فضائل فاطمه ( عليها السلام)
توسط : حامد...
 

فضائل فاطمه ( عليها السلام)

زندگينامه حضرت زهرا سلم الله عليها ص 119

محمد قاسم نصيرپور

 

1- فاطمه ( عليها السلام) از ديدگاه قرآن

2- فاطمه ( عليها السلام) در نگاه پيامبر (ص)

بسم الله الرحمن الرحيم انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر

 

«(ای رسول!) ما به تو كوثر عطا كرديم، پس تو هم (به شكرانه آن نعم) برای خدا نماز بگزار و (شتر) قربانی كن، بدرستی كه دشمن بد گوی تو دم بريده و فاقد نسل است‏» .

 

شان نزول

به نوشته ابن اسحاق - متوفای 151 ه.ق - قاسم فرزند رسول خدا ( صلی الله عليه و آله) به سن رشد رسيد، به گونه‏ای كه می‏توانست‏بر اسب و شتران راهوار سواره كاری كند. وی در نوجوانی درگذشت و پيامبر ( صلی الله عليه و آله) به فراغ فرزندش مبتلاء گرديد. «عاص بن وائل‏» كه يكی از دشمنان سر سخت پيامبر ( صلی الله عليه و آله) بود گفت: «محمد بخاطر از دست دادن پسرش بلا عقب و بدون نسل گرديد.» [بايد دانست كه در آن روز پيامبر ( صلی الله عليه و آله) دارای دخترانی بود، ليكن بر اساس سنت جاهلی، اعراب فرزند دختر را به حساب نمی‏آوردند و فرزند دخترانشان را از نسل خود نمی‏دانستند، از اين رو در نگاه آنان پيامبر (ص) فاقد نسل بود.] در پاسخ به ياوه گوييهای مشركان خداوند سوره كوثر را بر رسول خدا (ص) نازل فرمود. (1)

 

محل نزول سوره كوثر

احتمالا در ميانه منی و در مكانی است كه امروزه آن را «مسجد كوثر» می‏خوانند و حجاج به قصد تبرك به زيارت آن می‏روند. (2)

 

مفسران كوثر را به نهر كوثر در بهشت، خير كثير در دنيا و آخرت، كثرت و زيادی پيروان پيامبر ( صلی الله عليه و آله)، شفاعت و ... تفسير كرده‏اند. هر چند همه اين معانی درست است و با هم منافاتی ندارد، زيرا قرآن دارای معانی مختلفی است اما، امام صادق ( عليه السلام) فرمود: «كوثر زيادتی نسل رسول خدا ( صلی الله عليه و آله) از فرزندان فاطمه ( عليه السلام) است تا قيامت‏بگونه‏ای كه به شمار نيايند» (3) و در عوض اين دشمن پيامبر صلی الله عليه و آله است كه دم بريده و فاقد نسل است. و اين خبری است كه خداوند از نسل آيندگان دشمن پيامبر ( صلی الله عليه و آله) بيان فرمود.

 

بايد نگريست كه چگونه فرزندان پيامبر (ص) از زهرا (ع) تنها دختر بازمانده از او زياد گشته‏اند بگونه‏ای كه تعداد سادات يعنی كسانی كه امروز در جهان اسلام نسبشان به پيامبر (ص) می‏رسد بس زياده و افزون است و آيا از هيچكس بدينگونه نسلی انبوه برجای مانده است؟ آنهم نسلی كه هر لحظه به لطف خداوندی بيشتر می‏شوند! و اين در حالی است كه به گواهی تمامی مورخان هيچيك از فرزندان رسول خدا ( صلی الله عليه و آله) و فرزندان آنها زنده نماندند و از آنان نسلی پا نگرفت‏بلكه تنها فاطمه (ع) بود كه پس از رسول خدا ( صلی الله عليه و آله) مدتی هر چند كوتاه زيست و از پی او فرزندانش بازماندگان و يادگاران رسول خدا (ص) زياد شدند و اين است نسل كثيری كه خداوند به وجود بركت فاطمه (ع) به رسول خدا (ص) عنايت فرمود.

 

سخن فخر رازی مفسر بزرگ اهل سنت فخر رازی - متوفای 606- در تفسيرش می‏نويسد: «كوثر به معنای اولاد پيامبر (ص) است چه اين سوره در پاسخ كسانی نازل شد كه نداشتن فرزند را بر آن حضرت عيب گرفتد معنای كوثر اين است كه خداوند به پيامبر (ص) نسلی عطا می‏كند كه در طول زمان باقی خواهد ماند بنگر چه بسيار از اهل بيت كه [مظلومانه] كشته شدند باز هم جهان از آنان پر است ولی كسی از بنی اميه باقی نمانده پس بنگر چه انديشوران و علمای بزرگی چون باقر و صادق و كاظم و رضا عليه السلام و نفس زكيه و امثال آن از نسل پيامبر (ص) برخاستند» . (4)

 

ماجرای مباهله

فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الكذبين (5)

 

