فشار خون؛ يا قاتل بى‏سر و صدا )6)
توسط : حامد...
 

فشار خون؛ يا قاتل بى‏سر و صدا )6)

دكتر منصور اشرفى عضو كالج بين‏المللى جرّاحان

 

گرچه مصرف كوكائين، نوشيدن مشروبات الكلى، ضربه به سر، ديابت، مصرف سيگار، زيادى كلسترول، چاقى و تپش نامنظم دهليزى قلب در سكته مغزى مؤثرند، ولى مهم‏ترين عامل سكته مغزى فشار خون است.

 

فشار خون زياد (پرفشار خونى) ممكن است باعث پارگى رگهاى مغز بشود و آن موقعى است كه فشار خون، ديواره رگها را ناتوان و آماده پاره شدن مى‏نمايد. ضايعه مغزى ممكن است به سبب كمبود اكسيژن و خون در مغز باشد و نيز در اثر فشار بر مغز به سبب خون‏ريزى اتفاق بيفتد. چون خون خارج شده از رگهاى مغز، به مغز فشار مى‏آورد تا براى خود جا باز كند. سكته مغزى در اثر خون‏ريزى، ممكن است در افرادى اتفاق بيفتد كه فشار خون بالا دارند و ديواره رگها ناتوان شده است.

 

گرچه هرگونه سكته مغزى، پرخطر است ولى خون‏ريزى‏هاى مغزى غالبا مخرّب هستند و حتى ممكن است افراد جوان را نيز مبتلا كنند و به احتمال زياد باعث مرگ شوند.

 

پرفشارخونى عامل مهم خون‏ريزى مغزى است و نيز عوامل ديگر خطر مانند مصرف كوكائين، نوشيدن مشروب‏هاى الكلى، ضربه به سر، ديابت و بيمارى‏هاى خون‏ريزى‏دهنده نيز مؤثر هستند.

 

وقتى كه خون‏ريزى در داخل نسج مغز باشد، مى‏گويند سكته در اثر خون‏ريزى داخل مغز ايجاد شده است(1). موقعى كه رگى در سطح مغز، پاره شود آن را بر حسب محلّ تجمع خون، خون‏ريزى زير عنكبوتيّه(2)، زير سخت(3) شامه و بيرون سخت شامّه مى‏نامند.

 

سه پرده يا غشاى نازك مغز را پوشانيده است. پرده بيرونى به استخوان سر و پرده درونى به مغز مى‏چسبد و بين اين دو پرده، فضاى عنكبوتيه است كه معمولاً مقدارى مايع در آن وجود دارد. خون‏ريزى در اين ناحيه خطرناك‏تر است چراكه مقدارى خون در آن جمع مى‏شود. در واقع اين خون، بين كاسه سر و مغز جمع مى‏گردد. چون فشار اين خون بر كاسه سر كه سفت و استخوانى است اثر ندارد لذا به نسج نرم مغز، فشار وارد مى‏شود و ضايعه زيادى به وجود مى‏آورد. در برخى موارد، در اثر پرفشارخونى ممكن است آنوريسم كوچكى كه در سرخ‏رگ مغز وجود داشته باشد، پاره شود و خون‏ريزى كند. عامل مستعدكننده اين آنوريسم‏ها غالبا زيادى فشار خون است.

 

 

پيش‏گيرى از سكته مغزى

سكته مغزى، قابل پيش‏گيرى است. اسف‏بار است كه آدمى نتواند از اين عارضه جلوگيرى نمايد. انسان شاد و خندان و تندرست ديروز، نتواند امروز حرف بزند و درك كند و يا نتواند يك طرف بدن خود را تكان بدهد. واقعا جاى دريغ و تأسف است. اين افراد غالبا سكته موقّتى يا گذرا داشته‏اند ولى پيش پزشك نرفته‏اند و گاهى نيز با وجود اينكه به آنان گفته شده است كه احتمال خطر وجود دارد، نخواسته‏اند دارو مصرف كنند. شايد پيش‏گيرى، بسيار ساده بوده است. يعنى خوردن روزى يك قرص؛ ولى باز هم بى‏اعتنايى كرده‏اند. دريغا كه اكنون وضع به مرحله‏اى رسيده است كه مشكل بتوان كارى كرد. اگر شما و يا يكى از افراد خانواده شما سكته گذرا و يا ضربان نامنظم قلب داشته باشد، آسان نگيريد و به پزشك مراجعه نماييد.

