليها السلام در اصل انعقاد نطفه، دوران جنينى، و پا گذاشتن به عرصه گيتى به خوبى آشكار است .

2 . نور فاطمه عليها السلام

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «خلق نور فاطمة عليها السلام قبل ان تخلق الارض والسماء فقال بعض الناس: يا نبى الله! فليست هى انسية؟ ! فقال: فاطمة حوراء انسية; (14) نور فاطمه قبل از خلقت زمين و آسمان آفريده شد، بعضى از مردم عرض كردند: اى پيامبر خدا! پس زهرا از آدميان نيست؟ فرمود: فاطمه حوريه بشرى است .»

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در جاى ديگر فرمود: «لما خلق الله الجنة خلقها من نور وجهه، ثم اخذ ذالك النور فقذفه فاصابنى ثلث النور، واصاب فاطمة ثلث النور، واصاب عليا واهل بيته ثلث النور; فمن اصابه من ذلك النور اهتدى الى ولاية محمد، ومن لم يصبه من ذلك النور ضل عن ولاية آل محمد صلى الله عليه و آله; خداوند بهشت را از نور وجود خود آفريد، سپس آن‏را برگرفته و رها كرد . پس يك سوم آن به من [پيامبر صلى الله عليه و آله] و يك سوم آن به فاطمه، و ثلث‏باقيمانده به على عليه السلام و اهلبيت او اصابت كرد . پس هر كس كه از آن نور به او برسد، به ولايت آل محمد صلى الله عليه و آله رهنمون مى‏شود، و هر كس از آن نور به او نرسد از ولايت آل محمد صلى الله عليه و آله گمراه [و به بيراهه خواهد رفت] .» (15)

3 . نام زهرا عليها السلام

يونس مى‏گويد، امام صادق عليه السلام فرمود: «لفاطمة عليها السلام تسعة اسماء عند الله عزوجل: فاطمة، والصديقة، والمباركة، والطاهرة، والزكية، والراضية، والمرضية والمحدثة والزهراء ثم قال عليه السلام اتدرى اى شى‏ء تفسير فاطمة؟ قلت اخبرنى يا سيدى، قال: فطمت من الشر; (16)

براى فاطمه نزد خداى بلند مرتبه نه اسم است: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهرا .

آنگاه فرمود: معنى و تفسير فاطمه را مى‏دانى؟ گفتم: آقاى من شما بفرمائيد . فرمود: فاطمه را از آن جهت فاطمه گويند كه از شر بدور است .»

همچنين براى وجه تسميه فاطمه عليها السلام وجوه ديگرى نقل شده است كه عبارتند از:

1 . فاطمه از اسم خداوند يعنى فاطر گرفته شده است (17) .

2 . چون دوستان و شيعيان او از آتش جهنم در امان‏اند . (18)

3 . چون از عادت ماهانه بريده و منقطع بوده است . (19)

4 . عبادت فاطمه عليها السلام

امام صادق عليه السلام فرمود: «كانت اذا قامت فى محرابها زهر نورها لاهل السماء كما يزهر الكواكب لاهل الارض; (20) هرگاه فاطمه عليها السلام در محراب عبادتش مى‏ايستاد، نور او براى اهل آسمان مى‏درخشيد; آنگونه كه ستارگان براى اهل زمين مى‏درخشند .»

امام حسن عليه السلام فرمود:

«ما كان فى الدنيا اعبد من فاطمة عليها السلام حتى تورم قدماها; (21) عابدتر از فاطمه در دنيا نبود، [آنقدر عبادت كرد] كه پاهاى [مباركش] ورم كرد .»

5 . اخلاص فاطمه عليها السلام

از حسين بن روح سؤال شد: پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله چند دختر داشت؟ گفت: چهار دختر . سؤال شد: كداميك برتر بود؟ گفت: فاطمه; به خاطر اينكه وارث [علم] نبى بود و نسل پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق او انتشار يافت . و خداوند اين دو خصلت را به خاطر اخلاص او عنايت فرمود . (22)

سوره هل اتى هم كه پاداش اخلاص و عطاى اهل بيت است، بر اوج اخلاص فاطمه عليها السلام به عنوان يكى از اهلبيت عليهم السلام دلالت دارد .