«پس هر كس با تو به مجادله برخيزد پس از آنكه دانش (وحی) بتو رسيد، بگو بيايد ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله برخيزيم (و به درگاه خداوند تضرع كنيم) تا دروغگويان را به لعنت‏خدا (و عذاب) گرفتار سازيم.» در سال نهم هجری عده‏ای از سران مسيحيان شهر نجران كه در 910 كيلومتری جنوب شرقی مكه واقع است، همراه اسقف اعظم شهر برای مذاكرات دينی و اعتقادی با رسول خدا صلی الله عليه و آله به مدينه وارد شدند، آنان پس از بحثهای دينی از قبول اين حقيقت كه عيسی بنه و فرستاده خداست‏سرباز زدند، زيرا آنان بر اين پندار بودند كه عيسی فرزند خداست. با اين همه در برابر منطق استوار رسول خدا (ص) مهر خواموشی بر لب زدند.

 

فرشته وحی فرود آمد و به پيامبر صلی الله عليه و آله امر شد تا آنها را به مباهله دعوت كند. يعنی هر گروه به همراه عزيزترين افرادشان به صحرا روند و در زمان معين هر دو گروه بدرگاه خداوند نيايش كنند و بر آنكس كه دروغگوست لعنت فرستند.

 

پيامبر (ص) از ميان بستگان و يارانش عزيزترين و پاكترين آنها را با خود همراه كرد، آنان عبارت بودند از دخترش فاطمه، پسر عم و داماد و برادرش علی و فرزندان آنها حسن و حسين (كه سلام و درود خداوند بر آنان باد) زيرا انسانهايی پاك‏تر و با ايمان‏تر از اين چهار تن وجود نداشتند و گرنه پيامبر (ص) آنان را با خود همراه می‏ساخت.

 

آن روز رسول خدا صلی الله عليه و آله لباس سياه و پشمين در بر داشت، حسين (ع) را در آغوش گرفت و دست‏حسن را به دست گرفت‏براه افتاد و پشت‏سرش علی و فاطمه (سلام الله عليهم) براه افتادند منظره معنوی و با شكوهی بود هنگامی كه به جايگاه نزديك شدند، چشم مسيحيان به حالت پر از صفا و معنويت پيابر ( صلی الله عليه و آله) و همراهان آنحضرت افتاد، بزرگشان گفت: «چهره‏هايی را مشاهده می‏كنم كه اگر بدرگاه الی رو كنند اين بيابان به جهنمی سوزان تبديل خواهد شد و دامنه عذاب به سرزمين نجران كشيده می‏شود، (6) اينان اگر از خدا بخواهند كوهی را از جا بركند خواهد كند با اينان مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد و بيم آنست كه مسيحيان به تمامی نابود شوند» . (7)

 

و بدين ترتيب به پرداخت جزيه راضی شدند. (8)

 

بنا به روايت تمامی علمای شيعه و سنی ماجرای مباهله با حضور آن چهار نور پاك انجام گرفته و بنابراين مصداق «نسائنا» در آيه شريفه فاطمه زهرا ( عليها السلام) است.

 

سخن علامه شرف الدين مرحوم علامه سيد عبد الحسين شرف الدين می‏نويسد: تمامی اهل قبله حتی خوارج متفقند كه پيامبر (ص) برای مباهله از زنها كسی جز پاره تن خود زهرا (ع) را فرا نخواند، و از فرزندان جز دونوه‏اش حسن حسين (ع) و از جانها جز برادرش را كه موقعيتش به او مانند موقعيت هارون به موسی بود و در اين معنی كسی ديگر از جهانيان با آنها شريك نيست. (9)

 

شگفتا چه نيكوست! هر كس به ترس و وحشت عجيبی كه برای بزرگان و نمايندگان دينی و دنيايی نجران ايجاد شد بنگرد و دقت كند درمی‏يابد كه محمد (ص) و آل او را شكوهی است‏خدايی كه چشمها را خيره می‏كند و آنان را عظمتی است روحانی كه همه را در مقابل خود به خضوع وا می‏دارد. (10)

 

بعدها در محل انجام مباهله در مدينه مسجدی بنا گرديد كه تا كنون به عنوان يادگار نزول آيه شريفه و يادآور واقعه و فضيلت اهل بيت محل تردد و عبادت پيروان است. (11)

 

جلوه ايثار

و يطعمون الطعام علی حبه مسكينا و يتيما و اسيرا انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا (12)

 

«و بر دوستی او (خدا) به فقير و طفل و يتيم و اسير طعام می‏دهند و گويند ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می‏دهيم و از شما هيچ پاداشی و سپاسی هم نمی‏طلبيم‏» .

 

زمخشری يكی از مفسرين بزرگ اهل سنت، در تفسير الكشاف به نقل از ابن عباس چنين گويد (13) : حسن و حسين (ع) بيمار شدند پيامبر (ص) به همراه گروهی از آنان عيادت نمود و به علی (ع) فرمود چه خوب است‏برای شفای فرزندانت نذری كنی.