 

بسيارى از سكته‏هاى مغزى با حذف و يا كم كردن عوامل خطر، قابل پيش‏گيرى هستند. عواملى چند در ايجاد سكته مغزى شريكند. براى كم كردن اين عوامل خطر بايد اقدام جدى كرد. ما آنها را يادآورى مى‏كنيم:

 

1. پرفشارخونى (فشار خون بالا): فشار خون درمان‏نشده، مهم‏ترين علت سكته مغزى است. فشار خون، رگها را آزرده مى‏كند. در نتيجه باعث رسوب پلاك‏هاى آترواسكلروز در رگهاى آزرده مى‏شود. پس بايد، دست‏كم هر دو سال يك‏بار فشار خون شما اندازه‏گيرى شود. اگر در خانواده شما افراد مبتلا به پرفشارخونى باشند، ضرورى است كه فشار خون شما زود به زود گرفته شود. اگر فشار خون شما بالاست با پايين آوردن آن، احتمال سكته مغزى به نصف كاهش مى‏يابد.

 

2. تپش نامنظم دهليزى قلب(4): در اين حالت، دهليزهاى قلب، ضربان غيرعادى و تند دارند كه باعث تشكيل لخته‏هاى كوچك خون مى‏شود. اگر يكى از لخته‏ها به مغز برسد، سبب سكته مغزى مى‏گردد. داروهاى رقيق‏كننده خون مانند آسپرين مى‏توانند از لخته شدن خون جلوگيرى نمايند.

 

3. آترواسكلروز و زيادى كلسترول خون: اين ماده‏ها از راههاى گوناگون مى‏توانند باعث سكته مغزى شوند. براى جلوگيرى از اين امر به‏طور منظم ورزش بكنيد، چربى كم بخوريد و كلسترول خون را اندازه بگيريد.

 

4. احتمال سكته مغزى، سه تا چهار ماه پس از سكته گذرا، بسيار زياد است. اگر در شما نشانه‏هايى از سكته مغزى گذرا بوده است، پزشك مى‏تواند با درمان، احتمال سكته مغزى را كاهش دهد.

 

5. كسانى كه نارسايى قلبى دارند به سبب گردش كُند خون در قلب آنان، خون ممكن است لخته ببندد. داروهاى رقيق‏كننده خون مانند آسپرين ممكن است از اين خطر بكاهند.

 

6. كشيدن سيگار و مصرف دخانيات به هر شكل:

 

مواد دخانى، خون را براى لخته شدن مستعد مى‏كنند، باعث پرفشارخونى مى‏شوند و ديواره رگها را آزرده مى‏كنند. هرچه بيشتر سيگار بكشيد خطر سكته مغزى هم بيشتر است. طول عمر شما با طول سيگارهايى كه مى‏كشيد نسبت معكوس دارد. پس لب به سيگار نزنيد و اگر سيگار مى‏كشيد، ترك كنيد. اگر ترك آن براى شما دشوار است از پزشك كمك بخواهيد.

 

7. ديابت: بيمارى قند، خطر سكته مغزى را افزايش مى‏دهد. لازم است از راهنمايى‏هاى پزشك پيروى نماييد و داروها را به گونه‏اى مرتّب مصرف نماييد و رژيم غذايى مناسب را ادامه دهيد.

 

8. چاقى: چاقى، خطر سكته مغزى را دوچندان افزايش مى‏دهد. وقتى شما چاق محسوب مى‏شويد كه دست‏كم 20% بيش از آنچه كه بايد وزن داشته باشيد، فربه باشيد. براى رفع چاقى با پزشك مشورت نماييد با ورزش و رژيم غذايى مناسب وزن خود را كم نماييد.

 

ورزش منظم شما را از بيمارى‏ها حفظ مى‏كند و اثر فورى هم دارد. توان مقاومت بدن را افزايش مى‏دهد. باعث مى‏شود غذايى را كه مى‏خوريد به نحو مطلوب مورد استفاده اعضاى بدن قرار گيرد. كيفيّت خواب را بهبود مى‏بخشد. استرس (تپش) و اضطراب و افسردگى را كاهش مى‏دهد.

 

كسانى كه به‏طور مرتب ورزش مى‏كنند از نظر جسمى و روانى احساس خوبى دارند. استرس، آنان را زياد ناراحت نمى‏كند. ورزش، هورمونى را در مغز آزاد مى‏كند به نام «آندورفين(5)» كه اثر آرام‏بخش بر بدن دارد و باعث مى‏شود كه انسان احساس خوشى داشته باشد. همچنين ورزش در اثر كاستن چربى بدن و تقويت ماهيچه‏ها، شكل بدن را در حالت ايستادن و نشستن‏در وضع خوب نگاه مى‏دارد. حتى اگر غذاى زيادى مى‏خوريد و ورزش هم بكنيد، به‏طورى كه وزن شما زياد نشود باز هم بدن شما از تندرستى سود خواهد برد. اگر وزن شما زياد است از ورزش سود دوگانه خواهيد برد. هم وزن شما كم خواهد شد و هم تندرستى شما تأمين.