6 . ذكر و تسبيح فاطمه عليها السلام

از على عليه السلام نقل شده است كه: يكى از پادشاهان عجم برده‏اى به پيامبر هديه نمود، من به فاطمه گفتم نزد رسول خدا برو و خدمتگزارى براى خود درخواست كن، زهرا نزد رسول خدا رفته و اين موضوع را با ايشان در ميان گذارد، پيامبر عليه السلام فرمودند: فاطمه جان! چيزى به تو دهم كه برايت از خادم و آنچه در دنياست‏بهتر باشد; بعد از نماز، 34 بار الله اكبر، و 33 مرتبه الحمد لله و 33 بار سبحان الله بگو .

آنگاه اين اذكار سه‏گانه را با «لا اله الا الله‏» پايان بخش، و اين براى تو از آنچه خواسته‏اى و ازدنيا و آنچه در دنياست‏بهتر خواهد بود . (23)

فاطمه زهرا عليها السلام مقيد بود كه اين تسبيحات را بعد از هر نماز بگويد و به همين علت تسبيحات فاطمه زهرا عليها السلام ناميده شده است .

فضيلت تسبيحات فاطمه عليها السلام

در فضيلت تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام امام صادق عليه السلام فرمود: «من سبح تسبيح فاطمة الزهراء عليها السلام قبل ان يثنى رجليه من صلاة الفريضة غفر الله له; (24) هر كس تسبيح فاطمه را قبل از آنكه از حالت نماز فارغ شود بگويد; خداوند او را مى‏آمرزد .»

و همچنين امام صادق عليه السلام بارها مى‏فرمودند: «تسبيح فاطمة عليها السلام فى كل يوم فى دبر كل صلاة احب الى من الف ركعة فى كل يوم; (25) تسبيح فاطمه زهرا عليها السلام درهر روز بعد از هر نماز نزد من محبوب‏تر از هزار ركعت نماز در هر روز است .»

و نيز فرمودند: «تسبيح فاطمة الزهراء عليها السلام من الذكر الكثير الذى قال الله عزوجل «واذكروا الله ذكرا كثيرا» ; (26) تسبيح فاطمه زهرا عليها السلام مصداق ذكر كثيرى است كه خداوند فرمود: خدا را ياد كنيد، ياد كردنى بسيار .»

7 . علم فاطمه عليها السلام

علم انسانهاى معمولى اكتسابى است ولى علم انبياء و اولياء الهى لدنى و الهى است، علم فاطمه زهرا عليها السلام هم لدنى بود . سلمان گويد: عمار به من گفت: از امر تعجب‏آورى براى تو خبر دهم! گفتم بگو، عمار گفت: (روزى) همراه با على عليه السلام بر فاطمه زهرا عليها السلام وارد شديم . هنگامى كه نگاه زهرا عليها السلام به على عليه السلام افتاد، فرمود، نزديك بيا تا حديث گذشته، حال و آينده راتا روز قيامت، برايت‏بگويم . ديدم اميرالمؤمنين عليه السلام به حالت قهقرى (و به عقب) برگشت و نزد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مشرف شد، حضرت فرمود: اى اباالحسن نزديك بيا . على عليه السلام نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله نشست، بعد از اينكه آرام گرفت، پيامبر اسلام فرمود: من خبر دهم يا خود خبر مى‏دهى؟ ! عرض كرد: خبر دادن از شما زيباتر است . آنگاه حضرت جريانى كه بر على گذشته بود را شرح داد، على عليه السلام عرض كرد آيا نور فاطمه از نور ما مى‏باشد؟ حضرت فرمود: مگر نمى‏دانى؟ آنگاه على عليه السلام سجده شكر انجام داد .

8 . فاطمه عليها السلام محدثه بود

دانشمندان شيعه و سنى بالاتفاق قائل به وجود محدث در اسلام مى‏باشند و معتقدند كه بعد از پيامبر اسلام يقينا بشر محدث وجود داشته است، منتهى در مصداق اختلاف است . در تعريف محدث مى‏گويند: «المحدث يسمع الصوت ولا يرى شيئا; (27) محدث صداى فرشته را مى‏شنود ولى چيزى را نمى‏بيند .»

امام صادق عليه السلام فرمود: «فاطمة بنت رسول الله كانت محدثة ولم تكن نبية انما سميت فاطمة محدثة لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتناديها كما تنادى مريم بنت عمران . . . ; (28) فاطمه دختر رسول خدا محدثه بود نه پيامبر . فاطمه را از اين جهت محدثه ناميده‏اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل مى‏شدند و با او همانند مريم دختر عمران گفتگو داشتند .»