 

آنگاه علی و فاطمه ( عليهما السلام) و فضه نذر كردند كه اگر حسن و حسين (ع) بهبود يافتند سه روز روزه بگيرند هنگامی كه آن دو بزرگوار سلامتی خود را باز يافتند در خانه چيزی برای افطار وجود نداشت، از اين رو علی ( عليه السلام) از شمعون يهودی سه صاع (14) جو وام گرفت. (و به روايتی حضرت زهرا ( عليها السلام) در خانه پشم ريسيد و سه صاع جو مزد گرفت،) . (15)

 

فاطمه عليها السلام جو را دستاس نمود و با يك صاع آن برای هر يك از افراد خانواده قرص نان جوينی پخت و بر سر سفره افطار نهاد. هنگامی كه آماده افطار شدند، ندای سائلی برخاست: سلام و درود خدا بر شما ای خاندان محمد (ص) ! مسكينی از مساكين مسلمينم به من غذا دهيد، خداوند شما را از غذاهای بهشتی نصيب فرمايد، خاندان وحی نان افطار خود را ايثار كردند و فضه نيز از آنان متابعت كرد. آن شب را با آب افطار كردند و شب را بدون غذا بسر آوردند.

 

فردای آن شب نيز روزه گرفتند و چون شب فرا رسيد نان افطارشان در سفره نهاده شد، يتيمی بر در خانه آمد و باز به همان ترتيب همگی غذای خود را به آن يتيم ايثار كردند. و آن شب نيز با آب افطار كرده و خود گرسته ماندند. روز سوم را هم روزه گرفتند و هنگام افطار اسيری تقاضای كمك كرد و برای بار سوم آنچه در سفره بود به آن اسير ايثار شد.

 

صبح روز چهارم علی (عليهالسلام) دست دو فرزند خود را گرفته و آنان را نزد رسول خدا ( صلی الله عليه و آله) برد پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) را ديد كه از گرسنگی چون مرغكانی می‏لرزيدند، سپس از جا برخاست و به همراه آنان به خانه حضرت زهرا (ع) رفت، ديد فاطمه (ع) در محراب به عبادت مشغول است در حالی كه كه از شدت گرسنگی شكم وی به پشت چسبيده است و چشمانش در گودی نشسته است. منظره تاثر آوری بود. رسول خدا ( صلی الله عليه و آله) افسرده خاطر شد، در آن هنگام جبرئيل فرود آمد و عرض كرد: اين هديه را بگير خدای تعالی به داشتن چنين اهل بيتی به تو تهنيت گفته است پس سوره «هل اتی‏» را بر پيامبر (ص) خواند اين روايت مورد قبول پيشوايان سنی و شيعه و به تعبير ديگر عموم مسلمين می‏باشد. (16)

 

آيه تطهير

انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (17)

 

«خداوند چنين می‏خواهد كه رجس (هر پليدی) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاك و منزه گرداند

 

در شان نزول اين آيه روايات متواتری از منابع اهل سنت در دست است كه آيه تطهير در خانه «ام سلمه‏» نازل شده است هنگام نزول آيه رسول خدا (ص)، فاطمه زهرا، علی، حسن و حسين كه درود خدا بر همه آنان باد حضور داشتند پيامبر (ص) عبای خويش را بر آنان افكند و بدين ترتيب آنان از بقيه اهل خانه و ديگران جدا و مشخص شدند، آنگاه دستها را بسوی آسمان بلند كرد و فرمود:

 

خدايا اينان اهل بيت منند پس بر محمد و آل او درود فرست. خداوند عزوجل نيز اين آيه را نازل فرمود:

 

«انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» (18)

 

ام سلمه همسر نيك نهاد پيامبر (ص) خواست تا به زير عبا رود و به آن جمع و به آن جمع وارد شود. اما رسول خدا (ص) او رانهی كرد و فرمود نه تو داخل نشو اما تو خوب هستی. (19)

 

بعد از نزول اين آيه رسول خدا (ص) بمدت شش ماه هر روز هنگامی كه برای نماز صبح از خانه خارج می‏شد بر در خانه فاطمه زهرا (ع) می‏ايستاد و می‏فرمود:

 

نماز! ای اهل بيت، بدرستی خداوند اراده فرموده كه هر ناپاكی را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاك و مزه نمايد. (20)

 

دعای توبه حضرت آدم (ع) فتلقی ءادم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم (21)

 

«پس آدم از پروردگار خويش كلماتی را فرا گرفت و خداوندبه وسيله آن كلمات توبه او راپذيرفت كه خداوند توبه پذير و مهربان است.» ابن مغازلی از علمای اهل سنت - متوفای 483 ه.ق - به اسناد خود از ابن عباس روايات می‏كند:

 

سئل النبی صلی الله عليه و آله عن كلمات التی تلقی آدم من ربه فتاب عليه قال ساله «بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسين الا تبت علی‏» فتاب عليه. (22)

 

يعنی از پيامبر (ص) سوال شد آن كلمات كه حضرت آدم از پروردگار خود فرا گرفت و به وسيله آن توبه او مورد قبول واقع شد چيست؟ حضرت فرمود: آدم (ع) از خداوند چنين خواست: «به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسين توبه مرا قبول فرما» پس خداوند توبه او راپذيرفت.