 

 

ورزش چگونه شما را از خطر بيمارى حفظ مى‏كند؟

1. قلب قوى خواهيد داشت. با ورزش، قلب شما مانند ماهيچه‏هاى ديگر بدن، توانمند مى‏شود و الياف و ماهيچه‏هاى آن نيرومند مى‏گردند به گونه‏اى كه با نيروى كافى، خون لازم را به همه بدن پمپاژ مى‏كنند.

 

2. ميزان كلسترول خون شما متعادل مى‏شود. مقدار كلسترول بد «LDL» كم و مقدار كلسترول خوب «HDL» زياد مى‏شود.

 

3. ريه‏هاى شما قوى و سالم مى‏شوند و با توان خوب، مقدار اكسيژن لازم را وارد بدن شما مى‏كنند و به مرور زمان ظرفيّت تنفسى شما افزايش مى‏يابد.

 

4. استخوان‏ها و ماهيچه‏ها قوى مى‏شوند. با ورزش، مفاصل شما انعطاف‏پذيرتر، ماهيچه‏ها و استخوان‏ها قوى مى‏گردند. ساختمان استخوان‏هاى قوى، به ويژه براى بانوان، موقع يائسگى بسيار مهم است. ميزان پايين بودن هورمون «استروژن(6)» باعث پوكى استخوان‏ها (استئوپ‏وروز(7)) مى‏شود. از نظر لغوى معنى پوكى استخوان يا «استئوپوروز» اين است كه در آن خلل و فرج پيدا مى‏شود. كاهش سفتى و قوام استخوان و از بين رفتن مواد معدنى آن، از جبران مواد معدنى جانشين بيشتر است و درنتيجه استخوان شكننده مى‏شود و خطر شكستگى افزايش مى‏يابد. اين‏گونه شكستگى‏ها بيشتر در استخوان ران (به ويژه گردن استخوان ران)، مچ دست و ستون فقرات اتفاق مى‏افتد، به سبب شكستگى ستون فقرات، قد، كوتاه؛ و پشت، خميده مى‏شود.

 

بانوان بيشتر دچار پوكى استخوان مى‏شوند.(گرچه مردان نيز مصون نيستند). به ويژه در آغاز يائسگى و نيز پس از آنكه توليد استروژن در بانوان كم مى‏شود. چون اين هورمون از كاهش حجم استخوان جلوگيرى مى‏كند.

 

عواملى كه باعث پوكى استخوان مى‏شوند، به قرار زير است:

 

1. سن: گرچه كاهش قوام استخوان تا حدودى نتيجه طبيعى عمر طولانى است ولى اين امر در افراد فرق مى‏كند. معمولاً از 30 سالگى آغاز مى‏شود. از بين رفتن قوام استخوان، سريع‏تر از تشكيل مجدد آن است. توضيح اينكه دو نوع ياخته وجود دارد كه يكى استخوان‏ها را از بين مى‏برد به نام «استئوكلاست»(Osteoclast) و ديگرى استخوان مى‏سازد به نام «استئوبلاست»(Osteoblast). بين عمل اين دو نوع ياخته‏ها تعادل برقرار است. با بهم خوردن اين تعادل، پوكى استخوان عارض مى‏شود.

 

2. شكل و وضع بدن: بانوانى كه نازك اندام هستند و اسكلت‏بندى و يا چارچوب استخوانى كوچك دارند و وزن استخوانشان نيز كم است، با گذشت زمان نيز از قوام استخوان آنان كاسته مى‏شود.

 

3. ارث: بانوانى كه مادرانشان، پوكى استخوان داشته‏اند، درمعرض اين عارضه هستند. تاكنون چندين «ژن» شناخته شده‏اند كه مى‏توانند تا حدودى باعث اين ناراحتى شوند.

 

4. نژاد: نژاد آسيايى (گندم‏گون‏ها) و سفيدپوستان، بيش از سياه‏پوستان دچار اين عارضه مى‏شوند.

 

5. استروژن: هورمون زنانه استروژن كه كم شدن قوام استخوان‏ها را به تأخير مى‏اندازد، عمدتا در تخمدان‏ها توليد مى‏شود. بانوانى كه يائسه مى‏گردند و يا تخمدان‏هاى آنان با عمل جراحى برداشته مى‏شود، بيشتر در معرض پوكى استخوان هستند چون توليد هورمون استروژن در آنان كاهش يافته است.

 

6. كمى مصرف كلسيم و ويتامينD باعث مى‏شود كه خون از ذخيره مواد معدنى كه در استخوان‏ها است استفاده كند. بنابراين بايد از موادى كه داراى كلسيم هستند مانند شير و ماست و پنير و قرص‏هاى كلسيم سود جست.

 

 

1. Hemorragi

 

2. Subarchnoid

 

3. Subdural

 

4. Venticular

 

5. Andorfin

 

6. Esterogen

 

7. Osteoporosis

 

سه شنبه 12/4/1386 - 8:36
پسندیدم 0
UserName