حضرت صادق عليه السلام سخن خود را چنين ادامه مى‏دهند: شبى حضرت صديقه عليها السلام به فرشتگان هم صحبت‏خويش فرمود: آيا آن زن كه بر جميع زنان عالم برترى دارد، مريم دختر عمران نيست؟ جواب دادند: نه; زيرا مريم فقط سيده زنان عالم در زمان خودش بود، ولى خداى متعال تو را سيده زنهاى عالم خودت، و هم عالم زمان مريم و اولين و آخرين قرار داده است (يعنى تو را بانوى بانوان جهان قرار داد) .»

و باز فرمود: «فاطمه بعد از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله 75 روز بيشتر زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبريز كرده بود، به اين جهت جبرئيل پى در پى به حضورش مى‏رسيد، و او را در عزاى پدر تسليت مى‏گفت .» (29) جبرئيل‏گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش وگاه از حوادثى كه بعد از رحلت او بر ذريه‏اش وارد مى‏گردد، خبر مى‏داد . اميرالمؤمنين عليه السلام نيز آنچه جبرئيل گزارش مى‏داد، مى‏نوشت . مجموعه اين سخنان به مصحف فاطمه معروف شده است .

در زيارتنامه حضرت فاطمه عليها السلام هم مى‏خوانيم: «السلام عليك ايتها المحدثة العليمة‏» (30)

9 . عطاى فاطمه عليها السلام

بهترين و برترين انفاق آن است كه از محبوبترين چيز انفاق شود و انفاقهاى فاطمه عليها السلام چنين بود، كه به دو نمونه اشاره مى‏شود .

الف) گلوبند پربركت

جابر بن عبدالله انصارى مى‏گويد: روزى نماز عصر را با پيغمبر صلى الله عليه و آله خوانديم، ناگاه پيرمردى خدمت رسول خدا رسيد كه لباس كهنه‏اى پوشيده بود، و از شدت پيرى و ناتوانى نمى‏توانست‏بر جاى خودش قرار گيرد . عرض كرد يا رسول‏الله! گرسنه‏ام سيرم كن; برهنه‏ام لباسى به من عطا كن; تهيدستم چيزى به من بده . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: من كه اكنون چيزى ندارم ولى تو را به جايى راهنمايى مى‏كنم، شايد حاجتت‏برآورده شود . سپس به بلال فرمود: پيرمرد ناتوان را به خانه فاطمه هدايت كن . او بعد از ورود به خانه زهرا عليها السلام سلام كرد، حضرت جوابش را داد و فرمود: كيستى؟ خود را معرفى نمود . . . فاطمه گلوبندى را كه پسر عمويش به وى اهداء نموده بود، به او داد و فرمود: به فروش رسان و زندگى خودت را بدان اصلاح كن .

پيرمرد برگشت و جريان را خدمت پيغمبر عرض كرد . آن حضرت گريست و فرمود: گردنبند را به فروش رسان تا خدا به بركت عطاى دخترم براى تو گشايشى فراهم سازد . . . پيرمرد بعد از فروختن گردنبند، به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: به بركت عطاى فاطمه عليها السلام بى‏نياز شدم (31) .

ب) پيراهن شب عروسى

صفورى شافعى از ابن جوزى نقل مى‏كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در شب عروسى فاطمه عليها السلام براى او پيراهن تازه‏اى آماده كردند . جامه‏اى كهنه و وصله دار نيز در نزد ايشان بود . سائلى در زد و گفت: از خانه رسول خدا صلى الله عليه و آله جامه‏اى كهنه مى‏خواهم . فاطمه مى‏خواست جامه كهنه را بدهد، ولى سخن خدا به يادش آمد كه مى‏فرمايد: «لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون‏» ; «به نيكويى نخواهيد رسيد مگر اينكه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد .»

پس جامه نو را به وى داد . وقتى كه هنگام زفاف حضرت شد، جبرئيل به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يا رسول الله! پروردگارت سلام مى‏رساند، و مرا نيز فرمان داده كه به فاطمه عليها السلام سلام برسانم و براى فاطمه عليها السلام توسط من جامه‏اى از ديباى سبز از جامه‏هاى بهشتى فرستاده است .