 

خويشان پيامبر (ص) قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فی القربی (23)

 

«ای پيامبر (ص) بگو من برای انجام رسالتم پاداشی از شما نمی‏خواهم مگر محبت و اظهار دوستی با خويشان نزديكم.» اين آيه شريفه به اجماع شيعه و سنی در شان اهل بيت عصمت و طهرت و از جمله حضرت زهرا (ع) نازل شده است (24) بعد از نزول اين آيه از پيامبر (ص) سوال شد ای رسول خدا (ص) خويشان نزديكت كه مودت و دوستی آنان بر ما واجب است چه كسانی هستند؟

 

حضرت در جواب فرمود: «علی، فاطمه و دو فرزند آنها حسن و حسين ( عليهم السلام)» (25)

 

«محمد بن ادريس شافعی‏» - رحمه الله - پيشوای شافعيان در اين باره چنين سروده است:

 

يا آل بيت رسول الله حبكم فرض من الله فی القرآن انزله يكفيكم من عظيم الفخر انكم من لم يصل عليكم لا صلاة له

 

ای اهل بيت رسول خدا! دوستی شما واجبی است كه خداوند در قرآن نازل فرموده در عظمت افتخار شما همين بس باد كه هر كس بر شما درود نفرستد نمازش باطل است (26)

 

فاطمه عليهم السلام در نگاه پيامبر ( صلی الله عليه و آله)

در وجود فاطمه زهرا ( عليها السلام) فضائل بيشماری جمع است كه برخی از فضائل او راخداوند در قرآن بر شمرده و پيرامون آن آياتی را نازل فرموده است، آنگونه كه در صفحات پيشين مطالعه نموديد تنها شيعيان فاطمه ( عليها السلام) نيستند كه به نزول اين آيات در فضيلت مطالعه و شان وی اعتقاد دارند بلكه برادران اهل سنت و علمای آنان نيز در بسياری موارد بر همين اعتقادند و اجماع شيعه و سنی در بسياری موارد جای هيچگونه ترديدی را در صحت نزول آيات ذكر شده در شان فاطمه عليها السلام باقی نمی‏گذارد.

 

برخی ديگر از فضائل فاطمه زهرا ( عليها السلام) بر زبان پيامبر ( صلی الله عليه و آله) جاری شده و از طريق سنی و شيعه روايات آن به ما رسيده است. البته رسول خدا (ص) بدان دليل كه فاطمه (ع) دختر اوست درباره‏اش چنين فضائلی را نمی‏گويد زيرا اگر چنين بود بايستی در مورد دختران ديگرش زينب، ام‏كلثوم، رقيه يا حتی پسرانش ابوالقاسم، عبد الله، و ابراهيم نظير همين مطالب را فرموده باشد در صورتی كه چنين نيست، تنها شايستگی و مقام والا و بی همتای فاطمه (ع) نزد خداوند است كه پيامبر (ص) را گاه گاه به بيان گوشه‏ای از مقام ارجمندش وادار می‏كند. و آنهم نه از سوی خويش كه از سوی خدای خويش زيرا زبان پيامبر (ص) زبان وحی است و به تعبير قرآن: «او هرگز از سر هوای نفس سخن نمی‏گويد، سخن او هيچ غير وحی خدا نيست‏» . (27)

 

از اين رو آنچه را هم پيامبر (ص) درباره فاطمه (ع) فرموده است چون ديگر سخنانش از سرچشمه وحی تراوش نموده است. اينكه به عنوان تبرك به ذكر چند حديث معتبر كه مورد اتفاق شيعه و سنی است از منابع اهل سنت‏بسنده می‏كنيم.

 

1- احمد بن حنبل متوفای 241 ه.ق - پيشوای مذهب حنبلی به اسناد خود چنين روايت می‏كند: نظر النبی صلي الله عليه و (آله) و سلم الی علي و الحسن و الحسين و فاطمة فقال:

 

«انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم‏» .

 

يعنی پيامبر (ص) به علی، حسن، حسين و فاطمه (كه درود خدا بر آنان باد) نگريست و فرمود «من با هر كسی كه با شما در جنگ باشد در جنگم، و هر كسی كه با شما از در صلح و آشتی درآيد، من نيز با او در صلح و صفا خواهم بود» (28)

 

2- احمد بن حنبل ترمذی و عده‏ای ديگر از علمای اهل سنت از «حذيفه نقل كرده‏اند كه: پيامبر به او فرمود: نديدی آنكسی را كه كمی قبل پيشم آمد؟ او فرشته‏ای بود كه تا كنون بر زمين فرود نيامده بود. از خداوند خواست تا بر من سلام كند و بشارتم دهد.

 

كه (ان فاطمة سيدة نساء اهل الجنة و ان الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة) فاطمه سرور زنان بهشت است و حسن وحسين سرور جوانان بهشتند. (29)

 

3- ذهبی روايت كرده كه رسول خدا (ص) فرمود: «اول شخص يدخل الجنة فاطمة بنت محمد. (ص)» «اول كسی كه وارد بهشت می‏شود دختر محمد (ص) است‏» . (30)

 

4- محب الدين طبری به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت می‏كند كه فرمود:

 

«اربع نسوة سيدات عالمهن، مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم و خديجة بن خويلد و فاطمه بنت محمد ( صلی الله عليه و آله) و افضلهن عالما فاطمه (سلام الله عليها» «چهار زن سرور بانوان جهانند مريم دختر عمران (مادر عيسی) و آسيه دختر مزاحم (همسر نيكوكار فرعون) و خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد (ص) با فضيلت‏ترين بانوان جهان است‏» (31)

 

5- بخاری محدث معروف اهل سنت متوفای - 256 ه.ق به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت می‏كند كه فرمود:

 

«فاطمه بضعة منی فمن اغضبها اغضبی‏» .

 

«فاطمه پاره تن من است هر كس او را به خشم آرد مرا به خشم آورده است‏» (32)

 

6- احمد بن حنبل به اسناد خود ار رسول خدا (ص) روايت می‏كند كه فرمود:

 

«انما فاطمة بضعة منی يوذينی ما اذاها و ينصبنی ما انصبها» .

 

«فاطمه پاره تن من است آنچه او را بيازارد مرا آزرده است و آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت می‏كند» . (33)

 

7- حاكم نيشابوری و جمعی ديگر از علمای اهل سنت‏بااسناد خو روايت‏بسيار مهم و عجيبی را از رسول ( صلی الله عليه و آله) نقل می‏كنند كه فرمود:

 

«يا فاطمة ان الله يغضب لغضبك و يرضی لرضاك‏»

 

«ای فاطمه بدرستی كه خداوند با غضب تو غضب می‏كند و با رضای تو راضی می‏گردد» . (34)

 

از اين احاديث چنين استفاده می‏شود كه آزردن فاطمه (ع) آزردن پيامبر (ص) است‏خشمناك كردن وی خشمگين كردن پيامبر (ص) است و به زحمت انداختن او به زحمت انداختن رسول خداست چه او پاره تن پيامبر (ص) است و آزردن رسول خدا (ص) نيز بسان آزردن خداست و از اين رو با غضب فاطمه خدا غضب ناك می‏شود و با رضايت او راضی می‏گردد. و پناه بر خدا از اينكه فاطمه (ع) و پيامبر (ص) آزرده شوند. زيرا خداوند در قرآن می‏فرمايد: «آنان كه خدا و رسول را آزار و اذيت می‏كنند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده (از رحمت‏خود دور نمود،) و بر آنان عذابی با ذلت و خواری فراهم ساخته است‏» . (35)

 

8- فرات بن ابراهيم در تفسيرش از رسول خدا (ص) روايت می‏كند كه حضرت فرمود:

 

«تدخل فاطمة ابنتی الجنة و ذريتها و شيعتها، و ذاك قوله تعالی: (لا يحزنهم الفزع الاكبر) (36) (و هم فی ما اشتهت انفسهم خالدون) (37) هی و الله فاطمة و ذريتها و شيعتها»

 

«دخترم فاطمه (ع) با فرزندان و شيعيانش وارد بهشت می‏شوند، و در اين مورد است كه خدای تعالی می‏فرمايد: هرگز هول و هراس روز قيامت آنها را غمگين نمی‏سازد. و بدانچه مشتاق و مايل آنند در بهشت تا ابد از نعمتها بهره‏مندند. به خدا سوگند او فاطمه (ع) و ذريه و شعيانش هستند» . (38)

 

آری ذريه فاطمه زهرا يعنی حسن و حسين و ائمه اطهار (39) (كه درود خدا بر آنان باد) و شيعيان پاكی كه رهرو صادق راه فاطمه (ع) و فرزندان اويند در چنين مقامی بلند قرار دارند، نه هر كسی كه از نسل فاطمه (ع) باشد ولی منش و كرداش مخالفت‏با فاطمه (ع) است، و نه هر كس كه خود را شيعه پندارد و در عمل رهرو راه اين خاندان نباشد كه اين معنی را روايات ديگر تصريح كرده است. (40)

 

9- حاكم نيشابوری و ابن مغازلی و عده‏ای ديگر از علمای اهل سنت‏به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت كرده‏اند كه فرمود:

 

«اذا كان يوم القيمة نادی مناد من تحت الحجب يا اهل الجمع غضوا ابصاركم و نكسو روسكم فهذه فاطمة بنت محمد ( صلی الله عليه و آله) تريد ان تمر علی الصراط‏» .