10 . همسردارى فاطمه عليها السلام

در حديثى مى‏خوانيم كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از على عليه السلام پرسيد: «كيف وجدت اهلك؟ قال: نعم العون على طاعة الله وسال فاطمة، فقالت: خير بعل; (32) فاطمه، همسرت را چگونه يافتى؟ گفت: بهترين يار بر اطاعت [و بندگى] خداوند، و از فاطمه سؤال كرد: گفت: او بهترين شوهر است .»

فاطمه در يك موقعيتى بسيار حساس و بحرانى در خانه على زندگى مى‏كرد، سپاه اسلام هميشه در حال آماده باش بود . در هر سال، چندين جنگ واقع مى‏شد و على عليه السلام در تمام يا اكثر آن جنگها شركت داشت . هرگاه با پيكر خسته و كوفته به خانه باز مى‏گشت، از مهربانيها و دلگرميها و نوازشهاى همسر عزيزش كاملا برخوردار مى‏شد; زخمهاى تنش را پانسمان مى‏كرد، لباسهاى خون آلود جنگ را مى‏شست (33) ، فداكاريها و شجاعتهايش را مى‏ستود، و بدين وسيله دلش را گرم و براى جنگ آينده آماده‏اش مى‏نمود .

حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: «ولقد كنت انظر اليها فتنكشف عنى الهموم والاحزان; (34) به راستى هميشه اين گونه بود كه به او نگاه مى‏كردم و تمام غمها و غصه هايم بر طرف مى‏شد .»

فاطمه عليها السلام هرگز بدون اجازه على عليه السلام از خانه خارج نشد و هيچ‏گاه او را غضبناك نكرد . او در ساعات وداع خويش به على عليه السلام گفت: «يا ابن عم ما عهدتنى كاذبة ولا خائنة ولا خالفتك منذ عاشرتنى . فقال عليه السلام: معاذ الله انت اعلم بالله وابر واتقى واشد خوفا من الله ان اوبخك مخالفتى; (35) پسر عمو! هرگز مرا دروغگو و خائن نيافتى، از روزى كه با من معاشرت كردى، با دستورات تو مخالفت نكردم . على عليه السلام فرمود: [اى دختر پيامبر!] معاذ الله [كه تو در خانه من بدرفتارى نموده باشى، زيرا] مراتب خداشناسى و نيكوكارى و پرهيز كارى و بزرگى و خداترسى تو به حدى است كه جاى ايراد و خرده‏گيرى در مورد مخالفت‏با من نيست .»

11 . شفاعت فاطمه عليها السلام

حسن ختام فضائل حضرت را مقام شفاعت‏حضرت قرار مى‏دهيم .

1 . پيامبر اسلام خطاب به امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرمود: «انتما الامامان ولامكما الشفاعة; (36) شما دو نفر (حسنين) امام هستيد، و براى مادر شما شفاعت است .»

2 . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: وقتى روز قيامت‏شود، از باطن عرش ندا مى‏رسد: اى اهل قيامت! چشمهاى خويش را پايين افكنيد تا اينكه فاطمه دختر محمد با پيراهن خضاب شده به خون حسين عبور كند، در آن عرصه حضرت فاطمه پايه عرش را گرفته و عرضه مى‏دارد: پروردگارا! تو جبار عادلى، بين من و كسانى كه فرزندان مرا كشتند قضاوت فرما . رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: به حق خداى كعبه سوگند كه پروردگارم به سنت من حكم خواهد فرمود .

آنگاه زهرا عليها السلام عرضه مى‏دارد: «اللهم اشفعنى فيمن بكى على مصيبته; پروردگارا به من اجازه شفاعت كسانى را بفرما كه در مصيبت‏حسينم گريه كرده‏اند» و خداى تعالى اذن شفاعت آنان را به ايشان عنايت مى‏فرمايد .» (37)

3 . جابر بن عبدالله انصارى مى‏گويد: به حضرت باقر عليه السلام عرض كردم: فدايت‏شوم، يا بن رسول‏الله! براى من حديثى در فضيلت جده‏ات فاطمه زهرا عليها السلام بفرماييد تا هنگامى كه آن را براى شيعيان بيان مى‏كنم خوشحال گردند . امام باقر عليه السلام فرمود: پدرم و او از جدم، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏فرمود كه: در روز قيامت‏براى انبياء و رسل منبرهايى از نور برپا مى‏شود و منبر من در روز قيامت از همه بلندتر است . آنگاه خداوند مى‏فرمايد: خطبه بخوان، پس خطبه‏اى

بخوانم كه احدى از انبياء و رسل مانند آن را نشنيده است . پس براى اوصياء نيز منبرهايى از نور برافراشته مى‏شود و در ميان آنها منبرى براى وصى من على بن ابى طالب نصب مى‏گردد كه از همه بلندتر است; آنگاه خداوند به على عليه السلام مى‏فرمايد خطبه بخوان، پس خطبه‏اى مى‏خواند كه احدى از اوصياء مانند آن نشنيده است .

آنگاه براى فرزندان انبياء و رسل منبرهايى از نور نصب مى‏گردد، پس براى دو فرزند و نوه و دو ريحانه ايام حياتم (حسنين عليهما السلام) منبرى برپا مى‏شود و به آنان گفته مى‏شود خطبه بخوانيد و آن دو خطبه‏هايى مى‏خوانند كه هيچ يك از فرزندان انبياء و رسل مانند آن را نشنيده‏اند .

آنگاه منادى كه جبرئيل است ندا مى‏دهد: فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله كجاست؟ آنگاه فاطمه عليها السلام برمى‏خيزد، [تا اينكه فرمود:] خداى تعالى مى‏فرمايد: اى اهل محشر كرامت و بزرگوارى از آن كيست؟ محمد و على و حسنين عليهم السلام عرض مى‏كنند: براى خداى واحد قهار . آنگاه خداوند مى‏فرمايد: اى اهل محشر! من امروز كرامت وبزرگى را براى محمد و على و فاطمه و حسنين عليهم السلام قرار دادم .

اى اهل محشر! سرها را پايين افكنده و چشمها را ببنديد، اين فاطمه است كه به سوى بهشت مى‏رود . آنگاه جبرئيل شتر بهشتى مى‏آورد، در حالى كه دو طرفش را ديباج آويزان كرده‏اند، و مهار آن از لؤلؤ تازه است . حضرت بر آن سوار مى‏شوند و خداى متعال صدهزار فرشته را در طرف راست و صدهزار فرشته در سمت چپ وى مى‏فرستد، و صدهزار فرشته را مامور مى‏فرمايد تا حضرت فاطمه عليها السلام را بر روى بالهاى خود سوار كنند تاايشان را به در بهشت‏برسانند . وقتى كه به در بهشت مى‏رسند، حضرتش مى‏ايستد، خداى متعال مى‏فرمايد: اى دخت‏حبيب من چرا توقف كردى و حال آنكه من تو را امر كرده بودم به بهشت من درآيى؟ حضرت صديقه عليها السلام عرض مى‏كند: پروردگارا دوست مى‏دارم كه ارزش و قدر و قيمت من در مثل چنين روزى شناخته شود .

خداوند مى‏فرمايد: «يا بنت‏حبيبى! ارجعى فانظرى من كان فى قلبه حب لك او لاحد من ذريتك خذى بيده فادخليه الجنة! ; اى دختر حبيب من! برگرد و بنگر هر كه در قلبش محبت تو و يا محبت‏يكى از فرزندان تو باشد، دستش را بگير و او را داخل بهشت نما .»

آنگاه حضرت باقر عليه السلام فرمود: والله اى جابر! در آن روز حضرت زهرا عليها السلام شيعيان و دوستانش را بر مى‏گزيند و انتخاب مى‏كند; همان گونه كه پرنده دانه نيكو را از دانه بد جدا مى‏كند . وقتى كه شيعيان سيده زنان دو عالم به آن بزرگوار نزديك و بر در بهشت مى‏آيند، خداى تعالى در قلب آنان چنين مى‏افكند كه در آنجا بايستند . وقتى مى‏ايستند خداوند مى‏فرمايد: اى دوستان من! توقف شما براى چيست و حال آنكه فاطمه دخت‏حبيب من شفاعت‏شما را نموده است؟ پاسخ دهند: پروردگارا ما دوست داريم كه در چنين روزى ارزش و منزلتمان شناخته شود . خداوند مى‏فرمايد: اى دوستان من! برگرديد و ببينيد چه كسى به خاطر آنكه شما فاطمه را دوست مى‏داشتيد، شما را دوست مى‏داشت؟ چه كسى به شما به خاطر دوستى فاطمه زهرا عليها السلام غذا داد؟ چه كسى شما را به خاطر دوست داشتن فاطمه عليها السلام لباس پوشانيد؟ چه كسى به شما بخاطر دوستى فاطمه عليها السلام شربتى نوشانيد؟ چه كسى بخاطرفاطمه عليها السلام و دوستى فاطمه عليها السلام غيبت غيبت كننده‏اى را از شما رد كرد؟

پس دستش را بگيريد و او را وارد بهشت نماييد . (38)

پى‏نوشت:

1) محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، (بيروت، داراحياء التراث العربى)، ج‏43، ص‏105 .