 

«روز قيامت منادی از پس پرده ندا می‏دهد كه ای اهل محشر چشمانتان راببنديد و سرها را به زير افكنيد كه فاطمه ( عليها السلام) دختر محمد ( صلی الله عليه و آله) می‏خواهد از صراط بگذرد» . (41)

 

10- خطيب بغدادی از علمای اهل سنت - متوفای 463 ه.ق به اسناد خود از ابن عباس نقل می‏كند كه رسول خدا (ص) فرمود؟ :

 

«ليله عرج بی الی السماء رايت علی باب الجنة مكتوبا لا اله الا الله محمد رسول الله ، علی حبيب الله، فاطمة الحسن و الحسين صفوة الله، علی باغضيهم لعنة الله‏» .

 

«در شب معراجم به سوی آسمان، ديدم كه بر در بهشت اين كلمات نوشته شده بود: خدايی نيست جز خدای بی‏همتا، محمد فرستاده خداست، علی محبوب خداست، فاطمه، حسن و حسين برگزيدگان خدايند از رحمت‏خدا دور باد كسانيكه كينه و دشمنی با آنان دارند» . (42)

 

اسامی حضرت فاطمه (ع)

نام نيكو بر فرزند گذاشتن، نشانی از ادب وفرهنگ والدين است، اين اولين نيكی پدر ومادر به فرزند می‏باشد. در عوض اسامی مستهجن و قبيح عاملی مهم در شكست روی و خلاء شخصيت فرزند است زيرا همواره انسان را به نامش می‏خوانند و اگر نامش سبك و مستهجن باشد صاحب نام راسبك می‏شمارند پيامبر گرامی (ص) فرمود: «نامهايتان رانيكو برگزينيد زيرا روز قيامت‏با همين نامها خوانده می‏شويد» (43) روش رسول خدا (ص) نيز بر اين بود كه اسامی قبيح و بدور از فرهنگ اسلامی مردان و شهرها را تغيير می‏داد. (44)

 

او خود بهترين نامها را داشت، فرزندان و نوه‏هايش بهترين نامها را داشتند. دخترش فاطمه (ع) نيز دارای (اسماء حسنی) اسامی زيبائی است كه هر يك از اسامی دارای معانی و اشاراتی است. باشد كه ما با دريافت مفاهيم اين نامها از اهل بيت پيامر (كه درود خدا بر آنان باد) پيروی كنيم و اين نامها را زنده نگهداريم.

 

اسامی حضرت

1- فاطمه: فاطمه از مصدر فطم است. و فطم در لغت عرب به معنای قطع كردن، بريدن و جدا شدن آمده است. و فاطمه يعنی جدا شده از هر بدی پيامبر ( صلی الله عليه و اله) فرمود «او رافاطمه ناميدند زيرا خداوند وی و فرزندان و دوستانش را از آتش بريده و بازداشته است‏» (45) نام فاطمه را خداوند از طريق وحی به پيامبر ( صلی الله عليه و آله) القا نمود. (46)

 

نامگذاری دختران به فاطمه مستحب است. (47)

 

و امام صادق عليه السلام به مردی كه دخترش را فاطمه نام نهاده بود فرمود: «اكنون كه نامش را فاطمه نهاده‏ای دشنامش مده به او لعنت مكن و او را كتك نزن‏» (48)

 

2- صديقه: يعنی بسيار راستگو و صديق

 

3- مباركه: خداوند انواع بركات را به فاطمه زهرا ( عليها السلام) عطا فرمود و نسل پيامبر ( صلی الله عليه و آله) را در وجود او قرار داد.

 

4- طاهره: مصداق آيه شريفه تطهير است. و بدين خاطر طاهره ناميده شده كه از هر نوع آلودگی پاك است. (49)

 

5- زكيه: پاك و مطهر است.

 

6- راضيه: زهرا ( عليها السلام) به آنچه خداوند برايش مقرر داشت راضی بود.

 

7- مرضيه: او مورد خشنودی و رضای پروردگار بود.

 

8- زهرا: امام صادق ( عليه السلام) فرمود: «فاطمه (ع) را از اين رو «زهرا» ناميده‏اندكه هنگامی كه در محراب عبادت می‏ايستاد نورش برای فرشتگان آسمان می‏درخشيد آنگونه كه نور ستارگان بر اهل زمين می‏درخشد» . (50)

 

9- بتول: به روايت ابن اثير از علمای اهل سنت، رسول خدا (ص) فرمود: «فاطمه را بتول ناميده‏اند زيرا به واسطه فضل و دانش، ايمان و شرافتش از ساير زنان زمانه جدا گشته است‏» . (51) و به روايتی ديگر كه علمای اهل سنت نظير ابن اثير، قندوزی و ديگران نقل كرده‏اند، رسول خدا (ص) فرمود: «فاطمه بتول ناميده شده زيرا كه وی را از عادات ماهانه دور داشته‏اند» (52)

 

كنيه‏های حضرت

كنيه‏هايی كه برای حضرت زهرا ( عليها السلام) ذكر كرده‏اند عبارتند از:

 

1- ام الحسن: مادر حسن ( عليه السلام)

 

2- ام الحسين: مادر حسين ( عليه السلام)

 

3- ام المحسن: مادر محسن ( عليه السلام)

 

4- ام الائمه: مادر ائمه ( عليهم السلام)، زيرا ائمه طاهرين همه از نسل فاطمه زهرا ( عليها السلام) هستند.

 

5- ام ابيها: مادر پدرش! اين كنيه را علمای اهل سنت نظير ابن عبد البر و ابن اثير نقل كرده‏اند. (53) بدين خاطر به فاطمه ( عليها السلام) ام ابيها گفته‏اند كه آن حضرت پس از رحلت مادرش برای پدر خويش چون مادری مهربان و دلسوز بود. (54)

 

هدف ما از بيان فضائل و اسماء نيكوی فاطمه ( عليها السلام) بيان مطالب شگفت آور نيست، بلكه آگاهی بيشتر با بلندای مقام زهرا ( عليها السلام) و درس گرفتن از مكتب پربار اوست. تا هر مسلمان و بخصوص زن مسلمان دريابد كه چه الگوی ارزنده‏ای را در تمامی زمينه‏های زندگی داراست. چرا كه فاطمه ( عليها السلام) از جنبه انسانی‏اش بشری چون ديگران است. (55) اما از جنبه معنوی بدانجا رسيده كه شناخت تمامی ابعاد شخصيتش بس دشوار است. مقامی را كه آن بزرگوار در اثر بندگی خدا و شناخت و معرفت او بدست آورد مقامی بس ارجمند و فضائلش بيشمار و وجودش بی‏همتاست.

 

و تو ای خواهر و برادر مسلمان! ای دوستدار فاطمه ( عليها السلام) ! اگر پيرو او باشی و به راه او روی هر چند بسان خود فاطمه (عليها السلام) نشوی اما شيعه و پيرو طريقت او گردی و به قله كمال انسانيت و معرفت‏برسی كه او بهترين راهنمای راه است. پس برخيز و براه شو كه گر بروی بشوی.

 

و اين است فضل خداوند كه به هر كس بخواهد عطا كند.

 

ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله واسع عليم. (56) صدق الله العلی العظيم.

 

پی‏نوشت‏ها:

 

1. سيره ابن اسحاق ص 229.

 

2. مراة الحرمين ج 1 س 325.

 

3. مجمع البيان ج 5 ص 549.

 

4. تفسير كبير فخر رازی ج 32 ص 124.

 

5. (آل عمران آيه 61).

 

6. احكام القران ج 2 ص 14- احقاق الحق ج 9 ص 74.

 

7. سيره الحلبيه ج 3 ص 212- تفسير كبير فخر رازی ج 8 ص 85.

 

8. فتوح البلدان ص 76.

 

9. رجوع كنيد به صحيح مسلم ج 7 ص 120- مسند احمد حنبل ج 1 ص 185- سنن ترمذی ج 4 ص 293- مستدرك حاكم ج 3 ص 150- اسباب النزول واحدی ص 68.

 

10. كلمه الغراء فی تفضيل فاطمة الزهراء ص 7/8.

 

11. نگاه كنيد به تصوير شماره 10.

 

12. سوره دهر آيه 8 و 9.

 

13. تفسير الكشاف ج 4 ص 197.

 

14.هر صاع چهار مد و تقريبا يك من تبريز يا 3 كيلوگرم است.

 

15. تفسير البرهان ج 4 ص 412.

 

16. رجوع كنيد به منابع تفسير و تاريخ اهل سنت نظير - اسباب النزول واحدی ص 296- تفسير قرطبی ج 19- الدر المنثور ج 6 ص 299- البحر المحيط ج 8 ص 395- اسد الغابه ج 5 ص 530- الاصابه ج 4 ص 376- مناقب ابن مغازلی ص 276- تذكره ابن جوزی ص 177- همچنين در منابع شيعه به تفسير مجع البيان ج 5 ص 404- تفسير البرهان ج 4 ص 412- الميزان ج 20 ص 132.

 

17. احزاب آيه 33.

 

18. القول الفصل ابی طاهر الحداد ص 185.

 

19. مسند امام احمد حنبل ج 2 ص 323 و ج 6 ص 292- صحيح ترمذی ص 200- خصائص نسابی ص 16.

 

20. مسند امام احمد حنبل ج 3 259 انساب الاشراف ج 2 ص 104 صحيح ترمذی ج 2 ص 29. در مورد نزول آيه شان اهل بيت رجوع شود به منابع معتبر تفسير و حديث اهل سنت از جمله اسباب النزول واحدی ص 239- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 147- صحيح ترمذی ج 2 ص 29- تفسير طبری ج 22 ص 7- سنن بيهقی ج 2 ص 147.

 

21. آيه 37 سوره بقره.

 

22. مناقب ابن مغازلی ص 63- الدر المنثور ج 6 عن ابن نجار - ينابيع الموده ص 97.

 

23. شوری آيه 23.

 

24. گفتار علامه امينی فاطمة الزهراء ص 25.

 

25. تفسير الدر المنثور ج 6 ص 7- ذخائر العقبی ص 25- صواعق المحرقه ص 101- احياء الميت ص 8- تفسير فرات ابی ابرهيم ص 150 نور الابصار شبلنجی ص 101 مجمع الزوائد ج 7 ص 103 و ج 9 ص 168- مناقب ابن مغازلی ص 309.