2) علامه مرندى، ملتقى البحرين، ص‏14; ر . ك: ميرجهانى، الجنة العاصمه، ص‏148; صالح بن عبدالوهاب العرندس، كشف اللآلى، به نقل از فاطمه زهرا عليها السلام، بهجة قلب المصطفى، رحمانى همدانى (تهران، نشر المرضية، دوم، 1372) ص‏9 .

3) حموينى، فرائد السمطين، ج‏2، ص‏68 .

4) بحارالانوار، (پيشين)، ج‏53، صص‏179 - 180 .

5) محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، (داراحياء التراث العربى)، ج‏43، ص‏65 .

6) الفصول المهمة (بيروت)، ص‏143 .

7) آل عمران/61 .

8) مطالب السئول، چاپ ايران، ص 6 و 7 .

9) توفيق ابواعلم، اهل البيت، ص‏128 .

10) علامه دخيل، فاطمة الزهراء عليها السلام، ص‏171 .

11) بحار (پيشين)، ج‏16، ص‏78 و ر . ك: بانوى نمونه اسلام، ابراهيم امينى، ص‏27 .

12) دلائل الامامة، ص‏8 .

13) همان و ر . ك: بحارالانوار، (پيشين)، ج‏43، ص‏2، و ج‏16، ص‏80 .

14) عبدالله بحرانى، العوالم، (قم مدرسة المهدى)، ج‏6، ص‏9 .

15) بحارالانوار، (پيشين)، ج‏43، ص‏44 .

16) بحار (پيشين)، ج‏43، ص‏10 .

17) همان، ص‏65 .

18) همان، ص‏16 .

19) همان، ص‏16 .

20) همان، ص‏12 .

21) همان، ص‏49 .

22) همان، ص‏37 .

23) سيد محمد كاظم قزوينى، فاطمة الزهراء از ولادت تا شهادت، ترجمه دكتر حسين فريدونى، نشر آفاق، چاپ سوم، 1365، ص‏224 .

24) كلينى، الكافى، ج‏2، ص‏342 .

25) حسين طبرسى، مكارم الاخلاق، (بيروت، مؤسسة الاعلمى)، ص‏281 .

26) وسائل الشيعه، حر عاملى، (داراحياء التراث العربى)، ج‏4، ص‏1022 .

27) بحارالانوار، پيشين، ج‏26، ص 75 - 76 .

28) همان، ج‏14، ص‏206 و ج‏43، ص‏78 .

29) اصول كافى، ج‏1، ص‏241 و بحارالانوار، ج‏22، ص‏546، و ج‏26، ص‏41 .

30) بحار، ج‏97، ص‏195 .

31) همان، ج‏43، ص‏56 .

32) قاضى نورالله حسينى، احقاق الحق (طهران، مكتبة الاسلامية)، ج‏10، ص‏401; و ر . ك: صفورى شافعى، نزهة المجالس، ج‏2، ص‏226 .

33) سيره ابن هشام، ج‏3، ص‏106، به نقل از ابراهيم امينى، بانوى نمونه اسلام، صص‏78 - 79 .

34) بحارالانوار، (پيشين)، ج‏43، ص‏134، سطر سوم .

35) همان، ص‏191، روايت 20 .

36) كشف الغمة، ج‏1، ص‏506 .

37) اسد الغابه، ج‏5، ص‏523; گنجى شافعى، كفاية الطالب، ص 212; ذهبى، ميزان الاعتدال، ج 2، ص 18; همدانى، مودة القربى، 104 .

38) بحارالانوار، (پيشين)، ج‏8، ص‏51; تفسير فرات بن ابراهيم كوفى، ص‏113 .

 

سه شنبه 12/4/1386 - 18:7
پسندیدم 0
UserName