 

26. ديوان امام شافعی ص 72- نور الابصار ص 104. تمامی مذاهب فقه اسلامی متفقدند كه هر كس در تشهد نماز «اللهم صلی علی محمد و آل محمد» رانگويد يا آنراناقص بگويدوآل محمد را ذكر نند نمازش باطل است منظور امام شافی نيز همين است درباره رواياتی كه در اينزمينه اهل سنت روايتكرداندرجوع شود به سنن دار قطنی ص 136- ذخائر العقبی ص 19- الصواعق المحرق ص 88- سنن بيهقی ج 2 ص 379.

 

27. آيه 3 و 4 سوره نجم و ما ينطق عن الهوی ان هو الاوحی يوحی.

 

28. نظير همين روايت را علمای ديگر اهل سنت روايت كرده‏اند رجوع كنيد به صحيح ترمذی ج 2 ص 319- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 149- كنز العمال ج 6 ص 216- اسد الغبه ج 5 ص 523 ذخائر العقبی ص 25- تاريخ بغداد ج 7 ص 136- مسند الامام احمد بن حنبل ج 4 ص 442.

 

29. مسند امام احمد بن حنبل ج 5 ص 391- صحيح ترمذی ج 2 ص 306- مستدرك حاكم ج 3 ص 151- كنز العمال ج 6 ص 217 فضائل الصحابه نسائی ص 76.

 

30. ميزان الاعتدال ذهبی ج 2 ص 131- خصائص الكبری ج 2 ص 225- كنز العمال ج 6 ص 219.

 

31. ذخائر العقبی ص 44.

 

32. صحيح بخاری ج 5 ص 36- فيض القدير ج 4 ص 421- كنز العمال ج 6 ص 220- فضائل الصحابه ص 78.

 

33. مسند الامام احمد بن حنبل ج 4 ص 5- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 159- صحيح ترمذی ج 2 ص 319.

 

34. مستدرك الصحيحين ج 3 ص 153- مناقب ابن مغازلی ص 351- ميزان الاعتدل ج 2 ص 72- ذخائر العقبی ص 39- اسد الغابه ج 5 ص 535.

 

35. (احزاب آيه 57) .

 

ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنيا والاخرة و اعد لهم عذابا مهينا.

 

36. انبياء آيه 103 لا يحزنهم الفزع الاكبر.

 

37. انبياء آيه 102. و هم فی ما اشتهت انفسهم خلدون.

 

38. تفسير فرات ابن ابراهيم ص 168.

 

39. طبق روايت هيثمی در مجمع الزوايد ج 9 ص 202.

 

40. همان مآخد - عيون اخبار الرضا ج 2 ص 232- تاريخ بغداد ج 3 ص 5.

 

41. مستدرك الصحيحين ج 3 ص 153- ميزان الاعتدال ج 2 ج 82- اسد الغابه ج 5 ص 523 مناقب ابن مغازلی ص 355.

 

42. تاريخ بغداد ج 1 ص 259.

 

43. قال رسول الله (ص) «استحسنوا اسماءكم فانكم تدعون بها يوم القيامه...» فروع كافی ج 2 ص 87- وسائل الشيعه ج 15 ص 125.

 

44. ان رسول الله صلی الله عليه و آله كان يغير الاسماء القبيحة فی الرجال و البلدان. قرب الاسناد ص 45 وسائل ج 15 ص 124.

 

45. قال رسول الله..و. «و انما سماها فاطمه لان الله فطمها و ذريتها و محبيها عن النار» . نگاه كنيد به ينابيع الموده ص 397- كنز العمال ج 6 ص 219- ذخائر العقبی ص 26 به همين مضمون - تاريخ بغداد ج 12 ص 331.

 

46. علل الشرائع باب 144- كافی باب الحجه.

 

47. واقی باب الاسماء و الكنی.

 

48. وافی باب تاديب الولد.

 

49. مصباح الانوار.

 

50. بحار الانوار ج 43 ص 13.

 

51. نهايه ابن الاثير ج 1 ص 71- لسان العرب ج 11 ص 43.

 

52. قال رسول الله «و انما سميت فاطمة البتول لانها تبتلت من الحيض و النفاس‏» .

 

نگاه كنيد به نهايه ابن الاثير ج 1 ص 71- ينابيع الموده ص 260 موده القربی ص 103 و 78.

 

53. استيعاب ج 2 ص 752- اسد الغابه ج 5 ص 52- مقاتل الطالبين ص 29.

 

54. بحار الانوار ج 43 ص 16.

 

55. همانگونه كه خداوند در مورد پيامبرش (ص) می‏فرمايد، بگو من هم بشری همانند شمايم جز آنكه بر من وحی نازل می‏شود. (كهف آيه 110).

 

56. سوره مائده آيه 54.

سه شنبه 12/4/1386 - 18:6
پسندیدم 0
UserName